معرفی و دانلود کتاب پشت درهای بسته + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پشت درهای بستهsubscriptionAvailable

کتاب پشت درهای بسته

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۴۰۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
بی.ای پاریس، ارغوان اشتری
انتشارات: 
مهرگان خرد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پشت درهای بسته

پشت درهای بسته نام رمانی نوشته بی. ای. پاریس است. داستان کتاب پشت درهای بسته، درباره‌ی زندگی زوجی است که همه حسرت موفقیت و خوشبختی‌شان را می‌خورند اما غافل از اینکه حقیقت ماجرا، چیز دیگری است.

کتاب پشت درهای بسته، رمانی روانشناسانه و ماجراجویانه است. این اثر را می‌توانید با ترجمه‌ی ارغوان اشتری مطالعه کنید.

درباره‌ی کتاب پشت درهای بسته

بی. ای. پاریس رمان پشت درهای بسته را زمانی نوشت که به نظرش رسید زندگی مشترک دوستانش، بر خلاف ظاهر زیبایش، شک‌برانگیز است. او با پرواز دادن تخیلاتش کتاب پشت درهای بسته را نوشت. داستان درباره‌ی زوجی است که همه به زندگی عالی و بی‌نقصشان غبطه می‌خورند. گریس و جک زوجی هستند که همیشه با همند و دیگران به رابطه‌ی آن‌ها حسرت می‌خورند و نام آن را عشق راستین و واقعی گذاشتند. اما به نظر می‌رسد که این همه‌ی ماجرا نباشد. پشت تمام این ظاهر فوق‌العاده رازی پنهان شده است که فهمیدنش مو را بر تنتان راست می‌کند.

گریس که یکی از شخصیت‌های اصلی کتاب پشت درهای بسته است، به صورت موازی زندگی قبل و بعد از ازدواجش را روایت می‌کند و در خلال این روایت است که متوجه راز وحشتناک ازدواج آن‌ها می‌شویم. پشت درهای بسته داستانی است از انتخاب‌های ما انسان‌ها. انتخاب‌های بی‌مطالعه‌ای که گاهی زندگی را برایمان به جهنمی مجسم تبدیل می‌کند.

کتاب پشت درهای بسته را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از خواندن رمان‌های روانشناسی و معمایی لذت می‌برید، حتما از مطالعه‌ی کتاب پشت درهای بسته لذت می‌برید.

درباره‌ی بی. ای. پاریس

خانم بی. ای. پاریس متولد سال ۱۹۵۸ انگلستان است. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرده و بیشتر دوران بزرگ‌سالی را همراه همسر و پنج دخترش در کشور فرانسه گذرانده است. او در فرانسه به شغل معلمی و حسابداری مشغول بوده. پشت درهای بسته نخستین رمان بلند خانم پاریس است که در بدو انتشارش بسیار فروش داشت و موفق بود. حق امتیاز برگردان سینمایی این اثر فروخته‌شده است و خانم پاریس امیدوار است اگر روزی فیلمی بر اساس پشت درهای بسته ساخته شود جرج کلونی نقش اول فیلم را داشته‌باشد.

جملاتی از کتاب پشت درهای بسته

آن روز صبح در تایلند، فردای شبی که فهمیدم با یک هیولا ازدواج‌کرده‌ام؛ برخلاف همیشه اصلاً عجله‌ای نداشتم جک از خواب بلند شود چون می‌دانستم به‌محض بیدار شدنش باید شروع به نقش بازی کردن کنم. بیشتر شب را به آماده کردن ذهنم گذرانده بودم، پذیرفتن این نکته که اگر می‌خواهم فوری و به‌سلامت به انگلستان بازگردم، باید وانمود کنم زنی شکست‌خورده و ترسو هستم. از ترسو نشان دادن خودم نگران نبودم چون واقعاً ترسیده بودم. تظاهر به شکست‌خوردگی سخت‌تر بود. صرفاً به این دلیل که در سرشتم جنگندگی وجود داشت؛ اما از آن‌جایی که جک پیش‌بینی کرده بود پیش از رفتن از تایلند دوباره برای فرار تلاش می‌کنم تصمیم گرفتم کاری نکنم. مهم بود فکر کند حالا کاملاً تسلیم‌شده‌ام. صدای تکان خوردنش را شنیدم. خودم را بیشتر داخل پتو مچاله و تظاهر به خواب کردم. امیدوار بودم یک خرده مهلت بیشتری به دست بیاورم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پشت درهای بسته و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپشت درهای بسته
موضوعرمان، داستان خارجی، جنایی
نویسندهبی.ای پاریس
مترجمارغوان اشتری
انتشاراتمهرگان خرد
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۶۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۰۶۷-۲۸-۳‬‬
تعداد صفحه‌ها۳۸۰ صفحه
قیمت کتاب۹۰۰۰۰ تومان
برچسبداستان انگلیسی، بهترین‌های ادبیات داستانی، مجموعه پرفروش‌های نیویورک تایمز
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی پشت درهای بسته

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ᶜʳᶻ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

🐉_از رمانای خفن روزگار 😅😎 بخونید حتما.... و موقع شروعش نگید که: اَه بازم یه رمان عاشقانه ی آبکی 😐🍍 حوصله بنمایید... و با حقیقت ترسناک پشت پرده روبه رو بشید... شاید دیگه وقتشه با دیدن ظاهر جذاب و خوشبخت آدما... راجب...بیشتر

۳
راضیه
۱۳۹۸/۰۱/۱۹

کتاب داستانی مرموز از زندگی به ظاهر بی نقص زن و شوهری ست که به تازگی ازدواج کرده‌اند اما خیلی زود نویسنده کل ماجرا را برای خواننده رو می‌کند. شوهر بی نقص در ظاهر، در واقعیت هیولایی ست روانی. داستان زود مشخص...بیشتر

۲
sasha
۱۳۹۶/۰۹/۰۵

باحال بود چند ساعته خوندم. البته فقط امتیازم در مقایسه با این سبک کتابه، ارزش ادبی نداشت

۱
zohreh_in_dark
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۰

کتاب درباره یک زوج هست، پشت درهای بسته. با این که یه سری باگ داستان پردازی داشت ولی در کل کتاب بدی نبود. در واقع بعضی جاها اشتباهات شخصیت اصلی و عدم درکش در اون شرایط خیلی ضایع بود. البته بعضی...بیشتر

۲
مامان زیبا
۱۳۹۸/۰۶/۲۶

کتاب هیجانی بود، امیدوارم فیلمش هم ساخته بشه با بازی جرج کلونی😁

۳
شیرین
۱۳۹۷/۱۰/۱۶

اولش یه طوری رازآلود شروع میشه که نمیتونی کتابو زمین بذاری تا بفهمی رازش چیه بعدم که فهمیدی خیلی وحشتناک میشه و مجبوری با ترس و وحشت خوندن رو ادامه بدی تا بفهمی آخرش چی میشه

۳
eli.ra
۱۳۹۶/۱۲/۱۵

داستان فوق العاده ای بود نمیتونستم از خوندنش دست بردارم

۱
Biitiiox
۱۳۹۸/۰۱/۰۹

به نظرم جالب بود :) از اون مدل داستانای مریییض بود که بکوب نشستم پاش! مرسی طاقچه برای همچین عیدی جذابی :)

۱
Saana
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۸

با توجه به تعریف و تمجید دوستان، انتظار ی داستان خیلی رازآلود و هیجان انگیز رو داشتم.ولی خب بعد، از این بابت ناامیدم کرد.داستان بنظر مقداری غیر واقعی و غیر قابل باور بود.ریتم یکنواخت داشت.بیشتر روانشناسانه بود تا جنایی.کمی هم...بیشتر

۳
ema
۱۴۰۳/۰۱/۱۶

جلدش خیلی آدمو جذب نمی‌کنه، همین کتابو از انتشارات دیگه خوندم که جلدش قرمز بود😂🚶‍♀️ ولی داستان واقعا جذابه:)

۰
آلیس در سرزمین نجایب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۵

در مورد بعضی کتاب‌ها، هر چی بگی، مزه اون رو از بین می‌بری. پس من فقط یه سوال می‌پرسم. تا حالا شده بدونید کسی داره دروغ می‌گه و فقط نمیتونید این رو اثبات کنید؟ یه حسی از درون می‌گه این اشتباهه!...بیشتر

۱
عاشق کتاب
۱۳۹۸/۰۷/۰۲

فوق العاده بود. عاشق تعلیق و هیجانش شدم. تو ۵ ساعت کتاب رو تموم کردم و حتی لحظه ای نتونستم زمین بگذارم. عالی بود و حتما اگر ازش فیلمی اقتباس بشه خیلی دیدنی خواهد بود.

۰
fatemeh
۱۴۰۰/۰۴/۲۲

شروع داستان یه مقدار برای من خسته کننده بود چون همه چیز خیلی خوب نشون داده شده بود و یه عاشقانه ی خسته کننده بود اما این روند خیلی طول نکشید و وارد رمز و رازهایی میشه که هیجان انگیز...بیشتر

۰
shayestehbanoo
۱۳۹۸/۰۷/۱۵

کتاب خوبی بود بنظرم از فروپاشی (کتاب دیگر نویسنده) هیجانش بیشتر بود و واقعا نمیتونستی توی خواندنش وقفه بیاندازی ... ترجمه خوب بود و در کل راضی بودم

۲
leili
۱۳۹۸/۰۱/۲۸

اصلا ارزش ادبی نداره ، صرفا سرگرم کننده است و تقریبا از ا اوایل میشه حدس زد چی میشه ، فقط مایلی شخصیت پردازی خوبی داشت . بیشتر برا اقتباس سینمایی خوب هست . در کل اگه کتابخون حرفه ای...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Neda
۲۸
هولناک است که برای اصول اولیه‌ی زندگی به فردی وابسته باشید
کاربر ۸۸۴۷۵۲
۲۰
به دیگران خیره می‌شوم که می‌خندند و باهم شوخی می‌کنند، تلاش می‌کنم بفهمم چگونه زندگی‌ام به جهنمی تبدیل شده که حتی به مخیله‌ی هیچ‌کدام از افراد حاضر در مهمانی هم خطور نمی‌کند.
Neda
۱۶
ندانستن یعنی آمادگی ضعیف برای پیشامدها
R.R
۹
وقتی می‌بینم آنجا ایستاده، مثل همیشه احساس نگرانی می‌کنم که چقدر عادی به نظر می‌آید چون مطمئناً باید آدمی مثل او فقط ویژگی خاصی مثل گوش‌های نوک‌تیز یا یک جفت شاخ داشته باشد تا مردم از شیطان‌صفتی‌اش خبردار بشوند.
Katiraei
۹
ترس بهترین عامل بازدارنده است.
ریحانه
۴
به ذهنم رسید شاید در یکی از این شوهای تلویزیونی گرفتار شده‌ام که آدم‌ها را در موقعیت‌های وحشتناک قرار می‌دهند درحالی‌که مردم دنیا دارند تماشایشان می‌کنند که چطور از پس موقعیت برمی‌آمدند.
Neda
۳
احساس یاس کردم، نه‌فقط به خاطر مایلی بلکه به این دلیل که در این شش ماهی که با جک آشنا شدم هرگز این وجه از شخصیت او را ندیده بودم. اصلاً فکرش را نمی‌کردم بتواند جور دیگری باشد. او مهربان‌ترین و منطقی‌ترین مرد عالم بود.
sourina
۳
در صدایش تمسخر ظریفی نهفته می‌بینم که زنان شاغل احترام بیشتری نسبت به زنان خانه‌دار دارند.
sourina
۳
به‌محض آن‌که مایلی به دستشویی می‌رود زن برمی‌گردد و به ما لبخندی می‌زند؛ می‌دانم تنها چیزی که می‌بیند یک زوج جوان جذاب بهم چسبیده است که باید به‌شدت دلداده‌ی هم باشند. همین باعث می‌شود یک‌بار دیگر بفهمم چقدر موقعیت یأس‌آوری دارم. کم‌کم دارم از کسانی که به بی‌نقصی مطلق ما فکر می‌کنند، قطع امید می‌کنم. هر بار که با دوستانمان هستیم حیران حماقتشان می‌شوم که باور می‌کنند من و جک هرگز دعوا نمی‌کنیم، در مورد هر چیزی توافق داریم و من یک زن سی‌ودوساله‌ی باهوش و بی‌فرزند هستم که می‌توانم بیست چهار ساعت از خانه‌نشینی و کار خانه راضی باشم.
ریحانه
۳
در این دنیای خصمانه‌ای که خودم را گرفتارش می‌دیدم ظاهراً این وسایل مانند دوستان قدیمیِ آشنایی بودند که کمی روحیه‌ام را بهتر کردند.