معرفی و دانلود کتاب شب‌های حرم‌خانه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شب‌های حرم‌خانهsubscriptionAvailable

کتاب شب‌های حرم‌خانه

نوع کتاب
۴.۱(از ۷۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مریم بصیری
انتشارات: 
نشر اسم

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شب‌های حرم‌خانه

«شب‌های حرم‌خانه» نوشته مریم بصیری (-۱۳۴۸)، داستانی تاریخی-اجتماعی است که نگاهی دارد به فضای حاکم بر حرمسراهای دوره قاجار و رویدادهای جاری در آن. علاوه بر این، موضوع تعزیه‌خوانی برای زنان دربار ناصرالدین شاه دستمایه‌ی خلق اثری شده است. 

مریم بصیری، نویسنده‌ی کتاب، فارغ‌التحصیل رشته‌ی تئاتر است و علاقه‌ی خاصی به نمایش سنتی تعزیه دارد که بازتاب آن را در این رمان به‌خوبی مشاهده می‌کنیم. بنابر گفته‌ی وی پژوهش‌های فراوانی در حوزه‌ی تعزیه و خصوصاً مسئله‌ی زنان انجام داده است. نویسنده، در این داستان، مسئله‌ی زنان و تعزیه را با هم آمیخته و بیانی جذاب روایت کرده است. 

داستان از محوریت «ملاباجی» ـ‌ مسئول راه‌اندازی تعزیه‌ برای زنان دربار ناصری ـ حکایت دارد:

«آیلارخانم بادبزنش را تکان داد و با لحن گوشهکنایهداری گفت: بالاخره وقت روضهخوانی و مصیبتخوانی سر آمد که فکر مولودیخوانی افتادید؟ سنبلسادات استکان را در نعلبکی گذاشت و گفت: مَقتلخوانی جای خود دارد، مَنقبتخوانی جای خود. عروسی جای خود، عزا جای خود. سیارهباجی میدانست اگر پای تعزیه به میان بیاید کسی نمیتواند روی حرف سنبلسادات چیزی بگوید. طوری که هم حسادتش را پنهان کند و هم خود را دوستدار ملاباجی محبوب حرمخانه نشان دهد، گفت: «سنبلسادات! همه که مثل شما از طایفه‌ی سادات جلیله‌ی عقیلی کُردکوی نیستند که تعزیهخوانی فهم کنند. آیلارخانم خود را به نشنیدن زد و بادبزنش را تندتر تکان داد.»






برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شب‌های حرم‌خانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:شب‌های حرم‌خانه
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مریم بصیری
انتشارات:نشر اسم
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۵/۰۵/۰۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۸۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۹۵۰۵۰۸۱
تعداد صفحه‌ها:۳۴۴ صفحه
قیمت کتاب:۶۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه تخفیف اسم

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

آسمان
۱۳۹۸/۱۰/۰۷

یا لطیف مدت ها بود نام نشر «اسم» را می‌شنیدم و مردد بودم کتابی ازشان بخرم یا نه. تا اینکه به برکت تخفیف های یلدایی این رمان را خریدم و باید بگویم عاشقش شدم... یک رمان قوی با شخصیت هایی عمیق و...بیشتر

۵
سادات
۱۳۹۷/۰۵/۰۵

نقاط قوت کتاب: - طراحی جلدِ برجسته ی جذااااب و غیرکلیشه ای و به نوعی بیانگر سبک داستانی که در خودش گنجونده. - خوش دست و سبُک. - تلفیق واقعیت (تاریخ) و مذهب و ادبیات. -فضاسازی موفق، البته واژه های ثقیل و قدیمی و...بیشتر

۰
hanifo
۱۳۹۶/۰۵/۰۷

فوق العاده بود . بخونید حتما . البته به خاطر صفحه ارایی و طراحی جلد عالی این کتاب پیشنهاد میدم ورق زدنش رو از دست ندید . حالو هوای داستان رو دوست داشتم و تامدتها تو فضای داستان بودم :)

۰
راضیه بهرامی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۵

من نسخه‌ی چاپی این کتاب رو خوندم..داستانی با نگاهی متفاوت به عاشورا از قلب روضه‌های زنانه دوره‌ی قاجار... داستانی که شما رو به قلب تاریخ میبره...

۰
maryhzd
۱۳۹۸/۰۸/۱۴

خیلی خوشم آمد... انتظار چنین روایت غنی، ساده، خوشخوان و جذابی را نداشتم. روایتی که با نثری زیبا و البته روان تحریر شده بود و گوش آدم را با نثر قدیم فارسی نوازش می داد! یکی از ویژگی هایی که...بیشتر

۰
فاطمه
۱۳۹۹/۰۵/۰۷

کتاب در مورد شرایط و ماجراهای حرم سرای ناصرالدین شاهه. ماجراهای جالب، تاسف آور و بعضا وحشتناک. با اینکه شخصیت های داستان زیادند و ممکنه باعث گیجی خواننده بشه ولی روایت گری شیرینی داره. من از خوندنش لذت بردم مخصوصا...بیشتر

۰
s.shahryari
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۸

به نام خدا اولش یه کم گیج کننده بود به خاطر پرش های ناگهانی قصه و اسامی زیاد ولی درکل ، داستان پردازی خانم بصیری رو خیلی دوست داشتم. چه توصیفات عالی داشت...

۰
book
۱۳۹۸/۰۸/۰۷

بسیار زیبا بود،رمانی فاخر با پشتوانه ای قوی از تحقیق و واقعیت، افرین بر توانایی نویسنده در گردهم اوردن شخصیت های واقعی و خیالی بسیار و روایتی دلنشین از هنر تعزیه و شبیه خوانی

۲
بهزاد
۱۳۹۸/۰۷/۰۹

به نظرمن رمان خیلی عالیی بودونویسنده ان همانطورکه درمعرفی کتاب امده است دررشته خودتبحرکافی داردورمان درصورت ارتباط درست باان نه تنهاخیلی جذاب بلکه ضمناخیلی روان نوشته شده است .این رمان نشاندهنده اطلاعات ادبی اجتماعی وحتی فولکلوریک دوره ای نزدیک ازتاریخ...بیشتر

۰
توحيد
۱۳۹۹/۰۶/۱۰

داستان خوبی بود اما اونطور که از پیش فضاش بردتشت می شه، مرتبط با محرم نیست. بیشتر روایت ظلم های پس پرده ی دربار قاجار به زنان و بررسی بخشی از سهم سلسله ی قاجار به عنوان یک علت برجسته...بیشتر

۰
totoro
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۹

داستان دختری است که به رغم بزرگ شدن در حرمسرای ناصرالدین شاه، چیزی از زشتی های حرمسرا به ارث نبرده. حرمسرا جایی بود که برخلاف ظاهر آراسته و پر زرق و برقش و خیل عظیم خدم و حشمی که برای...بیشتر

۲
mahya
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۷

درسته اسامی زیادی داره و گاهاً باعث سردرگمی میشه ولی متن خیلی گیرایی داره و داستان پردازی قوی... البته نویسنده برای ارتباط قسمتی از داستان به قسمت دیگه به نوعی نوشته که باعث سردرگمی میشه ولی در کل خیلی خوب بود...بیشتر

۰
ز.م
۱۳۹۸/۰۶/۱۵

واقعا زیبا بود. یکی از اشکالاتش اسامی زیاد و شبیه به هم بود که خوانتده را گیج میکرد بعضی هارا تا آخر داستان نفهمیدم کی به کی بود.

۰
mehdi.delara
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۵

کتاب خیلی خوبی هستش فقط اسامی زیادش آدم رو کمی گیج میکنه و بنظرم داستان بعضی جاها پرش داره و خواننده رو گیج میکنه بجز اینها واقعا کتاب خوبی بود و به حداقل یک بار خوندن می ارزه.

۰
کاربر ۲۲۰۷۲۳۳
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۰

من نسخه چاپی این کتاب رو خوندم،قلم نویسنده بسیار جذابه اما موضوع چندان ربطی به محرم نداره و در واقع بهتره بگم،موضوع نداره و فقط نویسنده یک فضای قاجاری رو به تصویر کشیده.بدون سر و ته و بدون داستان پردازی

۰

بریده‌هایی از کتاب

آسمان
۲۲
چراکه شنیده بود چند زن صداقشان را به شوهرانشان بخشیده‌اند تا اجازه دیدن آن تعزیه را بگیرند.
آسمان
۱۳
در کنار مَلک‌زاده‌خانم بودن شور دیگری داشت. او دل‌سوختهٔ واقعی بود. با اینکه چهار بار به دل‌خواه سلطان، به عقد وزرای او درآمده بود، هنوز در خانهٔ یحیی‌خان مشیرالدوله، عکس امیرِ شهید در سرسرای خانه‌اش بود.
آسمان
۱۰
فکر می‌کرد شاهی که خانه‌اش به آن بزرگی است و آن تعداد زن و بچه دارد، باید قد یک دیو بزرگ باشد.
ملی‌کا
۱۰
دانی که چرا آب فرات است گل‌آلود شرمندگی‌اش از لب عطشان حسین است
آسمان
۷
جز مادرش که مدام غم او را می‌خورد، ندیمه‌ای داشت تا از غصه‌هایش بگوید و اندوهش فروکش کند.
sunlight
۶
آینه رک و راست، حماقتی به قامت یک عمر را برابرش گذاشت.
maryhzd
۳
- من تعزیه‌خوان مردم در تکیهٔ پاچنار و پامنار و تکیهٔ میرزاآغاسی هستم. نه تعزیه‌خوان شاهی که دلش زیاده خوش است و برای نشان دادن جاه و جلالش نزد وزرا و سفرا، چنان تکیه را به زر و زیور آراسته که به کاخ تنه می‌زند. هیچ می‌دانستید صندلی‌های میان تعزیه همه آب طلا داده شده‌اند؟ دختر به یاد صندلی طلای سلطان افتاد. از بس در کاخ زر و زیور دیده بود، به خیالش تکیهٔ سیدالشهدا نیز باید در خور کاخ‌نشینان باشد.
آسمان
۳
گل‌بخت با دیدن سرخی درون جام‌ها پنداشت خون سرخ به جوش آمدهٔ اوست. دیگر تحمل نگاه‌های پیرمرد را نداشت که حتی از میان سکمه‌دوزی‌های ریز روبندش، گویی اجزای چهرهٔ او را بیرون می‌کشید.
totoro
۳
اگر زاینده‌رود در چشمانم بود، فی‌الحال می‌خشکید.
مستاصل!
۲
از سلطانی که هفته‌ها از حرم‌خانه بیرون نمی‌رود جز این انتظاری نیست. مراوده‌اش با زنان بیش‌تر است تا با رجال و سیاسیون!