
کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین
معرفی کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین
کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین (از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا (جلد دوم)) دربردارندهی مقالاتی از احسان یارشاطر، سیمین بهبهانی، جمال میرصادقی، دو بروئین، التون دانیل و ابراهیم یونسی است که ادبیات داستانی ایران، از سنتهای کهن روایتگری و حماسهسرایی تا رمان و داستان کوتاه روزگار جدید و سپس تحولات پس از انقلاب و ادبیات مهاجرت را بررسی میکنند. مباحث این کتاب به خودِ مفهوم داستان، نسبت آن با تاریخ، دین، اخلاق، عرفان و سیاست و همچنین نقش ترجمه، دانشنامهنویسی و نقد ادبی در شکلگیری چشمانداز امروز ادبیات داستانی ایرانی میپردازد. پیمان متین این مجموعه را ترجمه و نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین
کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین، مجموعهای از مقالات دانشنامهی ایرانیکا است که زیر نظر احسان یارشاطر تدوین شده و تلاش کرده تصویری جامع و پانورامیک از سیر تکامل روایتگری در پهنهی فرهنگی ایران ارائه دهد. این اثر با پیوند زدن میراث کهن روایی به ساختارهای مدرن رمان و داستان کوتاه، نشان میدهد که چگونه تخیل ایرانی از قالبهای سنتی نظیر حماسههای منظوم، حکایات صوفیانه و قصههای عیاری عبور کرده و به زبان نثر نوین دست یافته است. مقدمهی تحلیلی ابراهیم یونسی در این کتاب، با مقایسهی تکنیکهای داستاننویسی غرب و ایران، پلی میان تجربههای جهانی و بومی میزند و چالشهای گذار از سنت به مدرنیته را واکاوی میکند. ساختار کتاب با تفکیک دقیق میان سبکهای سنتی و ادبیات نوین، خواننده را از جهان شاهنامه، مثنویهای نظامی و تمثیلهای سهروردی به دنیای مدرن صادق هدایت و ادبیات پس از انقلاب هدایت میکند. حضور پژوهشگرانی چون حورا یاوری، جمال میرصادقی و سیمین بهبهانی در تدوین این مقالات، باعث شده تا کتاب نهتنها بر تحولات ایران، بلکه بر جریانهای داستانی در افغانستان، تاجیکستان و حتی ادبیات مهاجرت نیز متمرکز شود. این اثر با روششناسی دانشنامهای، پیوستگی تاریخی روایت را در ایرانزمین ترسیم کرده و نشان میدهد که رمان امروز، با تمام تفاوتهای ساختاریاش، بر شانههای سنت تنومند و لایهلایهی حکایتپردازی و حماسهسرایی ایستاده است.
خلاصه کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین
بخش اصلی کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین دو محور بزرگ دارد: یکی بازخوانی سنتهای کهن داستانگویی فارسی و دیگری ترسیم مسیر ادبیات داستانی نوین در ایران و دیگر حوزههای فارسیزبان. در مقالهی «سبکهای سنتی»، دو بروئین از تعریف واژهی داستان و نسبت آن با حکایت، قصه، روایت و افسانه آغاز میکند و نشان میدهد که در سنت اسلامی، داستان بیارتباط با تاریخ، دین و اخلاق اغلب مشکوک شمرده شده اما در ایران، داستانسرایی همواره بخشی از ادبیات والا بوده است. در ادامه، کتاب مسیر حماسهسرایی را از روایتهای شفاهی و نقالی تا شاهنامهی فردوسی و حماسههای پس از آن دنبال میکند و سپس به حماسههای عاشقانه و رمانسها میرسد. بخش مهمی از این مرور به نقش ترجمه و اقتباس از سنتهای هندی، عربی، یونانی و مسیحی اختصاص دارد. پس از آن حکایتهای تعلیمی و صوفیانهی سنایی، عطار، نظامی، مولوی، سعدی، جامی و دیگران بررسی میشود؛ حکایتهایی که در آنها قصه ابزاری برای بیان اندیشهی اخلاقی، عرفانی و فلسفی است و تمثیل، رؤیا، سفر روحانی و گفتوگوی نمادین جایگاه مهمی پیدا میکند.
بخش دوم کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین به ادبیات داستانی نوین میپردازد. در فصل «پیشینهی تاریخی» سیمین بهبهانی و همکارانش نشان دادهاند که چگونه از دل قصههای عامیانه، متون تعلیمی، ترجمههای اروپایی و تحولات اجتماعی، شکلهای تازهای چون رمان و داستان کوتاه پدید آمد. حورا یاوری در فصل «داستان بلند (رمان)» به سیر رماننویسی فارسی، نسبت آن با سنتهای پیشین، نقش ترجمه، تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی و دگرگونی در تصویر فرد، خانواده، شهر و قدرت پرداخته است. جمال میرصادقی در فصل «داستان کوتاه» به ویژگیهای این قالب، تفاوتش با قصهی سنتی، نقش شخصیت، فضا، زاویهی دید و پایانبندی و نیز سیر تاریخی آن در ادبیات فارسی پرداخته است. فصلهای «داستان کوتاه پس از انقلاب» و «ادبیات داستانی پس از انقلاب در خارج از کشور» نوشتهی حورا یاوری، به تغییر موضوعات، زبان، ساختار و موقعیت نویسنده در فضای پس از انقلاب و مهاجرت میپردازد؛ جایی که تجربهی تبعید، گسست، چندزبانی و بازاندیشی هویت در مرکز روایت قرار میگیرد.
چرا باید کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین را بخوانیم؟
این اثر هم به ریشههای کهن داستانگویی در متون حماسی، عاشقانه، دینی و تعلیمی میپردازد و هم به رمان و داستان کوتاه مدرن، ادبیات پس از انقلاب، ادبیات مهاجرت و داستاننویسی در افغانستان و تاجیکستان. این کتاب فقط فهرستی از آثار و نامها نیست؛ بلکه در هر مقاله، نسبت میان فرم و محتوا، زمینهی تاریخی و فرهنگی، و پیوندهای میان سنت ایرانی و سنتهای هندی، عربی، یونانی و اروپایی بررسی شده است. این ترکیبِ تاریخ ادبی، نقد، نظریه و تجربهی عملی، کتاب را به متنی تبدیل کرده که هم برای مطالعهی کلی سیر ادبیات داستانی مفید است و هم برای بازاندیشی در شیوهی نوشتن و خواندن داستان.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین به دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی، ایرانشناسی و مطالعات فرهنگی پیشنهاد میشود؛ همچنین به خوانندگانی که به تاریخ فرهنگی ایران، دانشنامهنویسی و پیوند ادبیات با دین، سیاست و جامعه علاقه دارند.
درباره احسان یارشاطر
احسان یارشاطر (۱۳۹۷–۱۲۹۹)، چهرهی شاخص فرهنگ و تاریخ ایران و معمار بزرگترین پروژهی ایرانشناسی جهان یعنی دانشنامهی ایرانیکا بود. او که تحصیلات خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و بعدها در دانشگاه لندن زیر نظر استادانی چون والتر هنینگ به درجهی دکتری زبانشناسی ایرانی نائل آمد، عمر خود را وقف تدوین شناسنامهای علمی و جامع برای تمدن ایرانی کرد. یارشاطر نهتنها در کرسی استادی دانشگاه کلمبیا به عنوان نخستین استاد ایرانی پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا درخشید، بلکه با تأسیس بنگاه ترجمه و نشر کتاب، نقشی بنیادین در نوسازی فضای فکری و ادبی ایرانِ پیش از انقلاب ایفا کرد و استاندارد تازهای برای ترجمه و نشر آثار کلاسیک و مدرن جهان پدید آورد. میراث ماندگار او، ایرانیکا، فراتر از یک دایرةالمعارف، موزهای مکتوب از تمام جنبههای زیست ایرانیان در طول تاریخ است که یارشاطر حتی با فروش اموال شخصی خود، استمرار آن را در دوران غربت تضمین کرد. آثار تألیفی او همچون «داستانهای شاهنامه» و پژوهشهای پیشرواش دربارهی زبانهای باستانی (مانند تاتی و مادی)، در کنار ویراستاری مجموعههای عظیمی چون «تاریخ ایران کمبریج»، او را به حلقهی وصلی میان سنتهای ادبی قدیم و روششناسیهای مدرن باستانشناسی و زبانشناسی بدل ساخت.
بخشی از کتاب ادبیات داستانی در ایران زمین
«یکی از بغرنجترین مشکلات تاریخ کهن ادبیات فارسی، هنر شفاهی پیش از اسلام در قالب سنت کتابت شعر است که از دورترین ادوار ادبیات کلاسیک فارسی با آن آشنایی داریم. تا جایی که به اشعار داستانی مربوط میشود، این مشکل ارتباطی تنگاتنگ با سرچشمههای "مثنوی" دارد. در مقایسۀ این شکل از ابیات مهم قافیهدار در فارسی با نقش صرفاً حاشیهای نظایر عربی آنها یعنی "مزدوج" - چنان که بسیاری از محققان چنین کردهاند - معقول به نظر میرسد آن را ادامۀ سبکی بومی و کهن دانست. این نظریه را ل. پ. الول - ساتن کاملاً تأیید میکند و چنین اظهار میدارد: "بر خلاف شکل عربی نام اثر، قالب مثنوی در منشأ و کاربرد کاملاً فارسی بوده و هیچ دینی به علمالعروض عربی ندارد". با آن که ساختار منظوم این نوع از شعر مطلقاً بر پایۀ معیارهای کمی استوار است و قالب وزنی خاصی با ویژگیها و قواعد مخصوص به خود دارد، هیچ یک از این قالبهای شعری با علم عروض آثار منظوم فارسی میانه که اخیراً شناخته شده است قابل قیاس نمیباشد. در خصوص منشأ مثنوی که هنوز پاسخی به آن داده نشده است، هیچ دلیلی قانعکنندهتر از این پیشفرض نیست که "مثنوی کلاسیک" از اختلاط روایات شفاهی ایرانی و علمالعروض عربی در دورۀ اسلامی، پدید آمده است.»
حجم
۷۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۰ صفحه
حجم
۷۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۰ صفحه