«وقتی از عشق حرف میزنیم» از مجموعه شعر جهان، اثر ریموند کارور (۱۹۸۸-۱۹۳۸)، شاعر و داستاننویس معاصر آمریکایی است. شهرت کارور در جهان بیشتر بهخاطر داستانهای کوتاه او است و به همین دلیل بوده که مجله «گاردین» به وی لقب «چخوف آمریکا» دادهاست. بیشک اهمیت «چخوف بودن» از سویی اقتدار بلافصل چخوف در ادبیات داستانی دنیاست و از سویی دیگر، اعتبار بخشیدن به نویسندهای است که به دریافت این لقب نایل میشود. فضاهای داستانهای وی از دمدستترین و روزمرهترین موضوعات زندگی برگزیده میشوند.
کارور شاعر در شعرهایش نیز به همان سادگی و وضوح تمام تصویرگر دنیای رو به زوال است. حضور انسان در زندگی عادی، دنیای متلاطم، پیچیدگی زندگی امروزی، همگی از خصلتهای شعر کارور بهشمارمیآیند. توجه به عناصر پیش پا افتادهی زندگی، ویژگی خاصی به شعرهای وی بخشیدهاست و همهی این ویژگیها از فردیت زندگی شاعر مایه گرفتهاند. زبان شعرها به اندازهای از سادگی بهره میگیرند که گاه در برخورد نخست خواننده را با حیرت مواجه میسازند. این ویژگی در تمام شعرهای کارور حضور دارد. بیتردید جانمایهی شعرها از زندگی شخصی کارور نشأت میگیرند که همگی در یک حالت شورش درونی شاعر نوشته شدهاند. به هر شکل، دنیای رو به استیصال آمریکای معاصر را میتوان در شعرهای کارور مشاهده کرد که با زبانی ساده و جذاب خواننده را مجذوب خود میسازند.
«در جستجوی کار»:
من همیشه ماهی قزلآلا میخواستم
برای صبحانه.
راهی تازه پیدا کردم به ناگاه
سمت آبشار.
شتابان دویدم.
بیدار شدم.
همسرم میگوید
تو در رؤیایی.
اما هنگامیکه میخواهم برخیزم
خانه کج میشود.
چه کسی رؤیا میبیند؟
همسرم میگوید ظهر است.
کفش نو کنار در منتظر است.
برق میزند.
معرفی این کتاب در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۵ بهروزرسانی شده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب وقتی از عشق حرف میزنیم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
من عاشق رودخانههام.
عاشق همهی آنانیکه به سرچشمههای خود باز میگردند.
عاشق هر آنچه وسعتام میبخشد.
Hosein Shirahmadi
۰
کلاغی سمت درختان کنار پنجرهام در پرواز بود.
کلاغ «تدهیوز» یا «گالوی» نبود.
یا کلاغ «فراست، پاسترناک» یا کلاغ «لورکا».
یا کلاغ هومر، آغشته به خون پس از نبرد.
این تنها یک کلاغ بود،
که هرگز هیچ جایی در زندگی نداشت
یا اصلاً ارزش یادآوری نداشت.
کلاغ دمی بر شاخه نشست
آنگاه به زیبایی به پرواز درآمد
بیرون از زندگی من.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
لطفا کتاب "وقتی از عشق حرف می زنیم از چه حرف می زنیم" رو هم بذارین... بسیار خوشحال میشیم😊
.عالی