معرفی و دانلود کتاب پروژه پدری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پروژه پدری
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب پروژه پدری

نوع کتاب
۳.۸(از ۶۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فاطمه ستوده
انتشارات: 
نشر اطراف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پروژه پدری

کتاب پروژه پدری که روایتی خواندنی از ۱۵ مرد ایرانی درباره‌ٔ پدری‌شان است به کوشش فاطمه ستوده گردآوری شده است. پروژه پدری را نشر اطراف به چاپ رسانده است.

 نویسندگان این روایت‌ها عبارت‌اند از: قاسم فتحی، حسام اسلامی، حسین جمشیدی گوهری، امیرعلی صفا، سیداحسان عمادی، سلمان نظافت یزدی، سعید حسامیان، مجید فضائلی، عقیل بهرا، مهدی حمیدی پارسا، حسام آبنوسی، میثم قاسمی، حسام‌الدین ایپکچی، علی‌اکبر دهبان، یحیی شامخی.

درباره کتاب پروژه پدری

پروژه‌ٔ پدری روایت پدری‌کردن است از زبان خود پدرها. از روزهایی که پسر کوچکی‌ بوده‌اند و خیال پدری را در سر می‌پرورانده‌اند. از روزهای بلوغ و درس و کتاب و دانشگاه و سربازی. از روزهای اولین عشق و عشق اول و ازدواج و بالاخره پدری و رابطه‌ٔ پدر و فرزندی. نویسندگان این کتاب پدران جوانی‌اند که کنار دغدغه‌ٔ معیشت و اقتصاد خانواده، نگران رابطه‌اند. رابطه با همسر، رابطه با فرزند و احتمالِ تزلزل نقش اجتماعی‌شان پس از پدرشدن.

نویسندگان پروژه‌ٔ پدری هر کدام از منظری به پدری‌شان نگاه کرده‌اند و از آن نوشته‌اند. از ترس‌ها، از فقدان‌ها، از بیماری‌ها. بی‌ترس از ترس‌هایشان نوشته‌اند، بی‌نگرانی از قضاوتِ دیگران. پدری که می‌فهمد خودش و همسرش نابارورند، پدری که برای اولین بار با قصه‌ٔ سقط جنین روبه‌رو می‌شود، پدری که کودک اوتیستیک دارد، پدری که ناگهان پس از تولد نوزادش می‌فهمد کودکش «سندروم داون» است، پدری که می‌فهمد مقصر احتمالیِ خواب‌های آشفته‌ٔ کودکش است، پدری که می‌ترسد پس از تولد نوزادش رابطه‌اش با همسرش کم‌رنگ شود و به کودکِ هنوزنیامده کمی حسادت می‌کند، پدری که نگران اجاره‌ٔ سر ماهِ خانه است و نگرانی‌اش را پشت دقیقه‌های کتابخوانی با کودکش پنهان می‌کند و… . این‌ها پدران پروژه‌ٔ پدری‌اند.

کتاب پروژه پدری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به همهٔ پدرهای اکنون و آینده پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب پروژه پدری

«ما دو برادر بودیم که بعد از تماشای حجم زیادی از دعواهای ناموسی و محدودیت‌های جنسیتی، نداشتن خواهر را این‌طور ناشیانه برای خودمان توجیه می‌کردیم «چه بهتر، کی حوصله داره ببردش و بیاردش و حواسش باشه کسی بهش چپ نگاه نکنه، کسی نیفته دنبالش، متلک بارش نکنه.» توی خانه سه مرد بودیم و مادرم هم نه‌تنها به اندازهٔ یک مرد کار می‌کرد که رفتارهایش هم تقریباً مردانه شده بود. این بافت به صورت طبیعی باعث می‌شد ما به تودهٔ زمختی تبدیل شویم، خلق‌وخویی چسبنده و زهردار، به موجودی که سرشار از خودبرتربینی بود و ردپایش در تمام شئون زندگی تک‌تک اعضای خانواده‌اش متبلور می‌شد. از طرف دیگر، توی آن فضا پدرهای زیادی سراغ فروش مواد و قاچاق رفته بودند. پدرهایی که از فضای پر از نخلستان و خانه‌های حیاط‌دار و بزرگ جنوب آمده بودند توی قوطی‌کبریت‌های شهرکی در شرق کشور. پدران و پسرانِ جنگ‌زدهٔ فداکار تبدیل شده بودند به معتادهای آس‌وپاسی که به خرده‌فروشی می‌افتادند یا از فرط خماری گوشه‌ای بیهوش می‌شدند. برای همین پدرها توی آن ساختار به هر کاری مجاز بودند و کسی حق نداشت آن‌ها را به‌خاطر روش مجرمانه‌شان برای تأمین مایحتاج خانواده سرزنش کند. از خودشان دفاع نمی‌کردند یا به توجیه نیازی نداشتند. اهمیتی نداشت بقیه بهشان بگویند کریستالی، تریاکی، موادفروش، حرام‌خور یا هر چیز دیگری. پدران آن جغرافیا برای خانواده‌شان همه کاری می‌کردند و این درست‌ترین کار بود، حتی اگر پلیس ماهی یک بار عملیات پاکسازی انجام می‌داد و آن‌ها را مدت زیادی به زندان می‌انداخت یا حتی اعدام‌شان می‌کرد.

همه انتظار داشتند پدرها مثل کارگران لخت قطارهای ذغال‌سنگی در مجاورت حرارت جهنمی کار کنند تا بتوانند شکم خانواده‌شان را سیر کنند. توی این بافت بسیاری از جزئیات نه‌تنها نادیده گرفته می‌شد که حضورشان هم آزارمان می‌داد و دست‌وپاگیر جلوه می‌کرد؛ جزئیات ساده و حتی نادیده کم‌کم برایم به تودهٔ بزرگی تبدیل شد که ساعت‌ها بهشان فکر می‌کردم. این روال همهٔ پدران را یکدست کرده بود، پدر متفاوتی نمی‌دیدیم، پدری با رفتار عجیب، پدری که با دخترش طور دیگری رفتار کند، پدری که بیشتر از بقیهٔ پدرها به بچه‌هایش و به‌خصوص دخترهایش آزادی بدهد، پدری که در موقعیت‌های بغرنج تصمیم‌های عجیب بگیرد، پدری که مایهٔ افتخار دخترش باشد. شاید اگر پدر متفاوتی هم وجود داشت، دلش نمی‌خواست رفتارهای روشنفکرانه‌اش را علنی کند چون به صورت طبیعی رفتارش خارج از عرف تلقی می‌شد که توی آن بافت تبعات زیادی داشت و حتی می‌توانست خاندانی را از هم بپاشد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پروژه پدری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پروژه پدری
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
گردآورنده:فاطمه ستوده
انتشارات:نشر اطراف
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۴/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۵۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۶۱۹۴۴۴۰
تعداد صفحه‌ها:۲۳۲ صفحه
قیمت کتاب:۴۱۷۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

صدیقه حسینی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۲

این که از زاویه‌های مختلف به تجربه‌ی پدر شدن نگاه کرده جالبه یه روایت بود که خیلی بی‌دلیل از تشبیه‌های سیاسی استفاده می‌کرد که به نظرم کاملا از متن بیرون زده بود یک باگ اصلی این کتاب اینه که فقط...بیشتر

۰
zahrahro
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۰

اگه کتاب هفته چهل و چند رو خوندید این حداقل ده پله بالاتر از اونه. چون خیلی کمترم شنیدیم که مردها درباره تجربه پدری و ترس‌ها و امیدها و خجالت‌هاشون و... حرف بزنن، یه دریچه تازه‌تری از زندگی روزمره آدما...بیشتر

۰
فاطمه سادات موسوی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۵

با اشک دارم این جملات رو می‌نویسم واسه روایت آخری :)) مهم نیست که بعضی از روایت‌ها، از نظر ادبی و... می‌تونست بهتر باشه یا چی. من خیلی چیزا از این پدرا یاد گرفتم. احساس نزدیک‌تری پیدا کردم بهشون و به...بیشتر

۰
غم‌گسار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۸

رفتار و احساست این مردان خیلی شبیه ذات خود من بود، خواندن تجربه‌ی آنها دو ترس در من ایجاد کرد؛ ۱-ترس از حسرت فرصت هایی که دارن میگذرن ۲- ترس از مرگ زودرس

۰
leila
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۱

چرا این کتاب ها نسخه صوتی شو نمیذارین؟ این کتابها به نظرم جالبن ولی متاسفانه نور گوشی چشمامو اذیت میکنه و نمیتونم بخونم.بریده ای از مطالب و نظرات دوستان رو خوندم و کنجکاوتر شدم.. ممنون میشم از طاقچه فایل صوتی همه کتاب...بیشتر

۰
مادر شینا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۷

کتاب پروژه پدری رو با جون و دل خوندم . خیلی جاها بغض کردم ، خیلی جاها یادگرفتم و خیلی جاها متعجب شدم از دغدغه های یک پدر . درسته که نویسنده این روایت ها هم مثل کتاب هفته چهل...بیشتر

۰
zahra Arbabian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۱

برای خودم خیلییی جالب و متفاوت بود بعضی نظرات و تصورات و نگرانی‌های مردانه آخر کتاب هم که با چشم خیس اما فکر پر انگیزه برای کمک به پدر و مادرهای دیگه، کتاب رو بستم🥹🥹

۰
بهاران بانو65☫
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۸/۳۰

بااینکه کتابهای نشر اطراف را خیلی دوست دارم وبااشتیاق میخونم،این کتاب خیلی نظرم را جلب نکرد.فقط دو تا روایتش خوب بود.

۰
کاربر 8626044
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

ای کاش نویسنده ها از دل مردم هم موضوع جستجو میکردن پدری خییییلی از این چیزهایی که گفته شده سخت تره ، مثلا پدری که مادرش اجازه نداده پدری کنه( همان مادر چسبنده که الآن مادرشوهر است با آنها زندگی...بیشتر

۰
سعید تیزابی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۹

من اول کتاب ما ایوب نبودیم رو از نشر اطراف خوندم برای همین این کتاب چندان به دلم ننشست شاید هم توقعم از این کتاب درست نبود ولی به نظرم بیشتر روایت ها زیاد طولانی شده برخی سوژه ها هم...بیشتر

۰
elham mohammadpoor
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۴/۱۱

من کتاب رو کامل خوندم ولی خیلی جاها میخواستم متوقفش کنم چون شروع کتاب و حتی تا میانه آن بسبار روایتهای کسل کننده ای داشت برخلاف کتاب هفته چهل و چند.روایتها خیلی معمولی و دم دستی بودند ولی دوتا روایت...بیشتر

۰
nazi.habi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

به نظرم کمتر نشری اندازه اطراف اینقدر انسانی و صدالبته اینقدر ایرانی و بومی کتاب چاپ میکنه..همینه که کتابهاش رو اینقدر دلچسب و‌ خواندنی میکنه‌. پروژه پدری روایت احساسات درونی..دل‌نگرانی‌ها..حسادت‌ها..دوست‌داشتن‌ها..غصه‌ها و ترس‌های پدرهاست از زبان خودشون..روایت مواجهه ناگهانی با یه...بیشتر

۰
تا شین
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۹

بخشی روایت‌ها با قلمی هنرمندانه نوشته شده و بعضی دیگه رو فقط می‌شه تحمل کرد. اگر کتاب با همون چند روایت‌ درخشان منتشر می‌شد، بهتر بود.

۰
آن‌دیگری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

اگه از این کتاب خوشتون اومد حتما کتاب (تمام آنچه پسر کوچولویم باید درباره دنیا بداند) از فردریک بکمن بخونید

۰
khatoon
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

چقدر عجیب و خوب بود خوندن این کتاب. چقدر انسانی بود. هر لحظه قلبم لمس میشد. این کتاب رو بخونید اگر زن هستید یا مرد، اگر خیال بچه داشتن دارید یا ندارید، هرکه هستید بخونید و درد بکشید و شادی و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

zeinab
۸۶
چرا تولد این‌قدر دردناک و خون‌آلود است؟ چه ایرادی داشت به نرمیِ چکیدن یک اشک از چشم، فرزندی از مادرش می‌چکید و بعد بوی هل و گلاب همه‌جا را می‌گرفت و پرستار آرام سر کودک نورسیده را نوازش می‌کرد و بعد آن کودک از ته دل قهقهه می‌زد؟
فریبا کریمی
۵۳
بچه‌دار شدن دیوانه‌وارترین قمار زندگی هر آدمی‌ست.
elham mohammadpoor
۴۸
دختربچه‌ها خیلی زود عروس می‌شوند و حتی اگر عروس نشوند، مادری را در همان کودکی آغاز می‌کنند. بچه‌ای را در آغوش می‌گیرند و باهاش زندگی می‌کنند. انگار مادری وزنه‌ای‌ست که چند دهه قبل از آن، مادران برای بالای سر بردنش، خودشان را گرم می‌کنند اما پدری به حرکتی آنی و یک‌ضرب می‌مانَد.
zeinab
۳۵
شباهت پدرم و دخترم این است که هیچ کدام‌شان از دیدن صدبارهٔ برنامهٔ محبوب‌شان ـ اخبار و باب‌اسفنجی‌ــــ سیر نمی‌شوند.
elham mohammadpoor
۳۳
پزشک می‌گفت تا چند دهه پیش عمر متوسط افراد سندروم داون حدود ده سال بود و بعید بود به بیست سالگی برسند. اما حالا علم پزشکی کمک کرده که این افراد بتوانند عمر طولانی داشته باشند و علوم تربیتی جدید کمک کرده تا بتوانند مهارت‌های زندگی را یاد بگیرند. گویی این کودکان سندروم داون نیستند که ناتوان‌اند، ماییم که علم‌مان اجازه نمی‌داده به آن‌ها کمک کنیم زنده بمانند و خوب یاد بگیرند.
katy
۳۳
نگفتم انسان خردمند موجود ابلهی‌ست؟ ابله است چون نمی‌فهمد هیچ تصویر عالی‌ای از آینده آن‌قدر نمی‌ارزد که زمان حال را قربانی‌اش کند
elham mohammadpoor
۲۵
من فقط تماشاگر یک تقسیم سلولیِ باشکوه بودم. همان‌طور که یک سلول آرام‌آرام به دو سلول تقسیم می‌شود، حالا هم کنار من یک نفر در حال تبدیل شدن به دو نفر است
elham mohammadpoor
۲۳
حالا تو خواهی زایید و بعدش هم باید فکر افسردگی پس از زایمان تو باشیم. از افسردگی پس از زایمانِ مادرها برایم زیاد گفته‌اند اما هیچ کس صحبتی از افسردگی قبل از زایمان پدرها نکرده است.
amir89
۱۸
داشتم فکر می‌کردم ما دههٔ شصتی‌ها نه فرزند بودن‌مان طبیعی بود و نه والد بودن‌مان. بچه که بودیم مدام بهمان دربارهٔ ارزش صرفه‌جویی و احترام به پدر می‌گفتند و پدر که شده‌ایم، از رفاقت با فرزندان‌مان برایمان می‌گویند. ما از خوفی عظیم به رجایی اجباری کوچ کردیم.
amir89
۱۵
همه چیزِ زندگی خون جگر دارد. پول درآوردن، صبح بیدار شدن، جلوی شکم را گرفتن، اهل فکر بودن، در وادی معنا رفتن، جلوی زور ایستادن یا لااقل توسری‌خور نبودن، خدمت به خلق‌الله، عاشق شدن، حتی پدرسوختهٔ درست و حسابی بودن و خون مردم را در شیشه کردن هم خون جگر خوردن دارد.