با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سایکوسیس ۴:۴۸

دانلود کتاب سایکوسیس ۴:۴۸

۴٫۱ از ۲۳ نظر
۴٫۱ از ۲۳ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سایکوسیس ۴:۴۸

مجموعه‌ نمایشنامه‌های بیدگل، مجموعه‌ای منحصربه‌فرد از نمایشنامه‌هایی است که تابه‌حال به فارسی ترجمه نشده‌اند و یا ترجمه خوبی نداشته‌اند.

سایکوسیس ۴:۴۸، اثر سارا کین، یکی از نمایش‌نامه‌های اروپایی این مجموعه است که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۰ و در لندن به روی صحنه رفت. سارا کین یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های نمایشنامه‌نویسی معاصر بریتانیا و از نویسندگان پیرو جریان «تئاتر تهاجمی» است.

تئاترِ تهاجمی (in-yer-face theatre) تئاتری است که «یقهٔ مخاطبانِ خود را گرفته و آن‌قدر تکان می‌دهد تا پیام تئاتر را درک کنند.» تجربه‌گرایی، حساسیّت، خشونت و اِعمال شوک برای برانگیختن تماشاگر، طرح وجوه جدید و غیرمعمول در عرصه‌های مختلفی همچون ساختار، لحن، زبان و تصاویر، به‌پرسش کشیدن هنجارهای اخلاقی و شکستن تابوها، نشان دادن رنج و سختی‌ زیر پوست و پسِ چهرهٔ انسان‌های معاصر با تجاوزکردن و یورش‌بردن به حریم خصوصی و نقاط دیده‌نشدهٔ آنان از ویژگی‌های این نوع تئاتر است.

کین در ۱۹۷۱ متولد شد. او خیلی زود به نوشتن شعر و داستان کوتاه روی آورد و چند تئاتر را کارگردانی کرد. اولین نمایشنامه‌اش «نفرین‌شده» در ۱۹۹۵ اجرا شد و موجی از توجهات را برانگیخت. او به کار نمایشنامه‌نویسی ادامه داد و در نهایت بعد از نوشتن نمایشنامه سایکوسیس ۴۸: ۴ و پس از یک خودکشی ناموفق، خود را در بیمارستان با بند کفش به دار آویخت.

سایکوسیس همچون نامش، نمایشنامه‌ای غیر معمول با ساختاری بهم‌ریخته است که نمی‌توان برای آن موضوع یا هویت مستقلی تعریف کرد. مجموعه‌ای درهم‌تنیده از دیالوگ‌ها، مونولوگ‌ها، خطابه‌ها و هذیان‌های یک ذهن روان‌پریش در تقابل با خودش، درونیاتش و دنیای روان‌شناسی.

در نهایت، می‌توان گفت سارا کین در این اثر خواننده را در مواجهه با یکی از غریب‌ترین و سخت‌ترین متون نمایشی قرار می‌دهد. چه در خواندن و چه در اجرا.

«غمگینم

احساس می‌کنم آینده بی‌امیده و نمی‌شه چیزی‌رو بهتر کرد

خسته‌ام و ناراضی از همه‌چیز

به‌عنوان یک انسانْ شکست‌خورده‌ای تمام‌عیارم

گناه‌کارم، دارم تقاص پس می‌دم

دوست دارم خودم رو بکُشم

پیش از این می‌تونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته

علاقه‌ام رو به آدم‌های دیگه از دست داده‌ام

نمی‌تونم تصمیم بگیرم

نمی‌تونم بخورم

نمی‌تونم بخوابم

نمی‌تونم فکر کنم»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸)
محمدحسین
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

یک فاجعه ی به تمام معنا بود. پر از تعابیر گنگ و مبهم که انگار نویسنده بعد از مصرف مواد مخدر این جملات رو نوشته. توصیه می کنم به هیچ عنوان وقت تون رو با خوندن این کتاب تلف نکنید.

زویا
۱۳۹۹/۰۱/۳۱

یکی از بهترین ترجمه هایی بود که تو سالهای اخیر خوندم. عالی بود، خیلی خوشحالم که با سارا کین آشنا شدم.

زهرا
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

واقعا حس متفاوتی به آدم منتقل میکنه ذهنو درگیر شخصیت نویسنده میکنه به شدت پیشنهاد میشه من خودم دوبار قسمت اول کتاب یعنی نمایشنامه رو خوندم

ml
۱۳۹۸/۱۲/۲۶

امکان نداره که بخونیدش و جملات و حس هاشو درک نکنید!!!

artimani
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

توضیحات شاید کمی زیاد به نظر برسن ولی برای منی که خیلی از فضای نمایشی و ادبیات مدرن دورم بسیار مفید بود. واقعن اون جنبه نامه خودکشی ای که بهش نسبت میدن روهیچ جاش حس نکردم. در نزدیکترین حالت سود

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶۲)
غمگینم احساس می‌کنم آینده بی‌امیده و نمی‌شه چیزی‌رو بهتر کرد خسته‌ام و ناراضی از همه‌چیز به‌عنوان یک انسانْ شکست‌خورده‌ای تمام‌عیارم گناه‌کارم، دارم تقاص پس می‌دم دوست دارم خودم رو بکُشم پیش از این می‌تونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته علاقه‌ام رو به آدم‌های دیگه از دست داده‌ام نمی‌تونم تصمیم بگیرم نمی‌تونم بخورم نمی‌تونم بخوابم نمی‌تونم فکر کنم
hasti
خیال می‌کنم هشتاد سالمه. از زندگی خسته‌ام و ذهنم می‌خواد که بمیرم.
hasti
هیچ‌چیزی نمی‌تونه ایمان منو بهم برگردونه. این اون دنیایی نیست که من آرزوی زندگی‌کردنش رو داشته باشم.
zarashiri
من می‌توانم فضایم را پُر کنم زمانم را پُر کنم اما هیچ‌چیز حفرهٔ خالیِ قلبم را پُر نخواهد کرد
hooman
لاشه‌ای بیگانه و محروم‌شده از همه‌چیز به‌دستِ روحِ سرکشِ اخلاقِ اکثریت من دیر زمانی‌ست که مُرده‌ام به ریشه‌هایم بازگشته‌ام و نومیدانه بر کرانه‌ها آواز سر می‌دهم.
کاربر ۸۹۰۹۲۱
جسم و روح هرگز نمی‌توانند به ازدواجِ هم درآیند. من نیاز دارم همانی باشم که پیش از این بوده‌ام و تا ابد زیر یوغِ این ناسازگاری که به دوزخم می‌فرستد ماغ خواهم کشید هیچ امیدِ مبهمی به کمکم نخواهد آمد غرقه خواهم شد در بی‌قراریِ خود در آبگیرِ سرد و سیاهِ خود در مغاکِ غیرِمادیِ ذهنِ خود اکنون که شاکلهٔ اندیشه‌ام از دست رفته چگونه می‌توانم به شکل گذشتهٔ خویش بازگردم؟ نه، این زندگی‌ای نیست که من پشیمانِ نداشتنش باشم.
hasti
هیچ‌چیزی ابدی نیست (مگر خودِ هیچ)
کاربر ۱۴۶۰۵۱۹
دوست ندارم بمیرم این‌قدر از حقیقتِ میرابودنم در عذابم که تصمیم دارم خودکشی کنم
hasti
من می‌توانم فضایم را پُر کنم زمانم را پُر کنم اما هیچ‌چیز حفرهٔ خالیِ قلبم را پُر نخواهد کرد نیازی حیاتی برای مُردنم برای فروشکستنم.
ml
اما من اینجا نیستم و هرگز هم نبوده‌ام. این چیزا رو دکتر این می‌نویسه و دکتر اون تلاش می‌کنه با نجوایی همدردانه اونا رو به‌زبون بیاره. به من نگاه می‌کنن، قضاوتم می‌کنن، عطرِ عجز و ناتوانی‌ای که از پوستم بلند شده رو بو می‌کشن، دردِ بی‌درمون به تنم خنج می‌کشه و ترسِ بی‌پایانْ وجودم رو تُهی می‌کنه، با دهنی باز و چشم‌هایی خیره به جهانِ اطرافم نگاه می‌کنم و حیرت می‌کنم از اینکه چرا همه‌شون با اون دانشِ رمزی‌شون به رنجِ شرم‌آورِ من نگاه می‌کنن و لبخند می‌زنن. شرم شرم شرم. غرق شو و فرو برو توی لجنِ شرمِ خودت.
hasti

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۵/۲۲
دسته بندی
تعداد صفحات۱۲۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۳,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۵/۲۲