کتاب دبی عزیز فریدا مک فادن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دبی عزیز

کتاب دبی عزیز

معرفی کتاب دبی عزیز

کتاب دبی عزیز نوشته‌ی فریدا مک‌فادن با ترجمه‌ی نشاط رحمانی‌نژاد داستان زنی به نام دبرا (دبی) مولن است که در ظاهر یک مادر خانه‌دار معمولی، همسر یک حسابدار و ستون‌نویس مشاوره در روزنامه‌ی محلی هینگهام هاوس‌هُلد است، اما پشت این ظاهر آرام، ذهنی تیز، گذشته‌ای پرزخم و رفتاری به‌شدت مرموز پنهان شده است. نشر نون آن را منتشر کرده است. ساختار این کتاب ترکیبی از روایت اول‌شخص زندگی روزمره‌ی دبی و «فایل‌های پیش‌نویس دبی عزیز» است؛ نامه‌هایی که مردم برای ستون مشاوره می‌فرستند و پاسخ‌هایی که دبی می‌نویسد؛ پاسخ‌هایی که کم‌کم نشان می‌دهند این زن مهربانِ ظاهراً منطقی، در لایه‌های زیرین چقدر می‌تواند بی‌رحم، کنترل‌گر و خطرناک باشد. در کنار این دو خط، زندگی خانوادگی دبی با دو دختر نوجوانش، لکسی و ایزی، شوهرش کوپر و همسایه‌ها و دوستان محله، به‌تدریج به سمت تنش، دروغ، خشونت پنهان و رازهای قدیمی می‌رود. فضای کتاب از صبحانه‌های شلوغ خانوادگی و دغدغه‌های معمول مادرانه شروع می‌شود و قدم‌به‌قدم به سمت تعلیق، سوءظن، تهدید و انتقام می‌لغزد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دبی عزیز

کتاب دبی عزیز با تمرکز بر شخصیت دبرا مولن، ستون‌نویس مشاوره‌ی روزنامه‌ی محلی، تصویری چندلایه از زندگی زنی می‌دهد که هم‌زمان قربانی و عامل خشونت است. فریدا مک‌فادن در این کتاب، زندگی روزمره‌ی یک خانواده‌ی طبقه‌ی متوسط در شهری کوچک را به‌عنوان صحنه‌ای برای نمایش کنترل، وسواس، خشم فروخورده و میل به انتقام انتخاب کرده است. روایت اصلی از زبان دبی است؛ مادری چهل‌ساله که صبح‌ها با غلات فیبردار، دختران نوجوان بدخلق، شوهر همیشه دیر و همسایه‌های اعصاب‌خردکن سر و کله می‌زند و در کنارش ستون «دبی عزیز» را برای روزنامه‌ی هینگهام هاوس‌هُلد می‌نویسد. در همین روزمرگی، جزئیات کوچک مثل حساسیت لکسی به جویدن مادرش، اخراج ناگهانی ایزی از تیم فوتبال، همسایه‌ی پر سر و صدایی به نام برت کارلسون، همسایه‌ی رقیبِ باغ‌دار یعنی جو دولان و تماس‌های مشکوک شوهرش کوپر، کم‌کم فضایی ناآرام و پرتنش می‌سازند. ساختار کتاب دبی عزیز بر پایه‌ی فصل‌های کوتاه و متوالی است که بین «فایل‌های پیش‌نویس دبی عزیز» و فصل‌های روایی جابه‌جا می‌شوند. در فایل‌ها، نامه‌هایی با مشکلات ظاهراً عادی زناشویی، خانوادگی یا سبک زندگی مطرح می‌شود و دبی در پاسخ، ابتدا توصیه‌هایی منطقی و معمول می‌دهد و ناگهان در نیمه‌ی دوم جواب، راه‌حل‌هایی به‌شدت افراطی، خشن و جنایی پیشنهاد می‌کند؛ از قفل‌کردن در خانه و تهدید به قورت‌دادن کلید تا سوراخ‌کردن پرده‌ی گوش شوهر در خواب. این تضاد، به‌مرور چهره‌ی واقعی‌تر او را نشان می‌دهد و خواننده را وادار می‌کند هر صحنه‌ی به‌ظاهر عادی در خانه، باشگاه، گلخانه یا انجمن کتابخوانی را با سوءظن بخواند. در ادامه، کتاب دبی عزیز با ورود شخصیت‌هایی مثل هارلی، مربی باشگاه و دوست تازه‌ی دبی، و جسی، همکار کوپر، دایره‌ی روابط را گسترده‌تر می‌کند و نشان می‌دهد چگونه هر رابطه‌ی جدید می‌تواند هم فرصتی برای نزدیکی و هم بستری برای دروغ و پنهان‌کاری باشد. تعداد فصل‌ها زیاد و ریتم روایت تند است؛ فصل‌هایی مثل «از فایل‌های پیش‌نویس دبی»، «دبی»، «کوپر» و صحنه‌های باشگاه تایتان فیتنس، گلخانه‌ی لو و لوئیز، و انجمن کتابخوانی در خانه‌ی راشل، هرکدام تکه‌ای از پازل شخصیت دبی و اطرافیانش را کامل می‌کنند و فضای داستان را از یک زندگی معمولی خانوادگی به مسیری تاریک‌تر و نگران‌کننده‌تر می‌برند.

خلاصه داستان دبی عزیز

در کتاب دبی عزیز، دبرا مولن زنی است که در ظاهر، زندگی‌اش شبیه بسیاری از مادران طبقه‌ی متوسط است: دو دختر دبیرستانی به نام‌های لکسی و ایزی، شوهری حسابدار به نام کوپر، خانه‌ای قدیمی در محله‌ای نسبتاً مرفه و دغدغه‌هایی مثل صبحانه‌خوردن بچه‌ها، نمره‌های مدرسه، تیم فوتبال، همسایه‌های پر سر و صدا و انجمن کتابخوانی. اما همان ابتدای کتاب، دو لایه‌ی متفاوت از او دیده می‌شود: دبیِ ستون‌نویس مهربان که به نامه‌های «گرسنه در هینگهام» و «دلزده از موسیقی سنّتی» جواب می‌دهد و دبیِ دیگری که در همان پاسخ‌ها، راه‌حل‌هایی عجیب و خشونت‌آمیز پیشنهاد کرده است. در زندگی روزمره، دبی به‌شدت کنترل‌گر است؛ از ردیاب فایندلی که خودش برنامه‌نویسی کرده و روی گوشی شوهر و دخترانش نصب کرده تا وسواسش نسبت‌به امنیت خانه، قفل‌کردن درها و زیرنظرگرفتن همسایه‌ها. او از یک‌سو از بی‌توجهی دخترانش، بی‌احترامی لکسی، اخراج ناگهانی ایزی از تیم فوتبال و شایعات درباره‌ی مربی پایک عصبانی است و از سوی دیگر، با همسایه‌هایی مثل برت کارلسون که او را متهم به خراب‌کردن جعبه‌فیوز می‌کند و جو دولان که عکس‌برداری مجله‌ی باغبانی خانگی را از چنگش درآورده، درگیر است. شکست در ماجرای مجله و تحقیر جو، خشم فروخورده‌ی دبی را تشدید می‌کند و او را به سمت فکرکردن به «کارما» و انتقام می‌برد؛ از خرید تله‌ی سوسک ژاپنی برای «دوستش» تا تهدید ضمنی همسایه‌ی بی‌نوبت در صف گلخانه. در خط موازی، کوپر در شرکت حسابداری‌اش برای شراکت و افزایش درآمد می‌جنگد. دبی او را تشویق کرده است با اعتمادبه‌نفس خواسته‌اش را مطرح کند، اما جلسه با کن برایانت به‌جای ترفیع، به استعفای ناخواسته‌ی کوپر ختم می‌شود. این بحران مالی بالقوه، در کنار تنش‌های خانه، زمینه‌ی ناپایداری بیشتری می‌سازد. هم‌زمان، رابطه‌ی دبی با هارلی، مربی باشگاه تایتان فیتنس، شکل می‌گیرد؛ دوستی‌ای که برای دبی، فرصتی است تا از نقش صرفاً «مادرِ دیگر مادرها» فاصله بگیرد و در عین حال، یک شاهد تازه برای رفتارها و تصمیم‌هایش داشته باشد. در طول فصل‌ها، هر بار که دبی در ستونش به نامه‌ای پاسخ می‌دهد، لحن و پیشنهادهایش تندتر و تاریک‌تر می‌شود و خواننده را وادار می‌کند اعمال روزمره‌ی او را دوباره ارزیابی کند: جمع‌کردن قوطی‌های کنسرو برای نیازمندان، حساسیت به دوست‌پسر لکسی، نفرت از زین و ماشین قراضه‌اش، خشم نسبت‌به جو و برت، و حتی واکنش به یک بی‌نوبتی ساده در صف. کتاب به‌تدریج نشان می‌دهد که مرز بین «نصیحت‌گر دانا» و «عامل خشونت پنهان» چقدر می‌تواند باریک باشد و چگونه پشت نقش‌های آشنا و پذیرفته‌شده‌ی اجتماعی، امکان برنامه‌ریزی برای آسیب‌زدن، کنترل و انتقام وجود دارد.

چرا باید کتاب دبی عزیز را بخوانیم؟

کتاب دبی عزیز از دل یک زندگی به‌ظاهر معمولی، حسی از ناامنی و بی‌اعتمادی می‌سازد که به‌تدریج شدت می‌گیرد. این اثر نشان می‌دهد چطور در دل صبحانه‌های خانوادگی، جلسات کتابخوانی، رفت‌وآمد به باشگاه و گلکاری در حیاط، می‌توان رد خشونت، کنترل و میل به انتقام را دنبال کرد. تضاد بین لحن منطقی و آرام دبی در ابتدای هر پاسخ و چرخش ناگهانی‌اش به پیشنهادهای افراطی، خواندن ستون‌های «دبی عزیز» را به یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب تبدیل کرده است؛ بخشی که هم طنز سیاه دارد و هم لایه‌ای از تهدید. این کتاب برای کسانی که به شخصیت‌محوری علاقه دارند، امکان دنبال‌کردن سیر ذهنی یک زن پیچیده را فراهم کرده است؛ زنی که هم مادر نگران است، هم برنامه‌نویس ردیاب، هم باغبان وسواسی و هم مشاور بی‌رحم. در کنار آن، روابط خانوادگی و همسایگی در یک شهر کوچک، با جزئیات دقیق و ملموس ترسیم شده است؛ از دعوای موسیقی در ماشین و حساسیت به جویدن سر میز تا رقابت بر سر باغ و تنش‌های انجمن کتابخوانی. این جزئیات، فضای داستان را باورپذیر می‌کند و باعث می‌شود لحظه‌های تند و تاریک، اثر بیشتری بگذارند. خواندن دبی عزیز فرصتی است برای فکرکردن به مرزهای اخلاقی در نقش‌های روزمره: یک ستون‌نویس مشاوره تا کجا می‌تواند در زندگی دیگران دخالت کند؟ یک مادر تا کجا حق دارد فرزندانش را زیرنظر بگیرد؟ و یک همسایه تا کجا می‌تواند برای «اصلاح» دیگران پیش برود؟

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های پرتعلیق با تمرکز بر روان‌شناسی شخصیت‌ها علاقه دارند، به خوانندگان علاقه‌مند به روایت‌های خانوادگی تیره و روابط پیچیده‌ی مادر و فرزند، به کسانی که از طنز سیاه در دل موقعیت‌های روزمره خوششان می‌آید و به خوانندگانی که دوست دارند دربارۀ کنترل، وسواس، خشم پنهان و نقش‌های ظاهراً بی‌خطر مثل «مشاور روزنامه» و «مادر خانه‌دار» بیشتر فکر کنند.

بخشی از کتاب دبی عزیز

«تلفن همراهم در آشپزخانه زنگ می‌خورد. بااینکه اغلب بچه‌ها را به‌خاطر اینکه سر میز شام با تلفن همراهشان کار می‌کنند، سرزنش می‌کنم، اما حقیقت است که تلفن همراه خودم هم هیچ‌وقت از من دور نیست. درواقع، درست کنار کاسۀ غلاتم و روی میز آشپزخانه قرار دارد. اول فکر می‌کنم تماس از طرف مجله است تا دستورالعمل‌های لحظه‌آخری برای عکس‌برداری را بدهد. اما وقتی به آشپزخانه بازمی‌گردم، نام گرت میرز را روی صفحه‌نمایش می‌بینم. رئیسم. بااینکه گاهی به خودم می‌گویم یک مادر خانه‌دار، اما درواقع به‌صورت پاره‌وقت در یک روزنامۀ محلی خانوادگی به نام هینگهام هاوس‌هُلد کار می‌کنم و یک ستون مشاوره را به نام دبی عزیز می‌نویسم. یک‌جورهایی شبیه ابی عزیز است. اما من آن را می‌نویسم، پس می‌شود دبی عزیز نه ابی عزیز. متوجهی؟ مردم از سرتاسر هینگهام سؤال‌های خودشان را ارسال می‌کنند و به دنبال مشورتم هستند. من هم تمام تلاشم را می‌کنم. به من می‌گویند که ستونم در مجله را دوست دارند و حتی بااینکه درآمد زیادی ندارد، خودم هم از نوشتنش لذت می‌برم. البته وقتی حدود سی سال پیش در دانشگاه ام‌آی‌تی در رشتۀ علوم کامپیوتر شروع به تحصیل کردم، هرگز باورم نمی‌شد که شغل اصلی‌ام ستون‌نویس مشاور روزنامه باشد. معلم رشتۀ کامپیوتر دبیرستانم به من گفته بود که بیل گیتس بعدی می‌شوم. در همین حد بگویم که بیل گیتس بعدی نیستم. خیلی هم با آن فاصله دارم. درواقع، ترم دوم سال دوم از دانشگاه انصراف دادم. اما هنوز هم در برنامه‌نویسی مهارت دارم. راستش، چند برنامه هم برای تلفن‌های هوشمند ساخته‌ام. هرچند، هیچ‌کس جز خانوادۀ نزدیکمان از این برنامه‌ها استفاده نمی‌کند. برنامه‌ای که بیشتر از همه به آن افتخار می‌کنم، برنامه‌ای به نام فایندلی است که یک ردیاب بسیار دقیق برای دوستان و خانواده‌ام است. ایزی و لکسی هردو فایندلی را روی تلفن همراهشان نصب کرده‌اند. این یعنی نه‌تنها می‌دانم کجا هستند، بلکه می‌توانم تاریخچه‌ای از مکان‌هایی را که قبلاً در آن حضور داشته‌اند هم دانلود کنم. وقتی می‌دانم فرزندانم کجا هستند، امنیت بیشتری دارند. روی گوشی شوهرم هم یک ردیاب دارم. البته با اجازۀ خودش.»

نظرات کاربران

نــے‌آیش🐋
۱۴۰۵/۰۱/۱۰

🪴یکی از معضلاتی که با فریدا دارم اینه که در مقایسه با سایرِ جنایی‌نویس‌های مطرح، قلمش همواره هیجان و کششِ بیشتری برام داره و یک سروگردن از دیگر نویسندگان بالاتر قرار میگیره پس نمیتونم بیخیالِ خوندنِ هیچ اثری ازش بشم؛

- بیشتر
Arashid☀️🌻
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

خلاصه کتاب: دبی یه ستون توی یه روزنامه داره تحت عنوان دبی عزیز و توی اون به خانم های دیگه برای حل مشکلاتشون راهکار ارائه میده. اما راهکار هایی که خود دبی برای حل مشکلاتش استفاده میکنه شاید زیاد جالب نباشه. دبی

- بیشتر
【 آرَمی دِه🕊 】
۱۴۰۵/۰۱/۰۸

🌪♨️یکی دیگر از بهترین آثار فریدا مک فادن اگه می خوای یه داستان جنایی غیر قابل پیش بینی و منعطف بخونی دقیقا جای درستی اومدی!! ✳️درباره کتاب: داستان کتاب درباره دبی (مخفف اسم دبرا) هست که مادر دو دختر و همسر یک

- بیشتر
🍁🍂دخترFaEzEhپائیز🍂🍁
۱۴۰۵/۰۱/۱۰

شاید برای کسایی که رمان های این نویسنده رو زیاد نخونده باشن دِبی عزیز براشون جذاب باشه...باید بگم برای من که این نویسنده رو دنبال میکنم چندان جالب چالش برانگیز نبود... "دِبی " در اینجا دنبال انتقام هست، و هرکسی

- بیشتر
کاربر 10794764
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

اگه با کتاب های مک فادن آشنا باشید میدونید که روند داستان هاش با پیچش های ناگهانی و غیرمنتظره آدم رو جذب میکنه ولی این کتاب به نظرم از این ویژگی به اون صورت نداشت ، خیلی هم منو یاد

- بیشتر
زهره
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

برای شب های جنگ وبمباران سرگرم کننده است. .ولی خیلی غیر واقعی و تینیجر پسنده.

Dr.Ay
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

با توجه به آثار دیگه ی خانم فریدا ،این اثر کمی مبالغه آمیز روایت هارو به دنبال هم میچید که برای من قابل پذیرش و باورکردنی نبود، بر خلاف ‘بخش دی’ و ‘ هرگز دروغ نگو’ که ب نظرم پر ستاره

- بیشتر
elka
۱۴۰۵/۰۱/۰۸

من همه کتابهای مک فادن و خوندم و بنظرم یکی از معمولی ترین کتابهاش بود،۴ ستاره دادم چون عاشق کتاباشم ولی ۲ ستاره هم بسش بود!

Ala Musavi
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

اولین بار بود که داشتم کتابی از مک فادن می خوندم و به فکر نصفه رها کردنش بودم 🫣 با اینکه عاشق قلمش هستم اما این کتابش رو نپسندیدم هر چند مثل همیشه پلات توئیست های زیادی داشت! آخراش یه

- بیشتر
تام ریدل
۱۴۰۵/۰۱/۱۴

اگه چند تا کتاب از فریدا مک فادن بخونید متوجه میشید که مک فادن فاقد توانایی خلق شخصیت است.ساختار روایی داستان هایش اغلب پر از حفره است .و پیچش های داستانی و آن غافلگیری هایش اغلب غیر منطقی است .در

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

کوپر خوب بزرگ شده است. این یعنی از انجام‌دادن کارهای خانه خوشش می‌آید.
فـــــــرشـــــــتـــــــــ‍ـــ‌ه
وقتی زن دوم زندگی یک مرد باشی، همیشه در درجۀ دوم هستی. حتی اگر وانمود کنند بیشتر از همسرشان دوستت دارند، باز هم راز کوچک کثیفشان هستی.
فرفری موی غزل‌ساز
بااینکه دوستش دارم، اما رازهای خودم را هم دارم. چیزهایی هست که هیچ‌وقت به او نگفته‌ام، چون هرگز به هیچ‌کس نگفته‌ام. و شاید این بخشی از مشکل است. هیچ‌وقت صددرصد خودم را به پایش نگذاشته‌ام.
زهره
دبی همیشه می‌گوید هیچ‌وقت نمی‌توانی کسی را به چیزی متقاعد کنی که روی آن کلید کرده است.
Æ
چه چیزی شرافتمندانه‌تر از محافظت‌کردن از فرزندان است؟
فرفری موی غزل‌ساز
بعد از حدود نیم‌قرن زندگی متوجه شده‌ام تنها کسی که واقعاً خیر و صلاحم را می‌خواهد، خودم هستم.
پریسا همانی
اما در پس هر سختی‌ای حکمتی هست.
AS4438
نمی‌دانم چرا این‌قدر مضطرب است. چرا کسی به خونسردی و اعتمادبه‌نفس هارلی باید نگران این باشد که یک مشت کتابخوان میانسال درباره‌اش چه فکری می‌کنند؟ اما فکر می‌کنم هر کسی ناامنی‌های خودش را دارد.
زهره
هیچ‌وقت دلم نمی‌خواست در موقعیتی باشم که برای تأمین خودم مجبور باشم به یک مرد تکیه کنم.
پریسا همانی
به‌عنوان مادر دختران نوجوان این است که هرچه بگویم اشتباه است. پس بهتر است دهانم را بسته نگه دارم. همان‌طور که می‌گویند، بهتر است ساکت بمانی و بچه‌های نوجوانت فکر کنند احمقی، تا اینکه دهانت را باز کنی و حرفی بزنی که آن را پیامک کنند و برای تمام دوستانشان بفرستند.
مادر شینا

حجم

۲۶۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۷۴ صفحه

حجم

۲۶۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۷۴ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
تومان