جملات زیبا از متن کتاب سایکوسیس ۴:۴۸ | طاقچه
تصویر جلد کتاب سایکوسیس ۴:۴۸subscriptionAvailable

کتاب سایکوسیس ۴:۴۸

۳.۷(از ۱۰۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
سارا کین، عرفان خلاقی
انتشارات: 
نشر بیدگل
categoryدسته‌بندی: 
نمایشنامه

قیمت:

۱۴۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

غمگینم احساس می‌کنم آینده بی‌امیده و نمی‌شه چیزی‌رو بهتر کرد خسته‌ام و ناراضی از همه‌چیز به‌عنوان یک انسانْ شکست‌خورده‌ای تمام‌عیارم گناه‌کارم، دارم تقاص پس می‌دم دوست دارم خودم رو بکُشم پیش از این می‌تونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته علاقه‌ام رو به آدم‌های دیگه از دست داده‌ام نمی‌تونم تصمیم بگیرم نمی‌تونم بخورم نمی‌تونم بخوابم نمی‌تونم فکر کنم
hasti
۷۶
من می‌توانم فضایم را پُر کنم زمانم را پُر کنم اما هیچ‌چیز حفرهٔ خالیِ قلبم را پُر نخواهد کرد
hooman
۴۷
هیچ‌چیزی نمی‌تونه ایمان منو بهم برگردونه. این اون دنیایی نیست که من آرزوی زندگی‌کردنش رو داشته باشم.
zarashiri
۳۳
یک خودآگاهِ راکد و مُرده
mErtUs
۳۲
من فکر می‌کنم افسردگی یک وضعیت سالم است، زیرا در کل نشان‌دهندهٔ درکی کاملاً واقع‌بینانه است از آنچه در حال وقوع است
mahdi ph
۲۱
هیچ‌چیزی ابدی نیست (مگر خودِ هیچ)
saye.mfd
۱۹
لاشه‌ای بیگانه و محروم‌شده از همه‌چیز به‌دستِ روحِ سرکشِ اخلاقِ اکثریت من دیر زمانی‌ست که مُرده‌ام به ریشه‌هایم بازگشته‌ام و نومیدانه بر کرانه‌ها آواز سر می‌دهم.
کاربر ۸۹۰۹۲۱
۱۶
پیدا کن مرا رها کن مرا از این تردیدِ فرساینده نومیدیِ پوچ هراسیدن از سکون
mErtUs
۱۴
این اون دنیایی نیست که من آرزوی زندگی‌کردنش رو داشته باشم.
الف.ژ
۱۴
غمگینم احساس می‌کنم آینده بی‌امیده و نمی‌شه چیزی‌رو بهتر کرد خسته‌ام و ناراضی از همه‌چیز به‌عنوان یک انسانْ شکست‌خورده‌ای تمام‌عیارم گناه‌کارم، دارم تقاص پس می‌دم دوست دارم خودم رو بکُشم پیش از این می‌تونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته علاقه‌ام رو به آدم‌های دیگه از دست داده‌ام نمی‌تونم تصمیم بگیرم نمی‌تونم بخورم نمی‌تونم بخوابم نمی‌تونم فکر کنم
luigi
۹
رأسِ ۴:۴۸ وقتی افسردگی می‌آد سراغم
mErtUs
۸
من می‌توانم فضایم را پُر کنم زمانم را پُر کنم اما هیچ‌چیز حفرهٔ خالیِ قلبم را پُر نخواهد کرد نیازی حیاتی برای مُردنم برای فروشکستنم.
ml
۷
آدم نمی‌تونه اونایی که از خودشون خوششون نمی‌آد رو دوست داشته باشه.
علی دائمی
۷
نه. من افسرده‌ام. افسردگی هم یه جور خَشمه. یه نفر جلوته و تو مدام سرزنشش می‌کنی، این همون کاریه که تو می‌کنی. و تو چه کسی رو سرزنش می‌کنی؟ خودم رو.
Nastaran
۶
من امسال از خودم به‌قصدِ مرگ استعفا می‌دم
رضوان
۶
افرادی که به دست جامعه سرکوب می‌شوند، خُرد می‌شوند و هویت خویش را از دست می‌دهند.
Nilch
۵
من هیچ‌وقت توی زندگیم مشکلی با این نداشتم که چیزی رو به کسی بدم که دلش می‌خواد داشته باشه، اما هیچ‌کس هیچ‌وقت برای من همچین کاری نکرده. هیچ‌کس منو لمس نکرده، به من نزدیک نشده. اما حالا تو چنان وحشتناک یک‌جایی از اعماقِ منو لمس کردی که نمی‌تونم باور کنم و نمی‌تونم دقیقاً همین کارو برات انجام بدم. چون اصلاً نمی‌تونم پیدات کنم.
شقايق بانو
۵
او زبان خود را قطع کرده است تا مانع از بیان عشقش به راد شود. بااین‌حال، با نوشتن به او عشقش را ابراز می‌کند. او سپس دست خود را قطع می‌کند تا از نوشتن جلوگیری کند، اما رقصیدنش تبدیل به رقصی عاشقانه می‌شود.
fuzzy
۵
نه، این زندگی‌ای نیست که من پشیمانِ نداشتنش باشم.
nazi_sfy
۵
آنان برای هر آنچه که نابودم کند دوستم می‌دارند
ali73
۵
وویتسک، پوست و سایکوسیس ۴:۴۸نشان‌دهندهٔ شخصیت‌هایی فرورفته در افسردگی هستند. این شخصیت‌ها احساس می‌کنند در یک سیستم گرفتار شده‌اند و تنها راه نجاتشان مرگ است؛ در نهایت، آن‌ها خودکشی را انتخاب می‌کنند؛ و در پایان، به‌جای اینکه خشونت را در قبال دیگران به‌کار بندند، آن را علیه خود استفاده می‌کنند. کین بی‌تفاوتیِ عمومی در برابر خشونت را تقبیح می‌کند، اما در کنار این موضوع، مسئولیت‌ناپذیریِ ما را نیز در مواجهه با خشونت نقد می‌کند. همچون شخصیت تینکر در نمایشنامهٔ پاک‌شده، بسیاری از مردم می‌کوشند با تکرار جملهٔ «من مسئول نیستم» از خود دفاع کنند، اما ما در برابر تداوم خشونت مسئول‌ایم.
hooman
۴
(بخت یارِ اوناست که حقیقتش رو نمی‌دونن)
رضوان
۴
و من در بن‌بستِ بلاتکلیفیِ صدای نرم و مخملیِ اون روان‌پزشکِ منطقی گیر افتاده‌ام که به من می‌گه واقعیتی مشهود و محسوس وجود داره که نشون می‌ده ذهن و تنِ من یکی هستن. اما من اینجا نیستم و هرگز هم نبوده‌ام.
fuzzy
۴
پیش از این می‌تونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته
pejman
۴
غمگینم احساس می‌کنم آینده بی‌امیده و نمی‌شه چیزی‌رو بهتر کرد خسته‌ام و ناراضی از همه‌چیز به‌عنوان یک انسانْ شکست‌خورده‌ای تمام‌عیارم گناه‌کارم، دارم تقاص پس می‌دم دوست دارم خودم رو بکُشم پیش از این می‌تونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته علاقه‌ام رو به آدم‌های دیگه از دست داده‌ام نمی‌تونم تصمیم بگیرم نمی‌تونم بخورم نمی‌تونم بخوابم نمی‌تونم فکر کنم
Arno
۴
غمگینم احساس می‌کنم آینده بی‌امیده و نمی‌شه چیزی‌رو بهتر کرد خسته‌ام و ناراضی از همه‌چیز به‌عنوان یک انسانْ شکست‌خورده‌ای تمام‌عیارم گناه‌کارم، دارم تقاص پس می‌دم دوست دارم خودم رو بکُشم پیش از این می‌تونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته علاقه‌ام رو به آدم‌های دیگه از دست داده‌ام نمی‌تونم تصمیم بگیرم نمی‌تونم بخورم نمی‌تونم بخوابم نمی‌تونم فکر کنم
maed
۴
بدنم قطعاتِ مجزای معلق است
تام ریدل
۴
خیال می‌کردم همین است سکوت تا اینکه سکوت برقرار شد
تام ریدل
۴
نمی‌خوام این سوءتفاهم پیش بیاد که دارم برای کمک زار می‌زنم.
Nilch
۳
من همیشه عاشقت بوده‌م حتی وقتی متنفر بوده‌م ازت
hooman
۳