جملات زیبای کتاب طاعون | طاقچه
تصویر جلد کتاب طاعونsubscriptionAvailable

کتاب طاعون

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۸۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، پرویز شهدی
انتشارات: 
انتشارات به سخن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ELNAZ
۲۸۰
عادت کردن به نومیدی، وخیم‌تر از خود نومیدی است.
کاربر ۱۰۵۶۱۸۶
۱۳۴
خوشبختی را انتخاب کردن خجالت ندارد. رانبر گفت: «درست است، ولی اگر آدم بخواهد فقط خودش خوشبخت باشد آن وقت خجالت‌آور است.»
سیّد جواد
۱۱۰
این سماجت مردم برای بیرون‌رفتن از شهر داستانی عجیب است.
Sophie
۱۰۵
بارها و بارها در تاریخ اتفاق افتاده که کسانی که جرأت کرده‌اند بگویند دو به اضافهٔ دو می‌شود چهار، جان‌شان را در این‌راه باخته‌اند.
سیّد جواد
۱۰۱
«خدا بزرگ است، به او پناه ببرید.»
rezaat98
۶۰
حالا که بیماری بر شهرمان سایه افکنده، باید برای مبارزه و برانداختن آن، به هرکار لازمی دست بزنند. چون اگر تا آن موقع عدهٔ اندکی وظیفه‌دار مبارزه با آن بودند، از آن پس شده بود وظیفهٔ همهٔ ساکنان شهر.
سیّد جواد
۵۸
خراب کردن خیلی آسان‌تر از آباد کردن است.
کاربر ۱۵۴۵۱۱۶
۵۴
همشهریان ما خود را با طاعون وفق داده بودند، یا آن گونه که گفته می‌شود همرنگ جماعت شده بودند، چون چارهٔ دیگری نداشتند. طبعاً هنوز احساس درد و رنج و بدبختی می‌کردند، ولی نه به آن تند و تیزی ابتدای کار، به‌طور مثال دکتر ریو، این حالت را از همه بدتر می‌دانست، چون عقیده داشت عادت کردن به نومیدی، وخیم‌تر از خود نومیدی است
آلیس در سرزمین نجایب
۵۴
موش‌ها توی کوچه‌ها می‌مردند و آدم‌ها توی خانه‌هاشان. روزنامه‌ها هم که با خانه‌ها کاری ندارند و فقط به آن‌چه در کوچه و خیابان اتفاق می‌افتد می‌پردازند.
rezaat98
۳۹
آن‌وقت بود که ریو و دوستانش پی بردند چه‌قدر خسته‌اند. در واقع افرادِ گروه‌های بهداشتی بیش از آن نمی‌توانستند خستگی را تحمل کنند.
Husayn Parvarde
۳۷
«فکر می‌کنید زندگی را به‌خوبی می‌شناسید؟»
sarahhmyl
۳۴
فاسدترین آدم‌ها کسانی هستند که نادانند اما گمان می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند
محیا
۳۳
اگر آدم یک‌بار تسلیم شود، دیگر نمی‌تواند به این کار ادامه ندهد.
مسعود
۳۱
از دیدگاه طاعون، تفاوتی میان رئیس و نگهبان‌ها و زندانی‌ها وجود نداشت، چون همگی‌شان زندانی محسوب می‌شدند و برای اولین بار در زندان عدالت به‌طور مطلق اجرا می‌شد.
حسین میری
۲۷
فاسدترین آدم‌ها کسانی هستند که نادانند اما گمان می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند، آن‌وقت به خودشان اجازه می‌دهند دیگران را بکشند. روح آدم جنایت‌کار کور است
Husayn Parvarde
۲۶
کامو به‌طور کلی انسانی یاغی است
سیّد جواد
۲۴
طاعون به آدم‌هایی که بنیهٔ ضعیفی دارند حمله نمی‌کند، بلکه به سراغ کسانی می‌رود که ساختمان جسمانی نیرومندی دارند.
fatemeh.gh
۲۲
در عین حال یک چیز را باید به شما یادآور شوم: در وضعیتی که قرار داریم و در این کارها، هیچ‌گونه قهرمان بازی وجود ندارد. فقط پای شرافت در میان است. این فکر می‌تواند خنده‌دار باشد، ولی شرافت تنها وسیله برای مبارزه با طاعون است. رانبر با قیافه‌ای که ناگهان جدی شده بود پرسید: «منظورتان از شرافت چیست؟» ــ به‌طور کلی نمی‌توانم بگویم چگونه چیزیست. ولی در مورد خودم می‌دانم مفهوم آن خوب انجام دادن حرفهٔ پزشکی‌ام است.
H E D I Y E
۲۱
عادت کردن به نومیدی، وخیم‌تر از خود نومیدی است.
helya.B
۲۱
از طرفی این‌را هم می‌توان گفت که از زمانی که کوچک‌ترین سوسو امیدی در دل آن‌ها تابیدن گرفت، حکومت مطلقهٔ طاعون به پایان رسید.
pejman
۲۱
پیش می‌آید که آدم مدتی طولانی در رنج باشد و خودش متوجه نشود.
sa.ch
۲۰
اگر آدم دائمآ دربند نظر و عقیدهٔ شخصی‌اش نباشد، می‌فهمد که لجاجت و یکدندگی ناشی از حماقت است.
rezaat98
۲۰
می‌گفت از آن بدشانس‌هاست.
ثریا
۱۸
هیچ چیز در دنیا ارزش آن‌را ندارد که آدم از چیزی که مورد علاقه‌اش است دست بر دارد.
آروین
۱۷
آه! چه خوب بود زلزله می‌آمد، زمین تکانی می‌خورد و دیگر کسی حرفی دربارهٔ آن نمی‌زد. ولی این بیماری لعنتی، حتا کسانی هم که به آن مبتلا نشده‌اند، آن‌را در قلب‌شان حس می‌کنند.»
سیّد جواد
۱۵
چه کسی میان شما جرأت این‌را دارد که همه چیز را انکار کند؟
Zeinab
۱۵
خودم به اندازهٔ کافی دغدغه دارم
محمدعلی
۱۴
چگونه ممکن بود به فکر طاعون بیفتند که هم داد و ستد را فلج، هم سفرها را لغو و هم بحث‌ها را بیهوده می‌کرد؟ گمان می‌کردند آزادند، حال آن‌که تا موقعی که بلا هست، آزادی دیگر وجود ندارد.
❤ محمد حسین ❤
۱۴
مرا نمی‌شناسد، همان‌طور که من هم نمی‌توانم بگویم با او آشنا هستم. ولی خوب آدم باید به همنوعش کمک کند.
❤ محمد حسین ❤
۱۴
آدم‌ها موقعی که همدیگر را دوست دارند، بدون حرف‌زدن، همدیگر را درک می‌کنند. ولی همیشه یکدیگر را دوست ندارند.