با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
با چراغ و آینه؛در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر

دانلود و خرید کتاب با چراغ و آینه؛در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر

۴٫۱ از ۱۳ نظر
۴٫۱ از ۱۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب با چراغ و آینه؛در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر  نوشته  محمدرضا شفیعی کدکنی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب با چراغ و آینه؛در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر

«با چراغ و آینه» اثر دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر و پژوهشگر معاصر فصل به فصل ما را با ریشه‌های تحول شعر معاصر در ایران از جنبه‌های زبانی، هنری و موسیقایی آشنا می‌کند.

او در این اثر نشان می دهد که چگونه در آغاز این قرن، ایرج و بهار و پروین از شعرهای لافون‌تن فرانسوی و کریلف روسی الهام گرفتند و در نسل بعد، نیما یوشیج با تاثیرپذیری از شاعران رمانتیک اروپایی و نمادگرایان، عامل تحول بنیادی در بافت، فضا و موسیقی شعر معاصر ایران شد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
leili
۱۳۹۸/۰۶/۱۰

چقدر عالی. بقیه کتاب های دکتر شفیعی هم لطفا بذارید. مثل صور خیال در سعر فارسی و موسیقی شعر،

mhdaghigh
۱۳۹۸/۰۶/۱۱

خوشحالم که انتشارات سخن یعنی خوب و معتبر هم به نشر الکترونیک پیوست فقط به امید اینکه کتابهایی مثل تتبعات اثر مونتنی یا تصوف وسور آلیسم اثر آدونیس و... هم در این لیست موجود باشند.

moonajaat
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

خیلی خیلی کتاب مفید و پر اطلاعاتیه همون جور که در توضیحات نوشته شده ریشه ی تغییرات و شکل گرفتن سبک های جدید شعری و مضامین رو بیان می کنه .

Mahdi
۱۴۰۰/۰۱/۰۶

درود بر یگانه دوران، جناب شفیعی کدکنی. خواندن این اثر در کنار جاودانه جناب شمس لنگرودی برای شناخت بهتر تاریخ، ادب و جامعه معاصر مفید است. یکی از نکات قابل توجه کتاب، سیر تکامل آن در طول زمان است.

کاربر ۲۳۷۱۸۴۳
۱۴۰۰/۰۲/۲۰

چرا کتابای استاد شفیعیو برداشتید از طاقچه بی‌نهایت؟ :(

ZG
۱۳۹۹/۱۰/۲۲

طاقچه بی‌نهایت و یک کتاب بسیار ارزشمند.... چقدر عالی

عینکی خوش قلب
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

همه چی خیلی خوبه فقط کاش این کتاب‌ها فهرست داشتن :( این جوری استفاده ازشون تقریبا ممکن نیست

yashargh89
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

خب من که از طرفداران پر و پا قرص انتشارات سخن هستم. در ابتدا باید عذر خواهی کنم که در انتهای کتاب استاد فرزانه و خورشید تابناک این روزهای ادبیات پارسی جناب شفیعی این موضوع رو بیان می‌کنم. خواستم خواهش کنم

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۴)
در حدِّ فاصلِ چشم‌انداز سید اشرف که قدری عامیانه می‌نماید و نگاهِ عشقی که قدری فرنگی‌مآبانه است و ایدآلیستی، پهنه وسیعی از مفهوم وطن وجود دارد که نماینده برجسته آن ملک‌الشعراء بهار است. در تلقی بهار از وطن، ژرف‌ترین و استوارترین مفهوم وطن خود را نشان می‌دهد. بهار بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی به ایران و مسائل ایران اندیشیده است و در این اندیشه، پُشتوانه عظیمی از شناختِ تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، حضور دارد. جای دیگر یادآور شده‌ام که از رودخانه شعر بهار اگر دو ماهی درشت بخواهیم صید کنیم یکی «وطن» است و دیگری «آزادی» و طبیعی است که این دو مفهوم، از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. بنابراین دیوان بهار، نمایشگاه بزرگ این‌گونه نگاه به‌وطن است و از نخستین شعرهای جوانی او در خراسان از قبیلِ ای خطه ایران مهین، ای وطنِ من ای گشته به مهرِ تو عجین جان و تنِ من که در ۱۲۸۹ هجری شمسی آن را سروده است آغاز می‌شود و به‌آخرین شاهکارهای پایان عمر او از قبیل قصیده بی‌همتای «لزنیه» (= به‌یادِ وطن) خاتمه می‌یابد
هومن رهبرِدادبخش
امّا تا قضیه اومانیسم حل نشود، میان اسلام و دمکراسی آشتی برقرار نخواهد شد؛ گیرم «شورا» و «مصلحت» و «عدالت» و ده‌ها کلمه «عاطفی» و کشدار دیگر را به میدان بیاورند؛ این‌گونه کلمات خود اموری از نوع آزادی و دمکراسی به‌شمارند که فهم آنها بستگی دارد به این که «بلندگو» و «هفت‌تیر» در دستِ چه کسی باشد؛ تنها او خواهد بود که معنی عدالت و مصلحت و شورا را تفسیر خواهد کرد و لا غیر.
Hosein
شعری که هم‌اکنون از تذکره عرفات نقل می‌کنیم یکی از مواردِ نادری است که آثارِ این خشم و بغضِ تاریخی زنِ ایرانی را برای آیندگان حفظ کرده است. شاعره‌ای که این شعر را خطاب به همسرِ ستمکارِ خود سروده است منیژه قاینی خراسانی نام داشته و در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم می‌زیسته است؛ صاحب فرزندانی هم بوده است که بعضی از آنها در هند زندگی می‌کرده‌اند و تقی‌الدین اوحدی بلیانی (۹۷۳-۱۰۴۰) یکی از ایشان را دیده بوده است و می‌گوید: «پسرِ او بالفعل در هند است.» در هنگامِ غضب و نزاع به شوهرِ خود خوانده است: طلاق از تو گیرم تو را درکنم به کوری چشمت دو شوهر کنم: یکی اَمرَدِتازه نوجوان دویم ظالمی، تُرکمانی عَوان؛ به آن نوجوان عیش و عشرت کنم به آن تُرکمانت حوالت کنم
هومن رهبرِدادبخش
شاملو «مختلف الأَضلاعی» است که فقط «ضلعِ» شعری او را جوان‌ها می‌بینند و باز از «مختلف الاضلاعِ» شعرِ او هم فقط «ضلعِ» بی‌وزنی را و این ضلع، چون «امری عدمی» است دسترسی به آن برای همه آسان است. به همین دلیل هر جوانی با دفترچه‌ای چل‌برگ و با مداد دلش می‌خواهد ا. بامداد شود چون شاملو وزن را کنار گذاشته است پس با کنار گذاشتنِ وزن می‌توان شاملو شد. سی سال است که او، بدون اینکه قصدِ سوئی داشته باشد، دوسه نسل از جوانان این مملکت را سترون کرده است که حتی یک مجموعه درخشان، حتی یک شعرِ درخشان، حتی یک بندِ درخشان که خوانندگان جدی شعر بپسندند نتوانسته‌اند بسرایند. اخوان حرفهای جرقّه‌ای و زودگذری می‌زد که شاید خودش هم متوجّهِ عمقِ آنها نبود. از جمله می‌گفت: «عزیزجان! این احمد شاملو خودش خوب است ولی 'تالی فاسد` دارد» و می‌گفت «مثلِ ابن‌عربی است که خودش به هر حال عارفی است و عارفی بزرگ ولی تالی فاسدش این‌همه حاشیه‌نویس و مهمل‌باف است که تا عصرِ ما همچنان ادامه دارند.»
هومن رهبرِدادبخش
براساس این نظریه‌ها اگر کلماتی از نوع ۱) موج، دریا، خیزاب، طوفان، گرداب و (آنچه به آب و دریا مرتبط شده) با ۲) نماز و قبله و زیارت و دعا و توبه و (آنچه به‌عبادت مرتبط است) درهم ریخته شود و برحسبِ تصادف، جملاتی از آن به وجود آید که: الف) نمازِ موج به‌سوی قبله گرداب است. ب) طوفان به‌زیارت ساحل می‌رود. این عباراتِ تصادفی، شعر است و شعرِ ناب است، ولی مادرِ موسی چو موسی را به‌نیل درفکند از گفته ربِّ جلیل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت: کای فرزندِ خردِ بی‌گناه گر فراموشت کند لطفِ خدای چون رهی زین کشتی بی‌ناخدای تا آخر این منظومه درخشانِ بی‌همتا، شعر نیست. نظم است
هومن رهبرِدادبخش
کسی کو ز دانش برد توشه‌ای جهانی‌ست بنشسته در گوشه‌ای این بیت که بسیاری از اهل ادب آن را از فردوسی و یا نظامی می‌شناسند، البته سروده این انسان والای چند قرن اخیر است و از تجربه شخصی گوینده‌ای سرچشمه گرفته است که حقّا اعتقاد داشته است او خود جهانی است بنشسته در گوشه‌ای.
هومن رهبرِدادبخش
کسانی که دیوان ادیب را در پیش چشم داشته باشند، در شگفت می‌شوند از اینکه می‌بینند او در شعرش از یک سوی، نگرانِ پیروزی یا شکستِ قیصر آلمان است و از سوی دیگر با زبان خاقانی، در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم سخن می‌گوید. این پرسش از دل بسیاری از خوانندگان هوشمندِ دیوان او می‌گذرد که ای بزرگ! ای حکیم! این شعرها را برای چه کسی می‌گویی؟ چند تن در روی کره زمین می‌توانند این شعرها را بفهمند و از آن لذّت ببرند؟ البته او پاسخِ خویش را، در طی سالها اندیشه، آماده کرده بود. وقتی شاگردِ او علی عبدالرسولی همین سخن را، در مورد بیتی از ابیاتِ یکی از قصایدش با او در میان نهاد، و گفت: «این شعر را از هزاران نفر یک تن بیشتر نخواهد فهمید»، ادیب فرمود: «من این شعر را برای همان یک تن گفته‌ام!» و این پاسخ قاطعِ او، فَوَران احساسِ ژرف و شگرفِ کسی است که هفتاد سال شب و روز به‌قلمروهای بیکران فرهنگِ باستانی شرق اسلامی اندیشیده بود و به‌این نتیجه رسیده بود که «هنر» ویژه «خواص» است و عامه مردم را از آن بهره‌ای نیست.
هومن رهبرِدادبخش
متأسفانه، جامعه عقل‌گریزِ ما همیشه به «روشنفکرانِ نمی‌خواهم» (امثالِ صادقِ هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه می‌خواهم» (امثالِ سید حسن تقی‌زاده و دکتر ارانی) با بی‌اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است. ولی آنها که سازندگانِ این سرزمین اند، بیشتر، همان «روشنفکرانِ چه می‌خواهم» اند، چه ارانی باشد و چه تقی‌زاده. در ایران برای این که شما مصداقِ «روشنفکرِ نمی‌خواهم» شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگویید «خورشتِ بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رُمانِ پُست‌مدرن کذایی و یا چند شعرِ جیغِ بنفش بی‌وزن و بی‌قافیه و بی‌معنی («احمدای» مُدِرن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کاینات هم بد و بیراه بگویید و دهن‌کجی کنید. ولی «روشنفکرِ چه می‌خواهم» شدن، بسیار دشوار است، و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید «پای لرزِ» آن بنشینید. از نکاتِ عبرت‌آموزْ یکی هم این است که فرنگی جماعت نیز، برای روشنفکرانِ نمی‌خواهمِ ما همیشه کف زده‌اند.
هومن رهبرِدادبخش
ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟ در شعرِ هزار و دویست ساله و ادبیات هزار و چهارصد ساله عصرِ اسلامی ما کاملا بی‌سابقه است و تمام لطفِ آن در همین نوع «پرسش» است که از یک سوی چیزی را نفی می‌کند و از سوی دیگر اثبات. ظاهرآ اخوان ثالث، در طرحِ این سؤال شگرف و عارفانه و هنری، ناخودآگاه، تحتِ تأثیرِ عماد خراسانی، دوست بسیار نزدیکش، بوده است که در شعری (بعد از خودکشی معشوقه خویش) خطاب به خداوند می‌گوید: نیستی تو یا هستی؟
هومن رهبرِدادبخش
اعتراف به این حقیقت شرافتمندانه‌تر است تا سکوت که ناصرالدین شاه با همه خودکامگی‌ها پادشاهی فرهنگ‌دوست و هنرشناس بوده است و خود اهل ادب و مطالعه. تا روزی چهارپنج ساعت کتاب نمی‌خوانده، آرام نمی‌گرفته است. میلی که به کسب اطلاع از نقشه جهان و به‌ویژه رسمِ نقشه‌های جغرافیایی و خواندن روزنامه‌های عصر، یعنی روزنامه‌های فرنگی داشته و تشویقی که در تأسیس دارالترجمه می‌کرده باید حق‌گزاری شود. ترجمه‌هایی که در عصرِ او به فرمان او فراهم آمده، نسبت به شرایط تاریخی ایران و محیطِ عصر، کارهای بسیار ارزنده‌ای بوده است که در تحولِ فرهنگی زمانه تأثیراتِ خود را داشته و نادیده گرفتنِ آن کوشش‌ها ستمی است بر حقیقت.
هومن رهبرِدادبخش

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۶۱ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۶/۱۳
شابکundefined
تعداد صفحات۷۶۱صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۶/۱۳