با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب موش‌ها و آدم‌ها اثر جان اشتاین‌بک

دانلود و خرید کتاب موش‌ها و آدم‌ها

۴٫۰ از ۵۶ نظر
۴٫۰ از ۵۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب موش‌ها و آدم‌ها  نوشته  جان اشتاین‌بک  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب موش‌ها و آدم‌ها

«موش‌ها و آدم‌ها» رمانی از جان اشتاین‌بک، نویسنده توانای آمریکایی، برنده نوبل ۱۹۶۲ و خالق «خوشه‌های خشم» است. جرج میلتون و لنی اسمال دو دوست‌اند که با مهتری در آخوری روزگار می‌گذرانند. آرزوی همیشگی آنها این است که روزی بتوانند خودشان جایی را بخرند و در آن خرگوش پرورش دهند. لنی خیلی با هوش نیست اما مهربان است و از بچگی عاشق چیزهای نرم و نوازش آنها بوده است؛ او زور بازوی زیادی هم دارد و به همین خاطر مدام دچار دردسر می‌شود؛ تا این که یک روز ناخواسته هنگام نوازش موهای زن پسر ارباب، او را می‌کشد و از ترس فرار می‌کند: «من ناز کردن یه چیز نازو دوست دارم. یه بار تو یه نمایشگاه تعدادی خرگوش با موهای بلند دیدم که خیلی ناز بودن، قبول داری؟ من حتا گاهی وقتا موشارو ناز می‌کنم، اما این‌کارو وقتی می‌کنم که یه چیز ناز دیگه پیدا نکنم. زن کورلی کمی از او فاصله گرفت و گفت: فکر می‌کنم تو مشنگی و یه کمی خُلی. لنی مشتاقانه و با شور و هیجان توضیح داد: نه، خُل نیستم. جورج میگه من خُل نیستم. من دوست دارم چیزای نازو با انگشتام ناز کنم، چیزای نرمو ناز کنم. زن کورلی اندکی آرامش یافت و نسبت به او مطمئن‌تر شد و گفت: خُب، کی دوست نداره؟ همه این کارو دوست دارن. من از دست زدن به مخمل و ابریشم خوشم می‌یاد. دوست داری مخمل رو ناز کنی؟» کورلی، پسر ارباب با افرادش به دنبال یافتن لنی راهی می‌شوند. جرج هم مجبور می‌شود برخلاف سوگندی که برای حمایت از دوستش خورده با آنان همراه شود. مبنای این داستان اشتاین‌بک، آموخته‌های او درباره زندگی مردان بی‌خانمان و دربدری آنها در پی کاگری در اصطبل‌ها است. در «موش‌ها و آدم‌ها» همه به نوعی تنها هستند و دنیای آرزوهایشان را تبدیل به پناه‌گاهی برای فرار از این تنهایی کرده‌اند. این داستان به خوبی استثمار بیچارگان و تهیدستان به دست ثروتمندان را نشان می‌دهد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۰)
alefzed
۱۳۹۸/۰۷/۲۴

یکی از بهترین و تلخ ترین رمان های عمرم!واقعا درداور و درعین حال بی نظیر بود.البته من صوتیشو گوش دادم.شاید داستان ادم هایی باشه که کودک درونشون،سادگی،لطافت و صداقتشون رو با دستای خودشون می کشن...

سیّد جواد
۱۳۹۹/۰۲/۱۵

کتاب ۲۶۸ از کتابخانه همگانی، داستان خوبی بود با شخصیت هایی که حتما خودمان بارها با مصادیقش برخورد کردیم در جامعه و اطرافیانمان. با تجربه ای که در این مدت داشتم ، مقدمه مترجم را در انتها مطالعه کردم و دیدم که

- بیشتر
Fāřñäż
۱۳۹۹/۰۶/۰۲

خیلی خوب بود دوست داشتم، فقط نکته عجیب اینکه نمیدونم چرا مترجم در قسمت مقدمه کل کتاب رو بصورت خلاصه بیان کرده و آخر داستان رو لو داده، واقعا عجیبه.

زهره
۱۳۹۹/۰۷/۱۲

کتاب خوبیه به شرطی که قبلش توضیحاتش رو نخونید🙄🤦🏻‍♀️ نمیفهمم چرا داستان رو در معرفی کتاب لو دادید! درباره‌ی این ترجمه نظری ندارم چون من ترجمه‌ی سروش حبیبی رو خوندم که ترجمه‌ی روانی بود و دوستش داشتم

Hessam Shahbazi
۱۳۹۹/۰۷/۰۱

یه داستان کوتاه و بسیار جذاب تاثیر گذار من که از خوندنش لذت بردم😍😍

masih
۱۳۹۸/۱۰/۰۸

به نظرم داستان باید به۲بخش تقسیم بشه ۱_از فصل یک تا پنج ۲_فصل شیش آخرش فوق العاده است

محدثه
۱۳۹۹/۰۱/۲۹

وقتی کتاب تموم شد خیلی حالم گرفته شد. بعضی جاهاش دقیقا مث زندگی خودم بود. ک چقد باهمسرم تلاش کردیم خونه بخریم و هی وام جور میکردیم قیمت خونه ها نجومی بالا رفت. حتی با فروختن طلاها و وام اینا

- بیشتر
رابرت
۱۳۹۸/۱۲/۱۱

بسیار عالی و تاثیر گذار

narguess
۱۳۹۹/۰۵/۲۳

اولین اثری از استاین‌بک می‌خوندم. متن روان، داستان کوتاه ولی کافی. و راحت و جذاب برای خوانش. و به خاطر پایانش، تاثیرگذاریش دو برابر شد. فضاسازی عالی. داستانی از تنهایی‌ها، رویاها و تلاش‌هایی برای رسیدن بهشون.

علی
۱۳۹۹/۰۲/۱۶

کتای خوبی بود ولی تهش کاش اینجوری تموم نمیشد ،دلم سوخت برای لنی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۹)
غروب روزی گرم، با باد ملایمی آغاز شد که در میان برگ‌های درختان جنبشی افکند، نسیم، سایه تپه‌ها را درنوردید و به‌طرف بالاترین نقطه تپه رسید.
Mithrandir
هر آدمی نیاز به کسی داره، کسی که کنارش باشه. آدم دیوونه می‌شه وقتی کسی رو نداشته باشه. فرق نمی‌کنه اون آدم چه کسی باشه، آرزو می‌کنه فقط با کسی باشه. می‌گم بهت، آدمی که خیلی تنها بمونه، مریض میشه."
Nazanin :)
"اگه منو نمی‌خوای فقط کافیه بگی و من یه راست می‌رم اون‌جا تو کوه‌ها، یه راست می‌رم اون‌جا و برای خودم زندگی می‌کنم. من نمی‌خوام کسی موشمو ازم بگیره."
Nazanin :)
اسلیم گفت: "آدم خوبیه، آدما نیاز ندارن که خیلی باهوش و زیرک باشن، همین کافیه که خوب باشن؛ گاهی اوقات فکر می‌کنم، این زیرکی در بعضی‌ها تأثیر معکوس داره و به حرومزادگی تبدیل میشه. همه آدمای به واقع زیرک رو در نظر بگیر، چندان آدمای خوب و نازنینی نیستن."
mahsa_E
"کم‌تر آدما با هم سفر می‌کنن. نمی‌دونم چرا. گویا همه آدما، تو دنیای لعنتی درون خودشون از دیگری وحشت دارن."
نسیم رحیمی
هر آدمی نیاز به کسی داره، کسی که کنارش باشه. آدم دیوونه می‌شه وقتی کسی رو نداشته باشه. فرق نمی‌کنه اون آدم چه کسی باشه، آرزو می‌کنه فقط با کسی باشه.
Parinaz
اگه خویشاوند تو بودم، یه گلوله تو مغزم خالی می‌کردم.
سپیده
"فقط به لنی بگو چی‌کار کنه. اگه کار فکری نباشه، فوری انجام می‌ده. خودش عقلش نمی‌رسه هیچ کاری بکنه، اما فرمون بره خوبیه."
نسیم رحیمی
هر آدمی نیاز به کسی داره، کسی که کنارش باشه. آدم دیوونه می‌شه وقتی کسی رو نداشته باشه. فرق نمی‌کنه اون آدم چه کسی باشه، آرزو می‌کنه فقط با کسی باشه. می‌گم بهت، آدمی که خیلی تنها بمونه، مریض میشه."
socio path
همان‌گونه که گاه اتفاق می‌افتد، زمان یک لحظه، ته‌نشین می‌شود و هم‌چنان در حالت تعلیق باقی می‌ماند و یک لحظه بیش از یک لحظه دوام می‌آورد و صداها باز می‌ایستند برای لحظه‌یی که به مراتب بیش از یک لحظه‌اند.
🌱little miss

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۵/۱۶
شابکundefined