با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مهربانو

دانلود و خرید کتاب مهربانو

۲٫۹ از ۷ نظر
۲٫۹ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مهربانو  نوشته  مهرنوش صفایی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب مهربانو

رمان «مهربانو» اثری عاشقانه از نویسنده ایرانی، مهرنوش صفایی است. صفایی در این داستان درباره راز و رمز و شیوه دل‌بستگی سخن می‌گوید. این اثر، هزار راه تازه و هزار رمز نگشوده از عشق را برملا می‌کند. حاجی یونس مرد متول و کارخانه‌داری است که فقط یک فرزند دختر دارد. مهربانو زرد و ضعیف و لاغر است و موسیقی می‌خواند. از نظر حاج‌یونس دخترش توان اداره کردن کارهای شخصی خودش را هم ندارد چه برسد به کارهای کارخانه و...: «حاج‌یونس ته‌ماندهٔ هندوانهٔ بشقابش را به چنگال زد و بی‌حوصله جواب داد: اولاد دختر را هرچی خرجش کنی و هرچی بارش، اول و آخر مال مردم است و می‌رود دنبال بختش. اما اولاد پسر عصای دست پدر و مادر است. پشت و اسم و رسم آدم و مال‌نگهدار و میراث‌دار آدم است. نشنیدی، از قدیم گفته‌اند پسر مثل بادمجان است؛ اول روغن می‌گیرد اما بعد هرچی روغن خرجش کرده‌ای پس می‌دهد! نرگس‌خاتون از سر عصبانیت جواب داد: حالا منظور؟! نکند توقع داری من با این سن و سال دوباره دوره بیفتم دنبال دعانویس و طبیب و حکیم تا بلکه جنابعالی صاحب پسر شوید. (حاج‌یونس جوابی نداد) نرگس‌خاتون عصبانی‌تر از قبل گفت: اگر حرمت سن و سالت را نداشتم، می‌گفتم حتما زیر سرت بلند شده و به بهانهٔ اولاد پسر هوس تجدید فراش کرده‌ای! (حاج‌یونس پوزخند زد) نرگس‌خاتون بی‌ملاحظه گفت: یادت باشد حاج‌یونس، اگر قرار باشد کسی از کسی طلبکار باشد، این منم که باید از تو طلبکار باشم نه جنابعالی. کار داشت به جاهای باریک می‌کشید برای همین به‌سرعت از پشت پیانو بلند شدم و با خنده گفتم: من می‌گویم از هم جدا شوید… این‌طوری مشکل نازایی بی‌علتتان هم بعد از این همه سال حل می‌شود… نشنیده‌اید، خیلی‌ها با ازدواج مجدد مشکل نازایی‌شان را حل کرده‌اند، شما هم یکی. نرگس‌خاتون شوخی یا جدی مدادش را به سمت من پرت کرد و گفت: تو برو مشکلات باخ خدابیامرز را حل کن، حل مشکل ما پیشکشت. حاج‌یونس که انگار تازه از زیر طومار غصه سرش را بیرون آورده بود، آه عمیقی کشید و گفت: آره دخترجان… بجنب… بجنب تا از دیلینگ دیلینگ کردن عقب نیفتاده‌ای… کم کاری نیست که… تو دیلینگ دیلینگ نکنی نصف مردم مملکت از گرسنگی تلف می‌شوند. (دلم شکست) نرگس‌خاتون با حرص گفت: نخیر امروز مثل اینکه از روی دندهٔ چپ بلند شده‌ای حاج‌یونس. (حاج‌یونس جوابی نداد) نرگس‌خاتون دوباره گفت: محض رضای خدا بلند شو زودتر برو سرِ کارت تا بیشتر از این دیوانه‌مان نکرده‌ای. حاج‌یونس به جای جواب چند سرفهٔ خشک بدصدا نثار من و نرگس‌خاتون کرد و درحالی‌که از جا بلند می‌شد گفت: حداقل نرفت یک رشتهٔ درست و حسابی بخواند بلکه سری توی سرها در بیاورد و برای خودش کسی بشود. آخه مطربی هم شد درس، شد شغل؟! آدم خجالت می‌کشد اسمش را جلوی مردم بیاورد… هرچند که… درس درست و حسابی خواندن، هوش و ذکاوت درست و حسابی می‌خواهد که این بندهٔ خدا نه از هوش و ذکاوت بهره‌ای برده، نه از قد و قامت!»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
maria
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

برخلاف بقیه دوستان من از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم داستانی واقعی از دختری که بخاطر افکار و تعصبات بیجای پدرش در رنجه و همین موضوع باعث میشه نقشه ای برای گرفتنِ انتقام سختی هاش بکشه که باعث ماجراهای زیادی

- بیشتر
نسیبه
۱۳۹۹/۰۶/۱۶

خیلی بد بود. ۸۰ صفحه خوندم هر چی تلاش کردم ادامه بدم نشد. واقعا بیخود بود

لیلی
۱۳۹۹/۱۱/۲۰

از بینهایت طاقچه ممنونم بابت کتاب های انتشارات نسل نو اندیس، خب من از نسلی هستم که دقیقا درگیر همین پیشرفت ها و فراز و فرودها شدیم، نسلی که مهربانو هم از همون نسل بود، از نظر من کتاب خیلی

- بیشتر
Parvane Mohamadi
۱۳۹۸/۰۳/۱۹

بسیار رمان خسته کننده ای بود و جریان ابراهیم خیلی بچگانه و به دور از شخصیتی بود که رمان معرفی کرده بود ؛؛ برای جامعه نویسندگان متاسفم که صرف جنبه مادیات رمان را در مجموعه قرار میدهند ؛ من خیلی

- بیشتر
مامان زیبا
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

کتاب معمولی بود... دختری که پدرش دوست داشت پسر میداشت در نتیجه همه چیز این دختررو رد میکرد! این دخترهم بالجبازی خودش رو توی دردسر انداخت ولی پایانش از هموناست که سالهای سال کنارهم با خوبی و خوشی زندگی کردن!

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
به جای نرگس‌خاتون، زن‌دایی‌ثمانه سرش را از اتاق ناهارخوری بیرون آورد و گفت: شام حاضر است، بفرمایید…
زهره

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۹۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۱۱/۰۴
تعداد صفحات۵۹۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۱۱/۰۴