معرفی و دانلود کتاب چرا اینگونه رقم خورد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب چرا اینگونه رقم خوردsubscriptionAvailable

کتاب چرا اینگونه رقم خورد

نوع کتاب
۳.۵(از ۴۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
بهناز مهدوی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب چرا اینگونه رقم خورد

کتاب چرا اینگونه رقم خورد نوشتهٔ بهناز مهدوی است. انتشارات کتاب نغمه این رمان معاصر ایرانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب چرا اینگونه رقم خورد

کتاب چرا اینگونه رقم خورد حاوی یک رمان معاصر و ایرانی و دربارهٔ دختر جوانی به نام «نگین» است که سرنوشت، تقدیر تلخی را برایش رقم می‌زند. این رمان ایرانی از یک راز سربه‌مهر سخن گفته است که در پی آن انتقام و رفاقت و عشق را به‌دنبال دارد. نگین با از دنیا رفتن کسی که دوستش داشت، آرامشش را از دست می‌دهد و با صلاح‌‌دید غیرمنطقی اقوام که درمان اوضاع روحی نگین را ازدواج می‌دانستند، مجبور می‌شود از مردی که در آتش انتقام می‌سوزد و منتظر فرصت است، دست یاری طلب کند.‌‌ نگین دختر زیبا و سادهٔ از همه‌جا بی‌خبری است که به‌خاطر کینه‌ای قدیمی که به او ربطی نداشت، وارد یک بازی می‌شود که سرنوشتش را عوض می‌کند. رمان حاضر ۱۴ فصل دارد.

خواندن کتاب چرا اینگونه رقم خورد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب چرا اینگونه رقم خورد

««یک ماه از این جریان گذشته بود. تو این مدت هرشب کارم این شده بود که انتظار سامان رو بکشم تا به خونه بیاد و از پرنیا خبر بیاره. سامان که حسابی از سوال‌هاي مختلف و گوناگونم کفری شده بود دیگه جوابم رو درست حسابی نمي‌داد، ولی یه شب خوشحال و سرخوش به خونه اومد و خبر داد که سروش و اعضای باندشون رو که فراری بودن بالاخره گرفتن؛ بعد از چند وقت هم قاضی پرونده بالاخره حکمش رو صادر کرد، پرنیا به دلیل همکاری با پلیس و کم‌تر بودن تخلف‌هاش نسبت به بقیه اعضای باند، به یک سال حبس محکوم شد، اما سروش و تعدادی از اونا به اعدام محکوم شدند.

یک ماه به کنکور باقی مونده بود، تو این یک ماه شب و روزم رو با درس خوندن یکی کرده بودم، باید موفق مي‌شدم که البته با یاری خدا هم شدم. بعد از انتظاری که برام بسیار طولانی گذشت نتایج کنکور اعلام شد، سامان که در کنارم نشسته بود و داشت با لپ‌تاپش نتایج رو مي‌خوند خبر داد که قبول شدم! معماری، دانشگاه تهران! داشتم از خوشحالی بال در مي‌آوردم! حالا دیگه تو زندگیم هدف داشتم! سامان هم بعد از چند وقت گرفتگی و مغمومی خوشحالیش رو نمایان کرد و بهم تبریک گفت و برای فردا شب خانواده خاله اینا و خانواده دایی و حتی عرشیا و زنش رو به مناسبت قبولیم به رستوران دعوت کرد! با این ارزشی که برام قائل شد بي‌نهایت سپاسگزار و با هدیه‌اش کلی سرافراز شدم!

دیگه مثل قبل بیکار نبودم، سرم حسابی مشغول درس و رفت و آمد به دانشگاه بود. رابطه‌ام با سامان هم خوب بود و مشکلی نداشتیم، اخلاقش به خوبی دستم اومده بود و مي‌دونستم چه موقع سرحاله چه موقع عصبانیه و نباید نزدیکش شد، خلاصه کاری نمي‌کردم که صدای دادش در بیاد، اگر هم تو درسام به مشکلی برمي‌خوردم کمکم مي‌کرد، طوری که رفته‌رفته از این قضیه سوءاستفاده کردم و بیشتر کارهای عملیم رو به دست سامان مي‌سپردم، وارد ترم دوم شده بودم که سامان به این روندی که در پیش داشتم معترض شد و گفت:

ـ اگر همین جوری پیش بری و کارات رو بخوای بندازی گردن من به هیچ جایی نمي‌رسی، الکی هم خودت رو علاف دانشگاه نکن.

چند روز بعد از این موضوع، وقتی دید ناراحت و پکرم پیشنهاد خیلی خوبی داد و گفت که اگه واقعا مي‌خوام چیزی یاد بگیرم، به شرکتش برم تا با محیط کار و رشته‌ام از نزدیک آشنا بشم.

از خدا خواسته از این پیشنهاد استقبال کردم و از فرداش شدم یکی از کارکنان اون‌جا، هفته‌اي سه روز زمان‌هایی که دانشگاه نداشتم به دفترش مي‌رفتم و کارهای ابتدایی رو انجام مي‌دادم.

اين‌قدر سرم گرم درس و کار شده بود که پرنیا رو فراموش کرده بودم! یک روز زمانی که شرکت بودم، در حین کار هوس نسکافه به سرم زد، بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم تا برای خودم یه لیوان نسکافه ببرم، اما در کمال تعجب پرنیا رو دیدم که کنار میز منشی نشسته بود! فهميدم دوران حبسش تموم شده و بیرون اومده! با دیدنم از جاش بلند شد، مثل دفعه قبل خوش‌پوش و شیک بود، سلام کردم، دستش رو دراز کرد و جواب سلامم رو با لبخند داد، بهش دست دادم و گفتم:

ـ خوشحالم که آزاد مي‌بینمت!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چرا اینگونه رقم خورد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:چرا اینگونه رقم خورد
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:بهناز مهدوی
انتشارات:انتشارات کتاب نغمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۹/۲۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۱۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۵۸۷۳۵۳۵
تعداد صفحه‌ها:۵۹۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۸۸۱۰۵۱۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۵

این رمان رو آنلاین خوندم. یادمه خیلی جذاب بود. به بقیه دوستانم پیشنهاد می‌کنم.

۰
هدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۳

خیلی عالی بود واقعا جذاب بود

۰
Mah
۱۴۰۳/۱۰/۰۹

بد نبود

۰
کاربر حلما
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۸

خیلی دوست داشتم

۰
پرستو
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

کتاب قشنگیبود…البته وسطاش یه تناقض های رفتاری ای داشت ولی به طور کلی کتاب جذابی بود..توصیه می کنم بخونین..🤍

۰
قاصدک
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۱

داستان جالبی داشت.

۰
Adine
۱۴۰۳/۱۲/۱۸

با اینکه کاملا تخیلی بود اما قشنگ بود ارزش خوندن داره

۰
کاربر 8682393
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۸

رمانی پر از احساس و زیباست.

۰
بهناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۳۰

داستان باور پذیری نداشت روند داستان بر اساس اتفاق پیش می‌رفت که کامران و بهزاد به صورت اتفاقی نگین رو می بینند که شبیه پرنیا نامزد سابق سامان هست و از قضا و اتفاق هم عرشیا پسر دایی نگین دوست...بیشتر

۰
نگار(:🍃
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

کتاب عالی موضوع جدید و اینکه نفرت و کینه چه بلایی سر سرنوشت خودمون و بقیه میاره ممنون از طاقچه ی عزیز❤️

۰
کاربر ۱۶۱۵۵۷۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۳

پیشنهادش که میکنم،ولی بنظرم بازم میتونست جذابیتش بیشتر باشه،

۰
کاربر ۲۰۲۹۳۸۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۲

این داستان رو خوندم بسیار جذاب بود و قلم گیرای نویسنده رو به بقیه دوستان پیشنهاد می‌دم. امیدوارم داستان‌های بیشتری از این نویسنده بخونیم

۰
کاربر ۱۴۳۱۴۴۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۷

خواندن این رمان را پیشنهاد می کنم

۰
آرام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۱

رمان قشنگی بود

۰
فریبا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

قشنگ بود مرسی از نویسنده و طاقچه گل🌷

۰

بریده‌هایی از کتاب

نگار(:🍃
۳
‫ـ تو گول خوردن یک سور به حبه‌ي‌انگور زدی
نگار(:🍃
۲
نیازی نیست انسان‌ها رو امتحان کنید کمی صبر کنید، خودشون امتحانشون رو پس می‌دن.
نگار(:🍃
۲
هزاران درد دارم لیک بي‌تو ‫ندارد درد من درمان کجایی