معرفی و دانلود کتاب سال های دوری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سال های دوریsubscriptionAvailable

کتاب سال های دوری

نوع کتاب
۳.۹(از ۹۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مرضیه یاراحمدی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سال های دوری

سال های دوری رمانی بر اساس واقعینت و نوشته مرضیه یاراحمدی است که در انتشارات ندای الهی به چاپ رسیده است. 

درباره کتاب سال‌ های دوری

سال های دوری روایت عاشقانه از سرگذشت واقعی دختری متولد سال ۱۳۲۵ در محله‌های جنوب تهران به نام بانو است.

بانو زندگی عاشقانه‌ای را آغاز می‌کند ولی زندگی بازی خودش را دارد و این خوشبختی دوامی ندارد. او رنج‌ها و شکست‌های زیادی را تجربه می‌کند؛ اما درست وقتی که ناامید می‌شود دست تقدیر همه چیز را تغییر می‌دهد و دوباره گرمای عشق و خوشبختی را با عمق وجودش در حالی حس می‌کند که بانوی مشهوری شده است.

 خوندن این رمان عاشقانه و دلنشین که روایتی از عشق‌های نافرجام را تعریف می‌کند خالی از لطف نیست...

 خواندن کتاب سال‌های دوری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به رمان‌های عاشقانه فارسی مخاطبان این کتاب‌اند.

بخشی از کتاب سال های دوری

بعد رفتن مهمونا ننه تموم وسایل پذیرایی سریع گذاشت تو صندوقچه و قفلش کرد و گفت: دیگه مهموندار شدیم نمی‌خوام جلو قوم یدی کم بیارم برن بگن طوبی خونه آقاش چیزی نخورده ندیده..

از حرفای ننه خسته بودم آخه یدی بی‌قواره چی داشت که بخواد ادعاشم بشه سریع رختخواب پهن کردم و اینقدر ازم کار کشیده بود که تا چشمام و بستم خواب رفتم ...

چند ماهی از عروسی طوبی می‌گذشت و طوبی حامله بود، ننه هم همش مشغول دوخت دوز سیسمونی بود. غلام از اجباری اومده بود مرخصی و قرار بود ننه عالم و آقام برن خواستگاری راحله دختر زیور خانم، غلام از وقتی که اومده بود مهربون شده بود وخوشحال بود می‌رفت و می‌اومد شیرینی پنجره‌ای می‌خرید و لپای ننه عالم و ماچ می‌کرد. فقط من و پوران بودیم که از آمدن راحله به این خونه می‌ترسیدیم خیلی موزی بود و همیشه بقیه دخترا رو از خودش پایین تر می‌دید یه آدامس می‌نداخت گوشه دهنش و با ناز و ادا برای پسرا عشوه می‌اومد با اینکه در اون زمان سیزده سالم بود ولی از رفتارهای راحله چندشم میشد، بالاخره غلام با راحله نامزد کرد ولی به اصرار زیور خانم صیغه محرمیت خونده شد تا سربازی غلام که تموم شد ازدواج کنن و تحمل راحله تا سال بعدش یه عذاب و بلابود ننه اما خوشحال بود و مدام اسفند دود می‌کرد می‌گفت: الان همساده‌ها چشمون می‌کنن.

چند ماه بعد از نامزدی غلام بود که پوران هم برای اکبر نامزد کردن و طلعت خانم یه جشن خیلی خوب براشون گرفت و کلی هدیه و کادو برای پوران خریدن و این رفتار طلعت باعث حسادت بیشتر طوبی و راحله شده بود و راحله هر روز می‌اومد تو ایوان و می‌گفت: ننه‌ام همش میگه انگار تو زن بیوه بودی یا ترشیده که برات یه جشنم نگرفتن و اینقدر گفت و گفت تا بالاخره ننه دفعه بعد که غلام اومد یه جشن براشون گرفت اما حسادت زیور و راحله به پوران تمومی نداشت و هر روز خواسته‌های جدیدی داشتن در همین شرایط بود که طوبی هم زایمان کرد و بر خلاف تصورات ننه عالم و خانم آغا بچه دختر بود فقط آقام خوشحال بود طوبی که ریز ریز گریه می‌کرد و می‌گفت ننه، خانم آغا هر روز میگه این همه دادم خورد و استراحت کرد آخرشم دختر زاییده تمام کارهای خونه افتاده رو دوش من یدی هم میگه فعلا نمی‌تونم برات خونه جدا بگیرم. ننه فقط می‌گفت عیب نداره تو هم دست به کار شو یکی دیگه بیار براشون دومی پسره اینقدر با ملوک خانم و زن‌های دیگه تو گوش طوبی حرف زدن تا طوبی چند ماه بعد دوباره حامله شد. بخاطر خرج جهاز پوران و عروسی غلام آقا جانم بیشتر کار می‌کرد و دیرتر می‌اومد خونه منم که تنها بچه خانواده بودم که ننه عالم راضی شده بود مدرسه برم مشغول درس و مشق بودم هر چند ننه هربار که می‌دید کتاب دستمه می‌گفت: اینقدر بخون تا این یذره پرده آبروتم بریزه...

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۲ آذر ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سال های دوری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سال های دوری
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مرضیه یاراحمدی
انتشارات:انتشارات ندای الهی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۳/۰۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۸۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۶۱۱۳۵۴۸
تعداد صفحه‌ها:۶۰۷ صفحه
قیمت کتاب:۷۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۶

خیلی گیرا و برای دومین بار خوندم،

۱
کاربر ۱۶۳۹۸۰۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۴

لذت بردم از خواندنش

۰
کاربر ۳۸۴۴۲۹۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۰۵

خوندن این کتاب رو ب کسانی ک به رمان علاقه دارن پیشنهاد میکنم.ب شدت از خوندنش لذت بردم❤️

۰
نسیبه نظری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۸

کتاب فوق العاده ای بود

۰
عطیه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۰

عالی بود من خیلی دوستش داشتم.

۰
عالی بود
۱۴۰۰/۰۴/۱۹

کتاب خوب و جذابی بود ولی غلط املائی خیلی زیاد داشت

۰
برومند
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۴

اوایلش خیلی جذاب هست اما بعدش انقدر طولانی و کشدار میشه واقعا حوصله آدم سر میره . ضمن اینکه در بیان همه موضوعات به شدت غلو شده ، کلا هم همه شخصیت های داستان یکی دیگه رو دوست داشتن با یکی...بیشتر

۰
کاربر ۳۱۵۴۰۵۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۴

رمان زیبایی بود هیجان اوایل کتاب بیشتر بود فقط اگر تعداد صفحات کمتر بود بهتر میشد🫡

۰
ریحانه
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۲

خیلی کشدار شده بود ماجرای زمانهای گذشته که از زبان چهار نفر نوشته شد رمان رو بیش از حد طولانی کرده بود . کاش بانو عشق شهروز رو زودتر باور می‌کرد و این همه طولش نمی‌داد. فقط برای یک بار...بیشتر

۰
مهدی گرجی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۰

این داستان خوب بود نویسنده بابال پر دادن سعی کرده است که داستان را به پیش برد وبه نظر من در بخش انتهایی شاهد بزرگ نمایی زیادی بودیم

۰
armaghan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۱۸

کتاب خوبی بود با وجود ایراد های نگارشی و اینکه یک جاهایی خیلی کشدار بود ولی در کل درس زندگی داشت و دلنشین بود

۰
جودی ابوت
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۷

کتاب نسبتا خوبی بود . ولی پر از غلط املایی. نگارشش هم ضعیف بود و خیلی جاهارو متوجه نمیشدم . مثلا جایی نوشته بود : رفتم پیش. با کلی دقت فهمیدم منظورش رفتم‌پِی اش(دنبالش) هست.خیلی قسمت های تکراری داشت مثلا...بیشتر

۰
گل پری
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

کتاب پرغلطهای املایی فاحش مثلا حیات به جای حیاط نویسنده هر جاکم آورده بود شخصیت اول داستان یاغش میکرد یازمین میخورد وهربارتوجه همه را جلب میکرد !!!

۰
نیکا
۱۴۰۴/۱۲/۰۱

هیچ جووووووره متوجه توجیه خیانت حسن و زری نشدممم! چرا همچین کاری باید قشنگ نشون داده بشه اخه

۰
کاربر LR
۱۴۰۴/۰۵/۰۴

خیلی داستان جذابی داشت و قلم نویسده روان و خوب بود ممنون

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۱۰
تو چرا همیشه به مقصد فکر می‌کنی از سفرت لذت ببر زندگی مثل همین سفر میمونه مقصدی نداره فقط سعی کن ازش لذت ببری..
Seda2040
۴
زندگی هرگز منتظر ما نمیمونه اون کار خودش می‌کنه این ماییم که انتخاب می‌کنم باهاش همراه بشیم یا بجنگیم...
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۳
فقط قول بده اشکش و در نیاری. درسته اشتباه کرده اما حالا که پشیمونه پاک تر از آبه، دلش بشکنه خدا کمرت و میشکنه،
Parinaz
۳
گاهی بعضی حرفا می‌تونه از هر دوایی مرهم تر باشه
Parinaz
۳
همیشه به چیز هایی که دردامون و بیشتر می‌کنه راغب تریم..
یك رهگذر
۲
هروقت تو رو ناراحت میبینم زندگیم تیره و تاره، تو روخدا همیشه بخند بذار منم زندگی کنم
امیررضا میرشجاعان
۲
زندگی هرگز منتظر ما نمیمونه اون کار خودش می‌کنه این ماییم که انتخاب می‌کنم باهاش همراه بشیم یا بجنگیم...
شیوا
۲
یه زن وقتی عاشق میشه میمیره ولی یه مرد وقتی عاشق میشه تازه متولد میشه
یك رهگذر
۱
هیچکس هیچکس هیچکس اندازه من نمی‌تونه عاشق تو باشه هیچکس!
یك رهگذر
۱
"چشم عاشقا نمی‌تونه دروغ بگه"