با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
در سایه‌ی آفتاب؛ یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی (ره)

دانلود کتاب در سایه‌ی آفتاب؛ یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی (ره)

۴٫۰ از ۶ نظر
۴٫۰ از ۶ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب در سایه‌ی آفتاب؛ یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی (ره)

«در سایه آفتاب» یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی (ره) به قلم محمد حسن رحیمیان است که در اوایل دهه ۶۰ در ماهنامه پاسدار اسلام به چاپ می‌رسید:

«عظمت شخصیت حضرت امام به‌سان کوهی بود بسیار بزرگ که قلّهٔ رفیعش در ورای ابرهای طبیعت سر به آسمان معنویت و عبودیت حق ساییده بود و با پیوند به سرچشمهٔ لایزال هستی وجودش از زلال معرفت سیراب گردیده بود و از گسترهٔ پیرامونش چشمه‌سارهای حکمت جاری شده بود و تشنه‌کامان آب حیات را سرمست شوق وصال می‌نمود.

نه قلّهٔ سر به فلک‌کشیدهٔ عرفانش در دسترس و دید محجوب ما بود و نه گام‌های لنگ آگاهی ما را توان پیمودن دامنهٔ گستردهٔ کمالاتش و نه اندیشهٔ قاصر ما را توان نفوذ در ژرفای وجودش...

عظمت شخصیت امام و عمق و گستردگی آن حتی برای نزدیک‌ترین افراد و برجسته‌ترین شاگردان ایشان قابل دسترسی و شناخت دقیق نبود و کسی را هم یارای چنین ادعایی نیست. با این همه، هرکس متناسب با درک و ظرفیت خویش و از بُعد ظاهری و اثباتی قطره‌ای از دریای حکمت و فرزانگی امام را چشیده است و با جمع‌آوری این قطره‌هاست که جویبارهایی از آن دریای فضیلت برای تشنه‌کامان تاریخ و نسل‌های آینده جاری می‌شود.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
کاربر ۱۵۴۰۸۹۴
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

خیلی گرونه خدایی ارزونتر کنید.کتاب راجع به امام انقدر گرون اخه

محمدحسین
۱۳۹۹/۰۲/۲۹

از اون جایی که آقای رحیمیان از ۱۳ سالگی شاگرد امام بوده و در دوران تبعید در عراق هم همراه ایشان بوده و سالها از اعضای اصلی دفتر امام در جماران بوده، خاطرات جذاب و کم تر شنیده شده ای

- بیشتر
nasimbaqeri
۱۳۹۹/۰۱/۲۲

گروووونه🤨

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۸)
ایشان بارها خطاب به طلاب می‌فرمودند: «اگر یک قدم برای تحصیل علم برمی‌دارید، باید دو قدم در راه تهذیب نفس بردارید.»
محمدحسین
اگر امام به مکانی وارد می‌شدند، خیلی مشکل می‌شد در سلام کردن بر ایشان پیش‌دستی کرد.
محمدحسین
حضرت امام به هنگام عبور از عرض یکی از خیابان‌ها (ظاهراً در شهر همدان) ـ برای اینکه از روی جدول وسط خیابان، که چمن‌کاری شده بود، عبور نکنند ـ مسافت زیادی را طی کردند تا از تقاطع عبور کنند و مجبور نباشند حتی یک قدم روی چمن‌ها بگذارند.
محمدحسین
وقتی امام با هواپیما به طرف ایران می‌آمدند، خبرنگار از معظمٌ له پرسید: «شما الان چه احساسی دارید؟» و امام جواب دادند: «هیچ!»
محمدحسین
حضرت امام، در طی مدت اقامتشان در نجف اشرف، در خانه‌ای محقر و فرسوده در یکی از کوچه‌های شارع‌الرسول، همچون صدها طلبهٔ معمولی، اجاره‌نشین بودند. بعد از پیروزی انقلاب نیز، چه در ایامی که در قم بودند چه در مدت نزدیک به ده سالی که در جماران اقامت داشتند، همچون بسیاری از مستضعفان، به صورت مستأجر زندگی می‌کردند
محمدحسین
«انسان قدم به قدم طاغوتی می‌شود! در هر قدم هم برای خود دلایلی پیدا می‌کند!»
محمدحسین
مسلمین تا از اختلافاتی که بینشان است دست برندارند، دست‌های مرموز دولت‌های قدرتمند می‌توانند به خواسته‌های خودشان دست پیدا کنند.
محمدحسین
یهود مهاجر به فلسطین با یهود در سایر کشورها فرق دارد. یهود در فلسطین با هر خصوصیتی، اعم از مسلح و غیرمسلح و دولتی و غیردولتی، همگی، غاصب و دشمن محسوب می‌شوند.
محمدحسین
طبیعت این‌ها ـ شاه و ایادی او ـ مثل سگ درنده است. اگر در مقابل سگ درنده بایستید و دست به روی آن بلند کنید، جا می‌خورد و اگر تهاجم کردید، پا به فرار می‌گذارد. ولی اگر از مقابل آن جا خالی کردید، ترسیدید، خودتان را باختید، و حالت عقب‌نشینی به خود گرفتید، به طرف شما هجوم می‌آورد و تا پای شما را نگیرد و شما را از پا درنیاورد رهایتان نمی‌کند. این‌ها اول از شما می‌خواهند که مطالب کذا را نگویید. اگر تسلیم شدید، می‌خواهند که دربارهٔ فلان مسئله هم حرفی نزنید. اگر عمل کردید، به شما می‌گویند به فلان کس دعا کنید و بعد تأیید لوایح کذا را از شما می‌خواهند. عاقبت هم از شما می‌خواهند که در خدمت ساواک قرار گیرید و برای آن‌ها گزارش هم بدهید. بالاخره، ما باید یک جایی جلوی آن‌ها بایستیم و چه بهتر که این کار را در همان قدم اول بکنیم که در این صورت آن‌ها وادار به عقب‌نشینی خواهند شد و حتماً موفق خواهید بود.
محمدحسین
روزی امام از امام‌زاده قاسم به زیارت امام‌زاده صالح، واقع در میدان تجریش، می‌روند؛ در بازگشت درحالی‌که در خیابان دربند پیاده به سوی امام‌زاده قاسم می‌رفته‌اند، چند جوان ولگرد، با متلک و حرف‌ها و حرکت‌های موهن، امام (ره) را مسخره می‌کنند و امام بدون هیچ عکس‌العملی با بزرگواری می‌گذرند. بعد از این ماجرا، شخصی که همراه و میزبان امام بود از این صحنه، به‌خصوص به سبب آنکه امام (ره) مهمان او و محلهٔ او بود، عذرخواهی و اظهار تأثر و شرمندگی می‌کند. ولی امام (ره)، که به‌هیچ‌وجه اثری از ناراحتی و انفعال در چهره‌اش نبود، با صلابت تمام (نقل به مضمون) می‌فرماید: من از این بچه‌ها ناراحت نشدم. این‌ها تقصیری ندارند. من اگر روزی قدرت پیدا کنم، به حساب آن کسانی که این بچه‌های معصوم را این طور تربیت و گمراه کرده‌اند خواهم رسید!
محمدحسین

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۳۲ صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۰۹
تعداد صفحات۳۳۲صفحه
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۰۹