با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
می‌نویسمت

دانلود و خرید کتاب می‌نویسمت

مجموعه نامه‌ها

۴٫۰ از ۳ نظر
۴٫۰ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب می‌نویسمت  نوشته  سیامک بهرام پرور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب می‌نویسمت

می‌نویسمت، مجموعه نامه‌ها و عاشقانه‌های سیامک بهرام‌پرور است. 

درباره کتاب می‌نویسمت

می‌نویسمت شامل نوشته‌هایی است که در قالب نامه و عموماً به شکل بداهه نوشته‌شده است و بازه زمانی تقریباً ده‌ساله‌ای را در برمی‌گیرد. هر یک از این نامه‌ها حاصل تجربه‌ عینی نویسنده و بازخوانیِ احتمالاً شاعرانه‌ای از این موقعیت عینی است.

برخی از این نوشته‌ها کاملاً توصیفی‌اند، اما بیشتر آن‌ها نوعی اندیشهٔ عاشقانه را بیان می‌کنند. 

کتاب در دو فصل تدوین‌شده است که بخش اول بنا به ماهیتش «برزخ» نامیده شده است و دومی به همین دلیل «بهشت».

این نوشته‌ها پیش‌ از این در سایت‌های مختلف و پیش از همه در وبلاگ نگارنده منتشرشده است.

خواندن کتاب می‌نویسمت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

می‌نویسمت کتابی پراز نوشته‌ها عاشقانه است پس اگر به خواندن عاشقانه ها علاقه دارید این کتاب برایتان بسیار دلچسب خواهد بود.

 درباره سیامک بهرام‌پرور

 سیامک بهرام‌پرور متولد ۱۳۵۵ مشهد و ساکن آمل است. او پزشک عمومی است و به فعالیت در عرصه ادبیات هم می‌پردازد. شعر می‌‌سراید، نقد ادبی می‌نویسد و در روزنامه‌هایی مثل جام جم، فرهیختگان، و همشهری فعالیت دارد. 

مجموعه نقد ادبی از انقلاب تا جمهوری و مجموعه‌های شعر کلاسیک عطر تند نارنج، به رنگ نارنگی و قلب پرتقال خونی از آثار سیامک بهرام پرور هستند.

 جملاتی از کتاب می‌نویسمت

سلام عطر سیب و ترنج!

الآن سه‌شنبه ساعت ۱۱ شب است. آن‌قدر کار روی سرم ریخته که عاشقانه نوشتن از یادم رفته است! می‌گویم «عاشقانه نوشتن»، نه «عشق»! که عشق توی لحظه‌لحظه‌ام جاریست و هر نفسم به عطر تو آغشته است.

می‌توانستم گشتی بزنم توی دفتر «او» ی مرده و یک عاشقانه آرشیوی بفرستم و تمام! … اما دلم نمی‌آید! نمی‌شود …!!

نمی‌شود وقتی «تو» در گیرودار رستاخیز یافتن است، وقتی «تو» را پشت هر جمله می‌بینم، وقتی صدای خنده «تو» توی گوش تمامی واژه‌ها پیچیده، از یک «او» ی مرده بنویسم!

پس برای تو می‌نویسم بی بی دل این قمار بدون باخت!




نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
Ahmad
۱۳۹۸/۰۸/۰۹

بابا خیلیییی عالییییه دم نویسنده اش گرم مردونهههه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
ای بازوانت آشیانه آفتاب! این کلاغ‌سیاه پرشکسته، خیلی زیبا نیست! اما دلش از هزار کبوتر دغل‌باز ِسفید، سرخ‌تر است؛ باور کن! اما اگر به این هم باور نداری، به این یقین داشته باش که یک شاعر درمانده، توی یک‌گوشهٔ پرت از خاک خدا، دلش برای دیدن چشمان تو تنگ‌شده! … پس هر وقت که از خواب برمی‌خیزی، رو به آیینه بایست و به‌جای من توی چشم‌های خودت نگاه کن… وَ بخند! خدا را چه دیدی؟! شاید به معجزهٔ این لبخند، گره از ابروان تقدیر گشوده شود.
Ahmad
وقتی ببینی که بهار، دریا و کوه و بیابان و دشت را در آغوش می‌گیرد و دل واماندهٔ تو را وا می‌نهد تا در تپش‌های بی‌رمقش، پاییز را دوره کند و زمستان را مشق، در ناگزیری ِبی‌گریز ِاین‌همه ناهمگونی با جهان، سر در لاک تنهایی خویش فرومی‌بری و هر چه ترانهٔ شادی می‌شود مرثیهٔ غم.
کاربر ۱۱۳۶۲۵۷

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۵۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۶,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۲/۰۲
تعداد صفحات۲۵۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۶,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۲/۰۲