با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سوپرمارکت شبانه روزی

دانلود و خرید کتاب سوپرمارکت شبانه روزی

۳٫۶ از ۳۴ نظر
۳٫۶ از ۳۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سوپرمارکت شبانه روزی  نوشته  سایاکا موراتا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سوپرمارکت شبانه روزی

کتاب سوپرمارکت شبانه روزی نوشته سایاکا موراتا با ترجمه مسعود فقیه و توسط نشر کوله‌پشتی منتشر شده است. سوپرمارکت شبانه روزی روایت دختر جوان ژاپنی‌ای است که همیشه اطرافیانش از رفتار عجیب او ناراحت هستند.

درباره کتاب سوپرمارکت شبانه روزی

نویسنده هجده سال در یک فروشگاه به شکل نیمه وقت در شغل فروشنده فعالیت می‌کرده. سایاکا موراتا خاطراتش را در کتاب سوپرمارکت شبانه روزی نوشته است. این کتاب موفق به دریافت مهم‌ترین جایزه ادبی ژاپن یعنی آکوتاگاوا شده است.

دختر جوان از کودکی مداوم از طرف خانواده و دوستانش تحت فشار است که رفتاری عجیب و غیرعادی دارد او در یک شغل نیمه‌وقت در یک سوپرمارکت مشغول به کار می‌شود و کم‌کم می‌تواند با مردم ارتباط برقرار کند و به نظر عادی بیاید اما با آمدن فروشنده دیگری به سوپرمارکت همه چیز تغییر می کند. دوستان و خانواده‌اش مدام او را برای مجرد و بدون فرزند بودن تحت فشار میگذارند و  کیکو برای حل این مساله تصمیم عجیبی می‌گیرد.

خواندن کتاب سوپرمارکت شبانه روزی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به ادبیات ژاپن و زندگی مردم در توکیو علاقه‌مند هستند می‌توانند این اثر را بخوانند و لذت ببرند.

بخش‌هایی از کتاب سوپرمارکت شبانه روزی

وقتی به کار بدنی مشغول هستید، بالاخره روزی فرا می‌ٰرسد که شرایط جسمی‌تان دگرگون می‌شود و شما دیگر به‌دردبخور محسوب نمی‌شوید. هرقدر هم که سخت کار کنم، هرقدر هم که قابل‌اتکا باشم، وقتی جسمم پیر شد بی‌شک من هم به یک قطعهٔ مستعمل تبدیل می‌شوم. قطعه‌ای آمادهٔ تعویض که دیگر به کار فروشگاه شبانه‌روزی نمی‌آیم.

«خانم فوروکاوا، این یکشنبه می‌توانید بیایید سر کار؟ فقط شیفت عصر. سوگاوارا کنسرت دارد و نمی‌تواند بیاید.»

 «آره، می‌توانم بیایم.»

«واقعاً؟ خیلی لطف می‌کنید.»

در حال حاضر من یک قطعهٔ قابل‌استفاده هستم. ترکیبی از آرامش و اضطراب را در وجودم حس می‌کنم. با تقلید لحن حرف زدن سوگاوارا گفتم: «آره، دارم سعی می‌کنم پول‌هایم را ذخیره کنم، برای همین پیشنهاد کار کردن را قبول کردم.» و لبخندی زدم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
آنیل
۱۳۹۹/۰۹/۱۳

توی این کتاب به نطرم مهمترین چیز احترام گداشتن به تفاوتهای فردی است. همه انسانها شبیه هم نیستند و حق دارند راهی متفاوت رو درپیش بگیرند . کتابی عالی

najmeh
۱۳۹۹/۰۹/۰۵

برای توصیه مطمئن نیستم چون کتاب همه پسندی نیست. ولی نظر خودم اینه که کتاب خیلی خوبی بوده. با یک داستان خیلی ساده نویسنده نکات مهمی رو منتقل کرده.

Sharareh Haghgooei
۱۳۹۹/۰۹/۱۱

در این کتاب به دنبال هیجان نباشید.ولی قالب های رایج جامعه در آن به ظرافت نقد شده اند .چارچوبهایی بعضا دست و پا گیر که افرادی با علایق خاص را حتی دورتر از حاشیه می راند.خصوصا در رابطه با مقوله

- بیشتر
فاطمه
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

از اونجایی که دوست ندارم ادای آدمای روشن فکر رو در بیارم نظر واقعیم رو میگم ، کتاب رو تا آخر خوندم اما خیلی دوسش نداشتم اینکه هر کس باید خودش رو با معیار های جامعه وفق بده چیز بدی

- بیشتر
mahsa
۱۳۹۹/۰۹/۱۸

به نظرم نشون دادن تفاوت های فردی و لزوم احترام گذاشتن به این تفاوت ها پیام اصلی کتاب بود اما میشد داستان پردازی بهتری داشته باشه...خیلی دوسش نداشتم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۴)
«می‌توانی به سؤال‌های شخصی یک جواب بی‌سروته بدهی، آن‌ها خودشان برای خودشان یک نتیجهٔ دل‌خوش‌کننده سرهم می‌کنند.»
Nino
از نقطه‌نظر من دو دسته افراد پیش‌داوری می‌کردند ـ آن‌هایی که پیش‌داوری ریشه در عمق وجودشان داشت و آن‌هایی که لیچارهایی را که قبلاً جایی شنیده بودند، فکرنکرده مسلسل‌وار تکرار می‌کردند.
Ali Samouti
افرادی که در چارچوب قوانین قبیله نمی‌گنجیدند اخراج می‌شدند: مردانی که شکار نمی‌کردند و زنانی که بچه نمی‌زاییدند. با تمام ادعای‌مان درمورد جامعهٔ مدرن و فردگرایی، هر فردی که سعی نمی‌کند همرنگ جامعه شود باید انتظار دخالت کردن، تحت‌فشار قرار گرفتن و درنهایت اخراج از قبیله را داشته باشد.
Judy
جامعه بی‌وقفه در حال قضاوت کردن ماست.
Judy
همه برای پرندهٔ مرده گریه می‌کردند، درحالی‌که در همین حین سرگرم کُشتن گل‌ها بودند، از ساقه‌ّ جدای‌شان می‌کردند و می‌گفتند: «چه گل‌های زیبایی. پرنده‌کوچولو حتماً خوشحال می‌شود.»
Eli
جامعه به مرحله‌ای رسیده است که به کار قبیله نیامدن، به این معناست که حتی به صرف زنده بودن هم مؤاخذه می‌شوی.
Judy
آدم‌هایی که عادی محسوب می‌شوند، خوششان می‌آید آدم‌هایی را که به نظرشان عادی نیستند، محاکمه کنند
Judy
وقتی چیزی عجیب به‌نظر برسد، همه این حق را برای خودشان متصور می‌شوند که تمام زندگی‌تان را لگدمال کنند تا علت ماجرا را پیدا کنند. این مسئله به نظر من خودخواهانه و اعصاب‌خردکن است.
Nino
دنیای معمولی برای غیرعادی‌ها جایی ندارد و همواره عناصر نامتعارف را بی‌سروٌصدا حذف می‌کند. هرکه ناقص باشد دور انداخته می‌شود. به همین دلیل لازم بود درمان شوم. تا زمانی که درمان نمی‌شدم، انسان‌های عادی مرا پس می‌زدند.
Adele
شیراهارا درحالی‌که مشغول نوشیدن چای کیسه‌ای گل یاس بود که از بار برایش برداشته بودم، گفت: «جامعهٔ ما اجازهٔ حضور به هیچ عنصر نامتعارفی را نمی‌دهد. من همیشه به‌خاطر این مسئله زجر کشیدم.»
Fatima

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۱۲
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۵۳-۸‬‬
تعداد صفحات۱۲۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۰/۱۲
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۳۵۳-۸‬‬