
کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند
معرفی کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند
کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند (When everyone knows that everyone knows) نوشته استیون پینکر و ترجمه سینا بحیرایی، تصویری دیگر از این پرسش ارائه میدهد که انسانها چگونه دربارهی ذهن یکدیگر فکر میکنند و این فکرکردن دربارهی فکر دیگران چگونه جهان اجتماعی را شکل میدهد. نشر مهرگان خرد این کتاب را منتشر کرده است. نویسنده مفهوم کلیدی دانش مشترک را از دل فلسفه و نظریهی بازیها بیرون میکشد و آن را به زندگی روزمره، سیاست، اقتصاد، رسانهها و روابط شخصی پیوند میزند. او به نمونههای متنوعی از موقعیتِ همه میدانند که همه میدانند، اشاره کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند اثر استیون پینکر
کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند (دانش مشترک و رازهای پول، قدرت و زندگی روزمره) با تمرکز بر مفهوم دانش مشترک نشان میدهد که بسیاری از موقعیتهای ظاهراً پیچیدهی اجتماعی را میتوان با ایدهای واحد توضیح داد؛ لحظهای که فقط دانستن کافی نیست و مهم میشود که چه کسی میداند دیگران چه میدانند. استیون پینکر در فصل نخست با داستان امپراتور برهنه و تمایز میان دانش خصوصی، دانش متقابل و دانش مشترک شروع میکند و با تصویرهای ساده، زنجیرهی «من میدانم که تو میدانی که من میدانم…» را به شهود رویداد عمومی فرو میکاهد.
کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند به قلم استیون پینکر در باب قراردادهای زبانی و پولی، استانداردهای فنی، برندها و آیینهای جمعی سخن گفته است. نویسنده همچنین به رمزارزها، بلاکچین و حبابهای سفتهبازی میپردازد و تمایز میان دانش مشترک و انتظار مشترک را در شکلگیری حبابها و فروپاشیهایی مانند ماجرای افتیاکس برجسته میکند. فصلهای مربوط به سیاست و اعتراضات جمعی با شوخیهای دوران شوروی، مفهوم مارپیچ سکوت و آمار اریکا چنووث دربارهی موفقیت جنبشهای خشونتپرهیز، نشان میدهد که چرا دیکتاتورها از تجمع و رسانه میترسند و چگونه تظاهرات میتواند نادانی جمعی را بشکند.
بخشهای پایانی کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند درمورد فرهنگ طرد، شبکههای اجتماعی، تفنگهای دارتِ لایک و ریتوییت و نیز پیوند میان محکومیت اخلاقی، ائتلافسازی و نمایش عمومی مجازات سخن گفته است و نمونههایی از ادبیات قرن بیستم را برای تصویرکردن منطق تنبیه جمعی و هراس اخلاقی به کار گرفته است. عنوان کامل این اثر در زبان مبدأ عبارت است از When everyone knows that everyone knows... : common knowledge and the mysteries of money, power, and everyday life.
خلاصه کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند
چه تفاوتی هست میان وضعیتی که در آن هرکس جداگانه حقیقتی را میداند و وضعیتی که در آن همه میدانند که دیگران هم آن را میدانند؟ پاسخ نویسنده مفهوم دانش مشترک است؛ وضعیتی که در آن آگاهی از یک واقعیت، همراه با آگاهی لایهلایه از آگاهی دیگران، بهطور ضمنی برقرار است. این کتاب نشان میدهد که این تفاوت ظاهراً ظریف میتواند روابط قدرت، بازارها، هنجارها و حتی انقلابها را دگرگون کند. نویسنده با مثالهایی مانند داستان امپراتور برهنه، معمای تولد شریل و بازیِ قرار ملاقات توضیح میدهد که چگونه دانش مشترک هماهنگی را ممکن میکند و چرا قراردادها، استانداردها و هنجارها در عمل به نقاط کانونی تبدیل میشوند.
کتاب این ایده را به اقتصاد و رسانه پیوند میزند. آگهی مکینتاش در سوپربول نمونهای است از استفادهی آگاهانه از رویدادی که همه میدانند همه در حال دیدن آن هستند تا یک استاندارد جدید را جا بیندازد. تحلیل سوپربول بهعنوان سازندهی دانش مشترک برای محصولات وابسته به اثر شبکهای یا هویت جمعی، به رمزارزها و صرافیهای آنها تعمیم داده شده است؛ جایی که بلاکچین دانش مشترک دربارهی تراکنشها را فراهم میکند، اما حبابهای قیمتی بر انتظار مشترک سوار میشوند.
سپس کتاب به سیاست و دیکتاتوریها میپردازد؛ سانسور، ممنوعیت تجمع و کنترل شبکههای اجتماعی بهعنوان تلاشهایی برای جلوگیری از شکلگیری دانش مشترک دربارهی نارضایتی عمومی تفسیر شدهاند. مثالهایی از شوروی، چین و انقلابهای خشونتپرهیز نشان میدهد که چگونه یک تظاهرات میتواند مارپیچ سکوت را بشکند و هماهنگی جمعی را ممکن کند. در فصلهای پایانی، تمرکز بر فرهنگ طرد و شبکههای اجتماعی است. ماجرای جاستین ساکو و تحلیل جاناتان هایت از دکمههای لایک و ریتوییت به این ایده گره میخورد که اکنون میلیاردها نفر میتوانند خودشان تولیدکنندهی دانش مشترک باشند.
نویسنده توضیح میدهد که چرا مجازات ناقضان هنجارها باید عمومی و قابلمشاهده باشد تا هنجار پابرجا بماند و چگونه این منطق همراه با انگیزههای ائتلافی میتواند به موجهای محکومیت جمعی علیه افرادی منجر شود که نیت آسیبرسان ندارند. او با تکیه بر کار پژوهشگرانی مانند دسیولی و کورزبان، محکومیت اخلاقی را نهفقط نمایش فضیلت، بلکه ابزاری برای همسوشدن با جناح غالب میداند. در پایان، کتاب حاضر این منطق را به روابط روزمره تعمیم میدهد و آنها را نیز نوعی بازی هماهنگی میبیند که در آن، تعریف رابطه و هنجارهای ناگفتهاش باید به دانش مشترک تبدیل شود تا کار کند.
چرا باید کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند را بخوانیم؟
خواندن کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند فرصتی است برای دیدن دوبارهی موقعیتهای آشنا با عینکی تازه؛ عینکی که بهجای تمرکز بر نیتهای فردی، بر ساختار دانستن و دانستنِ دانستن در جمع تمرکز کرده است. این اثر نشان میدهد که چرا بعضی قراردادها و هنجارها با وجود دلبخواهیبودن، اینقدر پایدارند و چرا گاه جملهای ساده در جمع، یک آگهی تلویزیونی، یک توییت یا تجمعی خیابانی میتواند نقطهی عطفی در سیاست، اقتصاد یا فرهنگ باشد. مخاطب این اثر با مفاهیم نظریهی بازیها مانند تنگنای زندانی، بازی قرار ملاقات، اثر شبکهای و حبابهای سفتهبازی در قالب مثالهای ملموس آشنا میشود و میبیند که این مفاهیم چگونه پشت رفتارهایی قرار دارند که معمولاً بدیهی فرض میشوند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران روانشناسی شناختی، علوم شناختی و نظریهی بازیها پیشنهاد میشود؛ به افرادی که بهدنبال پیوند این حوزهها با مسائل عینی سیاست، اقتصاد و فرهنگ معاصر هستند. همچنین اثر حاضر به دانشجویان و پژوهشگران علوم اجتماعی، ارتباطات، مطالعات رسانه و روابط بینالملل پیشنهاد میشود؛ افرادی که میخواهند مفاهیمی مانند هماهنگی، هنجار، اثر شبکهای، سانسور و اعتراض جمعی را در یک چارچوب واحد ببینند. کتاب حاضر برای افرادی که درگیر تحلیل شبکههای اجتماعی، فرهنگ طرد، رمزارزها یا جنبشهای اعتراضی هستند نیز مناسب است.
درباره استیون پینکر
استیون پینکر (Steven Pinker) زادهی سال ۱۹۵۴ میلادی، زبانشناس، روانشناس تجربی، روانشناس فرگشتی، دانشمند علوم شناختی و نویسندهی آثار علمی شناختهشدهای است. او که بهعنوان استاد روانشناسی در دانشگاه هاروارد فعالیت کرده، بهطور خاص دارای کرسی «خانوادهی جانستون» در این دانشگاه بوده است. این نویسندهی کانادایی - آمریکایی از چهرههای برجستهی حوزهی روانشناسی شناختی و نظریهی محاسباتی ذهن به شمار میآید و شهرتش عمدتاً بهدلیل پژوهشها و دیدگاههایش در حوزهی روانشناسی تکاملی و زبانشناسی شناختی بوده است. حوزههای تخصصی او شامل روانشناسی زبان، ادراک دیداری، تصویرسازی ذهنی، توجه بصری، تشخیص الگو، رشد زبان در کودکان و بررسی پایههای عصبی زبان و دستور زبان است.
پینکر در آثار خود تلاش کرده است نشان دهد که زبان نوعی غریزهی زیستی است که در روند تکامل و انتخاب طبیعی شکل گرفته است. این دیدگاه او را در برابر برخی نظریهپردازان مانند نوآم چامسکی قرار داده است که زبان را محصول جانبی سایر تواناییهای شناختی دانستهاند. پینکر نویسندهی مجموعهای از کتابهای تأثیرگذار ازجمله «غریزهی زبان»، «ذهن چگونه کار میکند»، «کلمات و قواعد»، «لوح سفید»، «جنس اندیشه»، «فرشتگان بهتر طبیعت ما»، «وقتی همه می دانند که همه می دانند» است که در آنها به بررسی ماهیت ذهن، زبان، انسان و پیشرفت تمدن پرداخته است. او همچنین به تبیین زبان بهعنوان سازگاری زیستی پرداخته و آن را در چارچوب فرگشت توضیح داده است.
استیون پینکر در حوزهی مناظرات عمومی دربارهی جامعه، سیاست و علم فعال بوده و به نقد دیدگاههای سنتی در موضوعاتی مانند طبیعت انسان، دین و خشونت پرداخته است. او در کنار فعالیت دانشگاهی، در عرصهی عمومی نیز حضور پررنگی داشته و بهعنوان یکی از ۱۰۰ متفکر تأثیرگذار جهان و از چهرههای برجستهی علوم شناختی شناخته شده است. این نویسنده جوایز متعددی ازجمله جوایز انجمن روانشناسی آمریکا، مدالها و دکترای افتخاری از دانشگاههای مختلف و عنوانهای بینالمللی کسب کرده است. او علاوهبر پژوهش، در ویرایش و ترویج نگارش علمی نیز نقش داشته و کتابی دربارهی سبک نوشتار در قرن ۲۱ نوشته که هدف آن سادهسازی بیان علم است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
استیون پینکر در سال ۲۰۰۴ توسط مجلهی تایمز در فهرست ۱۰۰ فرد تأثیرگذار جهان قرار گرفت و در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸ نیز در میان ۱۰۰ چهرهی روشنفکر جهان جای گرفت. در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ از او بهعنوان یکی از متفکران جهانی در حوزهی سیاست خارجی یاد شد و در سال ۲۰۱۶ نیز در آکادمی ملی علوم بیشترین رأی را بهعنوان فرد برتر کسب کرد. این نویسنده در حوزهی روانشناسی شناختی در سال ۱۹۸۴ جایزهی شغل اولیه و در سال ۱۹۸۶ جایزهی بوید مککندلس را از انجمن روانشناسان آمریکا دریافت کرد.
علاوهبراینها استیون پینکر موفق به کسب جوایز متعددی ازجمله جایزهی پروژهی ترولند در سال ۱۹۹۳ از آکادمی ملی علوم، جایزهی هنری دال در سال ۲۰۰۴ از مؤسسهی رویال بریتانیا و جایزهی جورج میلر در سال ۲۰۱۰ از جامعهی عصبشناسان شد. او همچنین از دانشگاههای مختلفی مانند نیوکسل، ساری، تلآویو، مکگیل، سیمون فریزر و ترومسو دکترای افتخاری دریافت کرده است. پینکر دو بار در سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۰۳ به مرحلهی نهایی جایزهی پولیتزر راه یافت و در ۱۳ مه ۲۰۰۶ نیز جایزهی انساندوست برتر سال را از انجمن انسانگرای آمریکایی برای نقش خود در ارتقای درک عمومی از انقلاب بشر دریافت کرد. علاوهبر این افتخارات، استیون پینکر بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۸ ریاست هیئت کاربرد فرهنگ واژگان زبان انگلیسی آمریکایی هریتیج را بر عهده داشت.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- نشریهی New Scientist معتقد است استیون پینکر نویسندهای روان و شفاف است و خوانندگان را بهخوبی هدایت میکند.
- بیل گیتس (Bill Gates) معتقد است کتاب حاضر یکی از عمیقترین و روشنگرترین کتابها دربارهی این است که چه چیز ما را انسان میسازد و چگونه یکدیگر را درک میکنیم. این کتاب طرز فکر او را دربارهی تعاملاتی که با دیگران داشته، تغییر داده است.
- جیمز ماریوت (James Marriott) در یادداشتی در روزنامهی تایمز نوشته است که این کتاب، روایتی روشن و شفاف درمورد یک مفهوم روانشناختی پیچیده و ناآشنا به نام دانش مشترک است. به باور این نویسنده در عصری که اصطلاح روشنفکر عمومی به هر کسی که بتواند پشت میکروفون فریاد بزند اطلاق میشود، کتاب حاضر کیستیِ یک روشنفکر واقعی را به ما یادآوری میکند.
بخشی از کتاب وقتی همه می دانند که همه می دانند
«۹. صداقت افراطی، ریاکاری عقلانی
چرا نباید همهچیز دانش مشترک باشد
داستان برج بابل بیانگر این مفهوم است که وقتی انسانها اعمال خود را ازطریق دانش مشترک هماهنگ میکنند، هیچ حد و مرزی برای دستاوردهایشان وجود ندارد. زبان مشترک بزرگترین تولیدکنندهٔ دانش مشترک است، اما تنها عامل آن نیست. همانطور که در فصلهای پیشین دیدیم، بخش بزرگی از زندگی اجتماعی انسانها در تولید و بهرهبرداری از دانش مشترکی میگذرد که برای هماهنگی در مقیاسهای بزرگ و کوچک لازم است.
از زمانی که کودک هستیم، نگاه دیگران را دنبال میکنیم و میبینیم که آنها نیز مشاهده میکنند که ما چه چیزی را میبینیم. هزاران واژه میآموزیم که هرکدام معنایی دارند، زیرا بهصورت ضمنی فرض میکنیم دیگران همان معنایی را از آن واژه در نظر دارند که ما در نظر داریم. این واژهها را برای هماهنگ کردن فعالیتهایمان به کار میبریم: برای قرار گذاشتن، شکار کردن، حمله کردن، تقسیم کار، رعایت نوبت یا تقسیم یک منبع، ساختن کالاهای مکمل برای یک وعدهٔ غذایی یا یک بازار. باورها و میزان اطمینانمان به آنها را با دیگر بازیگران عقلانی مبادله میکنیم، با این انتظار که به توافق برسیم.»
حجم
۶۹۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۶۱ صفحه
حجم
۶۹۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۶۱ صفحه
نظرات کاربران
استیون پینکر نویسنده ای هست که باید ازش بیشتر ترجمه و خونده بشه، به خصوص در چنین روزهایی که بیش از پیش به خردورزی نیاز داریم. خوشحالم این کتاب به فارسی ترجمه شده. از کیفیت ترجمه اطلاعی ندارم اما ناشر
سپاس از انتشارات مهرگان خرد بابت ترجمه کتاب های معرفی شده دکتر مکری