محمدرضا شفیعی کدکنی در ۱۹ مهر سال ۱۳۱۸ هـ.ش در روستای کدکن – که امروزه شهری است در نزدیکی نیشابور و از توابع تربت حیدریه- در خانوادهای عالم که کشاورزی پیشه کرده بودند، به دنیا آمد.
محمدرضا هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از آغاز کودکی نزد پدر خود، میرزا محمد شفیعی کدکنی -که روحانی بود- و محمدتقی ادیب نیشابوری، ملقب به ادیب نیشابوری دوم، به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت، بهنحوی که در هفتسالگی تمام الفیهی ابن مالک را از بر بود. او همچنین یادگیری فقه، کلام و اصول را نزد شیخ هاشم قزوینی -معروف به فقیه آزادگان- آغاز کرد و ظاهراً هشت سال بیشتر سن نداشت که به حوزهی علمیهی نیشابور رفت و در کنار همکلاسیهایی که به لحاظ سنی بسیار بزرگتر بودند، به فراگیری علوم حوزوی مشغول شد. او پس از مرگ شیخ هاشم قزوینی، در کلاس درس «سید محمد هادی میلانی» حاضر و مراحل درس خارج فقه را نزد وی به پایان رساند.
فارغ از مجالس درس و وعظ، محمدرضا شفیعی کدکنی که از همان آغاز هوش و حافظهی بسیار خوبی داشت، به حفظ اشعار بزرگان رغبت پیدا کرد و بخش بزرگی از منظومهی «ملا هادی سبزواری» را در همان سنین کم به خاطر سپرد. نقل است که مادرش نیز با وجود اینکه نوشتن نمیدانست، اشعار بسیاری را از حفظ بود و به غریزه شعر میگفت و ظاهراً حافظهی خوب پسر، میراثی از این بانو است. شفیعی کدکنی از مادرش «فاطمه» اینگونه تعریف میکند:
«تمام کتابهای خانهی ما را با حافظهی وحشتناکش خوانده بود و به خاطر داشت، اشعار خیلی خوبی هم میسرود؛ در مدح امام حسین (ع) و... او به من میگفت و من با خط بچهگانهام مینوشتم. او نوشتن بلد نبود و با اینکه سواد فارسی و عربی خوبی داشت، نوشتن نمیدانست».
کدکنی به پیشنهاد دکتر علیاکبر فیاض در دانشگاه فردوسی مشهد نامنویسی کرد و در کنکور آن سال رتبهی اول را به دست آورد و به دانشکدهی ادبیات رفت. او پس از دریافت مدرک کارشناسی در رشتهی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی، در ادامه به کسب مدرک دکتری در همین رشته از دانشگاه تهران نائل آمد.
محمدرضا شفیعی کدکنی مدتی در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانهی مجلس به کار اشتغال ورزید و سپس به عنوان استاد دانشکدهی ادبیات تهران در رشتهی سبکشناسی و نقد ادبی مشغول به کار شد. نقل است که بدیعالزمان فروزانفر زیر برگهی پیشنهاد استخدام وی نوشته بود «احترامی است به فضیلت او». شفیعی از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث، شاعر خراسانی، بهشمار میرفت و هرگز دلبستگی خود را نسبت به اشعار این شاعر بزرگ پنهان نکرده است. نگارش کتاب «حالات و مقامات م. امید» را میتوان حاصل این قرابت و ارادت دانست.
وی در سال ۱۳۴۹ هـ.ش وقتی ۳۱ ساله بود ازدواج کرد. همسرش فارغالتحصیل رشتهی حقوق و از شیفتگان شعر بود و حاصل این زندگی سه فرزند است.
شفیعی کدکنی که سرودن شعر را از جوانی به شیوهی کلاسیک آغاز کرده بود، پس از چندی به سبک نو منتسب به نیما یوشیج روی آورد و نام مستعار «م. سرشک» را برای خود برگزید. آثار پرشمار او را میتوان در سه گروه «مجموعه اشعار»، «آثار انتقادی» و «آثار نظری» طبقهبندی کرد. در میان مجموعه اشعار این شاعر نوگرا، «در کوچهباغهای نیشابور» آوازهی بیشتری دارد و «هزارهی دوم آهوی کوهی» از نابترین آنها به شمار میآید. ترتیب کتابهای شعر منتشرشدهی استاد کدکنی به شرح زیر است:
زمزمهها (۱۳۴۴)
شبخوانی (۱۳۴۴)
از زبان برگ (۱۳۴۷)
در کوچهباغهای نیشابور (۱۳۵۰)
مثل درخت در شب باران (۱۳۵۶)
از بودن و سرودن (۱۳۵۶)
بوی جوی مولیان (۱۳۵۷)
هزاره دوم آهوی کوهی (۱۳۷۶)
آیینهای برای صداها (۱۳۷۶)
طفلی به نام شادی (۱۳۹۹)
آثار انتقادی این ادیب و شاعر بزرگ معاصر، تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزهی نظریهی ادبی را شامل میشود. تصحیحات شفیعی کدکنی، تصحیح انتقادی متن است و از میان آنها میتوان به «اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابیسعیدمحمدبن منور»، «حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر ابوروح لطفاللهبن ابیسعید» و «الهینامه»، «اسرارنامه»، «مصیبتنامه»، «اسرارنامه» و «تذکرةالاولیاء» از عطار نیشابوری اشاره کرد.
در حوزهی نظری و نقد ادبی نیز، از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی کتابهای بسیار ارزشمندی به جای مانده است که امروزه از کتابهای مرجع نقد ادبی به شمار میروند. از مهمترین این کتابها میتوان از «موسیقی شعر»، «این کیمیای هستی»، «در هرگز و همیشه انسان»، «با چراغ و آینه در جستوجوی ریشههای تحول شعر معاصر ایران»، «صور خیال در شعر فارسی»، «رستاخیز کلمات»، «زمینههای اجتماعی شعر فارسی»، «ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما» و «زبان شعر در نثر صوفیه» نام برد.
دکتر کدکنی در ترجمه نیز دستی بر آتش دارد و آثاری چون «تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا» نوشتهی رینولد ا. نیکلسون، «تاریخ نیشابور» اثر ابوعبدالله حاکم نیشابوری، «دفتر روشنایی» از میراث عرفانی بایزید بسطامی اثر محمدبنعلی سهلگی و «رسوم دارالخلافه» نقش آیینهای ایرانی در نظام خلافت اسلامی از ابوالحسن جلالبن محسن صابی و تصحیح و حواشی میخائیل عواد را در کارنامهی خود ثبت کرده است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب مورد علاقه م خیلی خوب و شیوا توضیح دادن استاد شفیعی
خدا دکتر شفیعی کدکنی رو حفظ کنه
عالی