با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
طاعون

دانلود کتاب طاعون

۴٫۱ از ۴۱ نظر
۴٫۱ از ۴۱ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب طاعون

کتب طاعون نوشته آلبر کامو( ۱۹۱۳ - ۱۹۶۰)، نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار الجزایری‌تبار فرانسوی برنده نوبل ادبیات ‌است. این کتاب توسط پرویز شهدی ترجمه شده است. کتاب طاعون در کنار کتاب بیگانه از مشهورترین آثار این نویسنده است.

درباره کتاب طاعون

رمان طاعون، درباره هجوم بیماری هولناک طاعون به شهر ناشناخته‌ای به نام اُران در الجزایر است که البته می تواند هرجای جهان باشد. کاملا روشن است که این بیماری نمادین است و می تواند سمبل هرگونه وحشت و هراس بشری باشد. چون این اثر در دوران هجوم فاشیسم هیتلری به کشور فرانسه نوشته شده، بدون تردید یکی از این چهره‌های وحشت، فاشیسم است. کامو خود گفته است:«کوشیده‌ام «طاعون» دارای چند بعد باشد، با وجود این یکی از مسائل آن فاشیسم است». بنابراین طاعون می‌تواند دیکتاتوری و سرکوب، فاشیسم، اشغال، گرسنگی و دیگر پدیده‌هایی باشد که جامعه انسانی را با وحشت روبرو می‌کند. کامو در همان نخستین صفحه‌های رمان مشخصه جوامعی را که آماده پذیرش طاعون هستند، بیان می‌کند: « راه ساده برای آشنایی با یک شهر (جامعه) این است که انسان بداند مردم آن چگونه کار می کنند، چگونه عشق می ورزند و چگونه می میرند... مردم شهر اُران، زیاد کار می‌کنند، اما پیوسته برای پولدار شدن... مخصوصا به تجارت علاقمندند و به قول خودشان داد و ستد را بر همه چیز مقدم می دارند... مردان و زنان با آنچه عمل عشق خوانده می شود، همدیگر را به سرعت می بلعند یا تسلیم انس طولانی دوجانبه‌ای می شوند... در میان این دو افراط‌‌کاری، اغلب حد واسطی وجود ندارد و این هم بی‌سابقه نیست. در اُران مانند جوامع دیگر، براثر فقدان دقت و تفکر، انسان ناگزیر است ندانسته دوست بدارد». در جوامع این‌چنینی، طاعون همه قدرت عشق و حتی دوستی را از انسان‌ها سلب می‌کند: زیرا عشق تا حدی به آینده احتیاج دارد، اما برای مردمان طاعون‌زده آینده‌ای وجود ندارد؛ آنان فقط با لحظه‌ها زنده‌اند.

خواندن کتاب طاعون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر شما به شاهکار‌های مدرن ادبیات جهان علاقه‌ دارید این کتاب را از دست ندهید.

بخش هایی از کتاب طاعون

در اواسط این سال بود که باد در شهر طاعون زده شروع به وزیدن کرد و چندین هفته ادامه یافت. ساکنان اوران به ویژه از این باد هراس دارند، چون هیچ سد و مانعی سر راهش نیست و در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر که روی زمین همواری ایجاد شده می‌پیچد و باشدت تمام در همهٔ خانه‌ها نفوذ می‌کند. به علت این‌که در چند ماه اخیر یک قطره هم باران نباریده بود، نمای ساختمان‌ها بر اثر تابش خورشید و گرما با قشر خاکستری بتونه مانندی پوشیده شده بود که باد هنگام وزیدن آن‌ها را می‌کند و با خود می‌برد. باد گرد و غبار و تکه کاغذهای پراکنده را هم توی پاهای رهگذران اندکی که توی کوچه‌ها بودند می‌پیچاند. رهگذرها به جلو خم شده، دستمالی جلو دهان گرفته بودند و به سرعت از کوچه‌ها می‌گذشتند. غروب، در محل‌هایی که مردم گرد هم جمع می‌شدند و می‌کوشیدند این روزهایی را که می‌توانست برای هر یک از آن‌ها آخرین روز زندگی‌شان باشد هر چه طولانی‌تر کنند، گروه‌های کوچکی از مردم دیده می‌شدند که شتاب‌زده به طرف خانه‌هاشان و یا کافه‌ها می‌رفتند، به‌طوری که چند روزی، هنگام غروب که در آن دوره خیلی سریع فرا می‌رسید، کوچه‌ها خالی می‌شد و فقط باد بود که در پیچ و خم آن‌ها دائماً زوزه می‌کشید. از دریای متلاطم و همچنان ناپیدا، رایحهٔ نمک و آلگ به مشام می‌رسید. این شهر خلوت، سفید از گرد و غبار و پر از رایحه‌های دریایی و زوزهٔ مداوم باد، همچون جزیره‌ای فلک‌زده و رها شده می‌نالید.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۴)
bh
۱۳۹۹/۰۸/۲۲

کتاب بدی نبود ولی برای الان که ما تو شرایط کرونا هستیم خیلی خسته کننده بود چون از اول تا آخر کتاب رو میدونستم ترجیح میدادم این کتاب و یا قبل کرونا بخونم یا سالها بعد کرونا درکل میشه به

- بیشتر
somayeh
۱۳۹۹/۰۸/۰۱

کتاب خوب و جذابی بود، قابل پیش بینی نبود‌، الان که ما با ویروس کرونا درگیر هستیم، این داستان برامون ملموس تره، واقعا جنگیدن با این ویروس ها خیلی نفس گیره

ababil
۱۳۹۹/۰۵/۰۶

کتاب خیلی خوبی بود و تاحدودی متناسب با حال و هوای این روزها ، حالت و رفتار و شخصیت‌های افراد داستان خیلی با ظرافت و زیبا بیان شده بودن به همراه یه پایان زیبا. ولی حقیقتا ترجمه کار رو خیلی

- بیشتر
zeinab ghazizadeh
۱۳۹۹/۰۳/۱۱

دارم می خونمش و باید بگم ترجمه ی روونی نداره متاسفانه.

D
۱۳۹۹/۰۲/۲۶

روند کتاب کمی کند و ترجمه هم خوب بود نه عالی! نکات عمیق و زیبایی هم داشت باید با صبر و حوصله بخونید وگرنه لذت کافی رو نمیبرید

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲۵)
این سماجت مردم برای بیرون‌رفتن از شهر داستانی عجیب است.
سیّد جواد
«خدا بزرگ است، به او پناه ببرید.»
سیّد جواد
حالا که بیماری بر شهرمان سایه افکنده، باید برای مبارزه و برانداختن آن، به هرکار لازمی دست بزنند. چون اگر تا آن موقع عدهٔ اندکی وظیفه‌دار مبارزه با آن بودند، از آن پس شده بود وظیفهٔ همهٔ ساکنان شهر.
rezaat98
خوشبختی را انتخاب کردن خجالت ندارد. رانبر گفت: «درست است، ولی اگر آدم بخواهد فقط خودش خوشبخت باشد آن وقت خجالت‌آور است.»
کاربر ۱۰۵۶۱۸۶
آن‌وقت بود که ریو و دوستانش پی بردند چه‌قدر خسته‌اند. در واقع افرادِ گروه‌های بهداشتی بیش از آن نمی‌توانستند خستگی را تحمل کنند.
rezaat98
خراب کردن خیلی آسان‌تر از آباد کردن است.
سیّد جواد
همشهریان ما خود را با طاعون وفق داده بودند، یا آن گونه که گفته می‌شود همرنگ جماعت شده بودند، چون چارهٔ دیگری نداشتند. طبعاً هنوز احساس درد و رنج و بدبختی می‌کردند، ولی نه به آن تند و تیزی ابتدای کار، به‌طور مثال دکتر ریو، این حالت را از همه بدتر می‌دانست، چون عقیده داشت عادت کردن به نومیدی، وخیم‌تر از خود نومیدی است
کاربر ۱۵۴۵۱۱۶
می‌گفت از آن بدشانس‌هاست.
rezaat98
کامو به‌طور کلی انسانی یاغی است
Husayn Parvarde
«فکر می‌کنید زندگی را به‌خوبی می‌شناسید؟»
Husayn Parvarde

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۱/۱۵
شابک۹۷۸-۹۶۴-۴۵۳-۱۱۲-۵
تعداد صفحات۳۴۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۵,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۱/۱۵
شابک۹۷۸-۹۶۴-۴۵۳-۱۱۲-۵