«جایی بالاتر از رنجیدن» رمانی نوشته مهرنوش صفایی است.
دوست نزدیک سوسن، به اسم شیوا به تازگی در اثر سرطان مرده است و حالا همسر او نوریان، که دچار افسردگی است و دکترش از او خواسته وسایل شیوا را از خانهاش دور کند تا حالش بهتر شود، از سوسن میخواهد که او این کار را برایش انجام دهد. با ورود سوسن به زندگی شخصی شیوا رازهایی از او برملا میشود و رفت و آمدهای مکرر سوسن با همسر دوستش وابستگیهایی ممنوعه ایجاد میکند:
درست نمیدانم از کی شروع کردم به مقایسهٔ احمد با نوریان. اما وقتی به خودم آمدم دیدم نهتنها خودم، که بچهها هم اسیر این دور باطل شدهاند؛ اسیرشوخی مسخرهٔ مقایسهٔ دو آدم غیر قابل قیاس با هم، مثل گذاشتن رنگ زرد و قرمز کنار هم.
وحشتزده شدم. این منصفانه نبود. این خیانت محض بود. من و بچهها سر سفرهٔ احمد مینشستیم اما دوستش نداشتیم. حرفهایش را میشنیدیم اما در دل به او میخندیدیم و مسخرهاش میکردیم. ما با او و در کنار او زندگی میکردیم اما به قدر سر سوزنی قبولش نداشتیم. احمد در عمل برای ما تمام شده بود. ما فقط همخانه بودیم.
درک این حقیقت که معاشرت با نوریان برای من و بچهها مثل یک سمِ مهلک، خطرناک و تهدیدکننده شده، نیازی به برخورداری از هوش و فراستِ زیادی نداشت. در واقع پردهها چنان به وضوح افتاده بود و حقیقت چنان آشکار و روشن شده بود که فقط آدمی احمق میتوانست چشمهایش را ببندد و خود را به نفهمیدن بزند. و من دلرحم بودم؛ اما احمق نبودم. من نه تنها با چشم دل، که با چشم سر هم میدیدم چطور حریمها یکی یکی برداشته میشود و احساس، خط قرمزهای منطق و استدلال را درهم میشکند. زنگ خطرها بیوقفه و پیاپی زیر گوشم نواخته میشد و به من هشدار میداد که با دست دست کردن اوضاع را از این که هست خرابتر نکنم.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جایی بالاتر از رنجیدن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتاب خوبیه من بی وقفه خوندم ولی آخرش خوب تموم نشد نویسنده وقتی شخصیتی برای ما میسازه ما نسبت بهش تعلق خاطر پیدا می کنیم ودوست داریم به جایگاه خوبی برسه وخطا کار به جزای اعمالش برسه اون موقع بعداز...بیشتر
۰
آزاده۵۸
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۸
راستش بد نبود ولی خیلیم خوب نبود
۰
javid
۱۳۹۸/۰۷/۱۳
من کتاب های شما را دوست دارم، فقط چند نکته به عنوان خواننده ای که طرفدار شماست مطرح میکنم.
در چند کتابی که از شما خواندم تقریبا در یک سوم پایانی کتاب، الفاظ و کلمات و حرف ها کش میآیند، توضیحات...بیشتر
۰
setare
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۶
به نظرم اگه حال روحیمناسب ندارید اصلا این کتاب گزینه خوبی برای خوندن نیست
ولی برای شرایط عادی کتاب بدی نیست
۰
fateme28
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۶
خیلی زیبا بود و اموزنده و پر از یاد خدا
دوتا از کتاب های خانم صفایی را خوانده ام و خیلی خوشم اومد.
مثل اینکه کتاب هاشون هم براساس داستان زندگی ادم های واقعی هست و این حس واقعی بودن خیلی خوبه
تحلیل...بیشتر
۰
مهسا
۱۴۰۰/۰۱/۲۱
من بااین کتاب گریه کردم ... و چیزی که یاد گرفتم اول مناعت طبع و بزرگواری سوسن بود و دومین چیزی ک عبرتم شد این بود هیچوقت نباید سکوت کرد باید حرف زد توضیح داد تلاش کرد چون زندگی به...بیشتر
۰
بهروز گنج جو
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۵
ضمن احترام به همه ی افرادی که دستی در قصه گویی دارند بدون مقایسه باز تیپی از افراد هم مشتاق نوشته هایی در سبک بالاتر از مجنون یا نوشته های فهیمه رحیمی هستند همه براهنی دولت آبادی و.... نیستند شاید...بیشتر
۰
بی پناه
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۸
چیزی که از این رمان یاد گرفتم زن باید همیشه دستش توی جیب خودش باشد یک هنری داشته باشد تا با آن پول در آورد اگر خیانت کار ترین مرد دنیا هم نصیبتان شد می توانید با شغلی که دارید...بیشتر
۰
کاربر ۶۷۹۲۱۳۹
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۶
بششششدت داستان قشنگی داشت
یاد بگیریم که ببخشیم
من این داستانو واقعا نیاز داشتم حالم خوب نبود خوندمش خیلی کمکم کرد
حتما بخونید ولی خیلی غمگینه💙
۰
کاربر ۵۵۶۰۸۷۰
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۶
عالی بود تصویر رنج های زنان با عفت و با شرف که در گیر مردانی می شوند که بویی از انسانیت نبرده اند
۰
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۹
خوب بو د. بیوقفه خوندم و درگیر حال و روز سوسن شدم
اینکه بتونی در عین نیاز بگذری و راه درست را انتخاب کنی
موهبتی الهی هست
۰
farzane.e
۱۳۹۸/۰۹/۰۴
این کتاب چقدر راهنمای خوبی برای بخشش و گذشتن بود♥️
«همیشه از اینکه شیوا تا آن حد زن کامل و منحصربهفردی بود، توی آسمانها سیر میکردم. نمیدانید چقدر به خودم میبالیدم که صاحب چنین همسری هستم. زنی که قادر بود حتی در اولین برخورد تحسین هر کسی را برانگیزد… آن وقتها همیشه فکر میکردم خوش شانسترین مرد دنیا هستم که چنین همسری دارم. اما حالا میفهمم که چقدر بدبختم، بدبختم چون تا ابد اسیر و زندانی کمالات شیوا هستم… اسیر خصوصیات منحصر به فرد زنی که هیچ کس به گردپایش هم نمیرسد و اسیر مقایسهای که نتیجهاش همیشه سرخوردگی و تنهایی است
fateme28
۱
خدا با زبانی گویا و خطی صریح روی تک تک حوادث زندگی ما نوشته: بندهٔ من، تا من هستم، سرخورده و ناامید نباش. من مونس و همدم تو، پناهگاه و یار و یاور تو، خیرالناصرین تو، خیرالحافظین تو، خیرالرازقین تو، ارحم الرحمین تو هستم. من همه کس و همه چیز توام. کلید همهٔ درهای بسته، شفای همهٔ دردهای کهنه، چارهٔ همهٔ مشکلات بیچاره، در دستان دستگیر و شفابخش و یاری رسان من است. محتاجِ بندهٔ من چرا؟… خار و حقیر دست پروردهٔ من چرا؟ مرا صدا بزن. من از هر کس و هر چیز به تو نزدیکتر و مهربانتر و برای حل مشکلاتِ تو از همه تواناترم. این تویی که باورم نداری، وگرنه من همین جا، نزدیک به تو، منتظر یک یارب یارب تو، چشم به اشکهای تو دوختهام.»
fateme28
۱
کاش یادمان نرود که آن طرف پل داستان طور دیگریست. کاش فراموش نکنیم که آن طرف پل، ما میمانیم و دلهایی که شکستهایم… ما میمانیم و تهمتهایی که بستهایم و ما میمانیم و چشمانی که به اشک نشاندهایم… آن طرف پل، مائیم و بخشش و گذشت… آنجا، مائیم و آنچه که با همهٔ وجود بهخاطر رضای خدا بر آن چشم بستهایم.
آن طرفِ پلِ زندگی، داشتهها را طور دیگری معنا میکنند. آنجا حتی صاحب همهٔ مال دنیا هم که باشیم باز مستحقِ یک فاتحه و یک خیرات و یک خدابیامرزی سادهایم. آنجا با همهٔ ثروت زمین باز محتاجیم… محتاجِ همان کسانی که وقت زنده بودن، به سادگی یک زبان چرخاندن دلشان را میشکستیم.
fateme28
۱
فرشته میشوی اگر نرنجانی و ببخشی
javid
۰
گاهی عمر انسان حتی از عمر یک شیء هم کوتاهتر است
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۰
لحنی آرام گفتم: «احمد آقا، اگر به مادر بچههایت احترام نگذاری، به تو بیاحترامی میکنند. این یک قانون طلایی است.»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب خوبیه من بی وقفه خوندم ولی آخرش خوب تموم نشد نویسنده وقتی شخصیتی برای ما میسازه ما نسبت بهش تعلق خاطر پیدا می کنیم ودوست داریم به جایگاه خوبی برسه وخطا کار به جزای اعمالش برسه اون موقع بعداز...بیشتر
راستش بد نبود ولی خیلیم خوب نبود
من کتاب های شما را دوست دارم، فقط چند نکته به عنوان خواننده ای که طرفدار شماست مطرح میکنم. در چند کتابی که از شما خواندم تقریبا در یک سوم پایانی کتاب، الفاظ و کلمات و حرف ها کش میآیند، توضیحات...بیشتر
به نظرم اگه حال روحیمناسب ندارید اصلا این کتاب گزینه خوبی برای خوندن نیست ولی برای شرایط عادی کتاب بدی نیست
خیلی زیبا بود و اموزنده و پر از یاد خدا دوتا از کتاب های خانم صفایی را خوانده ام و خیلی خوشم اومد. مثل اینکه کتاب هاشون هم براساس داستان زندگی ادم های واقعی هست و این حس واقعی بودن خیلی خوبه تحلیل...بیشتر
من بااین کتاب گریه کردم ... و چیزی که یاد گرفتم اول مناعت طبع و بزرگواری سوسن بود و دومین چیزی ک عبرتم شد این بود هیچوقت نباید سکوت کرد باید حرف زد توضیح داد تلاش کرد چون زندگی به...بیشتر
ضمن احترام به همه ی افرادی که دستی در قصه گویی دارند بدون مقایسه باز تیپی از افراد هم مشتاق نوشته هایی در سبک بالاتر از مجنون یا نوشته های فهیمه رحیمی هستند همه براهنی دولت آبادی و.... نیستند شاید...بیشتر
چیزی که از این رمان یاد گرفتم زن باید همیشه دستش توی جیب خودش باشد یک هنری داشته باشد تا با آن پول در آورد اگر خیانت کار ترین مرد دنیا هم نصیبتان شد می توانید با شغلی که دارید...بیشتر
بششششدت داستان قشنگی داشت یاد بگیریم که ببخشیم من این داستانو واقعا نیاز داشتم حالم خوب نبود خوندمش خیلی کمکم کرد حتما بخونید ولی خیلی غمگینه💙
عالی بود تصویر رنج های زنان با عفت و با شرف که در گیر مردانی می شوند که بویی از انسانیت نبرده اند
خوب بو د. بیوقفه خوندم و درگیر حال و روز سوسن شدم اینکه بتونی در عین نیاز بگذری و راه درست را انتخاب کنی موهبتی الهی هست
این کتاب چقدر راهنمای خوبی برای بخشش و گذشتن بود♥️