معرفی و دانلود کتاب عطر فلفل + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب عطر فلفل
off
٪۵۰

کتاب عطر فلفل

خود بوم نگاره‌ای از سفر به ایالت بلوچستان پاکستان

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدعلی جعفری
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب عطر فلفل

کتاب عطر فلفل، نوشته محمدعلی جعفری، در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر روایتی شخصی و پرجزئیات از سفر نویسنده به ایالت بلوچستان پاکستان است؛ روایتی که در ابتدا قرار نبود به‌شکل یک سفرنامه درآید و بیشتر در فضای مجازی منتشر شد، اما تجربه‌های خاص، موقعیت‌های خطرناک و مواجهه با فرهنگ و مردمانی متفاوت، نویسنده را به‌سمت نگارش این کتاب سوق داد. کتاب عطر فلفل هم به ماجراهای سفر و چالش‌های عبور از مرز و ورود به پاکستان می‌پردازد، هم با نگاهی موشکافانه، زندگی روزمره، آداب‌ورسوم، مشکلات اجتماعی و سیاسی و حتی طنزهای تلخ و شیرین مردم بلوچ و پاکستانی را به تصویر می‌کشد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب عطر فلفل اثر محمدعلی جعفری

کتاب عطر فلفل، به قلم محمدعلی جعفری، سفری است به دل بلوچستان پاکستان، جایی که کمتر نویسنده‌ای از ایران در آن قدم گذاشته است. این کتاب ترکیبی از روایت‌های شخصی، مشاهدات میدانی و گفت‌وگو با مردم محلی است که در قالب یک خودبوم‌نگاره، تجربه‌های نویسنده را از لحظه‌ی ورود به مرز میرجاوه تا حضور در شهر کویته و محله‌های شیعه‌نشین علمدار و هزاره‌تاون بازگو می‌کند.

ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت خطی سفر است؛ از آماده‌سازی و خرید لباس محلی گرفته تا عبور از مرز، مواجهه با پلیس و قاچاقچیان، تجربه‌ی غذاهای تند و آشنایی با فرهنگ و زبان مردم منطقه. محمدعلی جعفری در این کتاب، با نگاهی جست‌وجوگر و گاه طنزآمیز، به مسائل امنیتی، تفاوت‌های مذهبی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و حتی جزئیات زندگی روزمره مردم بلوچ و پاکستانی می‌پردازد. عطر فلفل، تصویری زنده و ملموس از سفری پرخطر و پرماجرا ارائه می‌دهد و در عین حال، به لایه‌های پنهان‌تر جامعه و تاریخ معاصر پاکستان نیز اشاره‌هایی دارد.

خلاصه کتاب عطر فلفل

کتاب عطر فلفل روایتگر سفری است که با دعوت حوزه‌ی هنری زاهدان برای روایت زوار پاکستانی اربعین آغاز می‌شود. نویسنده، با تردید و نگرانی از اخبار ناامن و بمب‌گذاری‌های کویته، راهی سفری می‌شود که قرار است از مرز میرجاوه تا شهر کویته و محله‌های شیعه‌نشین آن ادامه یابد. در طول مسیر، محمدعلی جعفری با شخصیت‌هایی چون راننده‌ی بلوچ، قاچاقچی سوخت و کارمندان خانه‌ی فرهنگ ایران در کویته همراه می‌شود و از نزدیک با فرهنگ، زبان، آداب و رسوم و مشکلات مردم منطقه آشنا می‌شود.

در این سفر، نویسنده با چالش‌هایی چون عبور از مرز، معطلی‌های اداری، خطرات جاده‌ای، ناامنی‌های قومی و مذهبی و حتی غذاهای تند و متفاوت روبه‌رو می‌شود. این کتاب پر است از جزئیات زندگی روزمره‌ی مردم بلوچستان و پاکستان؛ از خرید شلوار قمیص و آداب بلوچی‌نشستن تا گفت‌وگو با هزاره‌ها و پشتون‌ها، تجربه‌ی عزاداری در امام‌بارگاه‌ها و مواجهه با تبعیض و خشونت مذهبی. محمدعلی جعفری در کتاب عطر فلفل، هم به روایت ماجراهای سفر می‌پردازد، هم با نگاهی موشکافانه، به مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی منطقه اشاره می‌کند و تصویری چندلایه از بلوچستان پاکستان ارائه می‌دهد.

چرا باید کتاب عطر فلفل را بخوانیم؟

کتاب عطر فلفل با روایتی صمیمی و جزئی‌نگر، تجربه‌ای متفاوت از سفر به یکی از ناشناخته‌ترین و پرحاشیه‌ترین مناطق همسایه‌ی ایران را پیش روی مخاطب می‌گذارد. این کتاب نه‌تنها ماجراهای پرتنش و خطرناک سفر را بازگو می‌کند، بلکه با پرداختن به زندگی روزمره، زبان، آداب‌ورسوم و دغدغه‌های مردم بلوچ و پاکستانی، تصویری واقعی و ملموس از جامعه‌ای گمنام ارائه می‌دهد. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با فرهنگ و تاریخ بلوچستان پاکستان، درک پیچیدگی‌های روابط قومی و مذهبی و لمس فضای واقعی سفر در منطقه‌ای که اغلب فقط از طریق اخبار منفی شناخته می‌شود. کتاب عطر فلفل مخاطب را به تماشای جهان از زاویه‌ای تازه دعوت می‌کند و او را با چالش‌ها و زیبایی‌های سفر به سرزمینی متفاوت روبه‌رو می‌سازد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب عطر فلفل به علاقه‌مندان به سفرنامه، پژوهشگران حوزه‌ی فرهنگ و جامعه‌شناسی، کسانی که دغدغه‌ی شناخت مناطق مرزی و فرهنگ‌های کمترشناخته‌شده را دارند و افرادی که به‌دنبال تجربه‌های زیسته و روایت‌های واقعی از سفر به مناطق پرخطر و ناشناخته هستند، پیشنهاد می‌شود. این کتاب برای کسانی که به موضوعات قومیت، مذهب و روابط ایران و پاکستان علاقه دارند نیز جذاب خواهد بود.

بخشی از کتاب عطر فلفل

«سیاسر ما را به هم معرفی می‌کند. میر خمیازه‌هایش را در نطفه خفه می‌کند. همان اول، میخش را محکم می‌کوبد: «با شناختی که از شما داریم و می‌دونیم ماجراجو هستی، دو شرط داریم برای حضورت: از وقتی پا توی خاک پاکستان گذاشتی، اینستاگرام و استوری و پست و لایک تعطیل! اینجا هم که اومدی، بدون هماهنگی ما قدم از قدم برنداری!» می‌خندم. دور از دوربین، از سیاسر می‌پرسم: «چه شناختی داره؟» سیاسر چشمش به دوربین گوشی است، ولی روی کاغذ می‌نویسد: «شناخت شخصیشه!» و ازطرف من قول می‌دهد.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عطر فلفل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعطر فلفل
عنوان دیگرخود بوم نگاره‌ای از سفر به ایالت بلوچستان پاکستان
موضوعخاطرات، سفرنامه
نویسندهمحمدعلی جعفری
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۴/۱۰/۲۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۰۵.۰۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۰۳۵۶۱۶۳
تعداد صفحه‌ها۲۰۸ صفحه
قیمت کتاب۱۴۵۵۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی عطر فلفل

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 9338820
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۳۱

چند صفحه اولش ادمو گول میزنه،فک کردم با یه سفر نامه خوب طرفم اما در ادامه کتاب پر بود از لغات غیر فارسی،که نویسنده نوشته بود و توضیح داده بود!!!جوری که حواس ادمو از مطلب اصلی منحرف میکنه و خسته...بیشتر

۰
Samaneh J
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۲

مطالعه «عطر فلفل» برای من خیلی روشنگر بود کتاب با نگاهی درونی و واقع‌بینانه، شناخت بهتری از جامعه پاکستان میده و آدم حس می‌کنه روایت از دل تجربه و فهم عمیق نویسنده بیرون اومده.

۰

بریده‌هایی از کتاب

reza
۰
از راهرویی فنس‌کشیده با کتیبه‌های محرّمی می‌رسم به آخرین نقطه از مرز ایران. سربازی محترمانه می‌خواهد کوله و چمدانم را باز کنم. وسایلم را می‌گذارم روی نیمکتِ فلزیِ خاک‌گرفته. سرسری وارسی می‌کند و می‌گوید به‌سلامتی برگردی! نمی‌دانم چرا از دیالوگ ایرانی‌ها بویِ فاتحه بلند است؟
reza
۰
_ اینجا شبکات استخباراتی و جاسوسی در ساعت ۲۴ کار می‌کنن! در شهر کوئته سه تا تیلیویزیون استه: یَک، دو، سه. برای کوبیدن نظام اسلامی! در مقابل این‌ها مسئولین انقلاب چه کردن؟! لم می‌دهد به مبل و دو دستش را قفل می‌کند روی دستهٔ عصا. نفس واپس می‌کشد و می‌گوید: «پَیسه نگرفتم این‌ها را بگویم!» می‌خندد و دست می‌زند روی مچ.