غمگینم
احساس میکنم آینده بیامیده و نمیشه چیزیرو بهتر کرد
خستهام و ناراضی از همهچیز
بهعنوان یک انسانْ شکستخوردهای تمامعیارم
گناهکارم، دارم تقاص پس میدم
دوست دارم خودم رو بکُشم
پیش از این میتونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته
علاقهام رو به آدمهای دیگه از دست دادهام
نمیتونم تصمیم بگیرم
نمیتونم بخورم
نمیتونم بخوابم
نمیتونم فکر کنم