معرفی و دانلود کتاب القصه... جلال؟! + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب القصه... جلال؟!
off
٪۲۰

کتاب القصه... جلال؟!

بر اساس زندگی جلال‌آل‌احمد

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
مصطفی جمشیدی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب القصه... جلال؟!

کتاب القصه... جلال؟! نوشته‌ی مصطفی جمشیدی روایتی داستانی براساس زندگی جلال آل احمد است که نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب یکی از جلدهای مجموعه‌ی ستاره‌های درخشان، به سراغ فرازونشیب‌های زندگی، اندیشه و درگیری‌های درونی و اجتماعی جلال رفته است. نویسنده با تکیه بر لحظه‌های مهم زندگی او، از نوجوانی در خانواده‌ای مذهبی تا حضور در حزب توده، جدایی از آن، همراهی با مصدق، آشنایی با سیمین دانشور و دوستی با نیما، تصویری پرتحرک و پرگفت‌وگو از این چهره‌ی ادبی و فکری ساخته است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب القصه... جلال؟!

کتاب القصه... جلال؟! روایتی بلند است که مصطفی جمشیدی در آن زندگی جلال آل احمد را در قالب داستانی اول‌شخص و پر از گفت‌وگو و صحنه‌های زنده بازآفرینی کرده است. نویسنده در این کتاب، جلال را راوی زندگی خودش قرار داده و از همان سطرهای آغازین، او را در دل خانه‌ی پدری، کوچه‌های تهران قدیم، جلسات حزب توده، میتینگ‌ها، چاپخانه‌ها و کلاس‌های درس نشان داده است. در این میان، رابطه‌ی پرتنش جلال با پدر روحانی‌اش، ماجرای طلبگی و گریز از آن، سفر نجف، و بعدتر پیوستن به حزب توده و دل‌کندن از آن، استخوان‌بندی روایت را شکل داده است. در ادامه‌ی کتاب القصه... جلال؟! نویسنده فصل‌های متعددی را به دوره‌های مختلف زندگی جلال اختصاص داده است؛ از حضورش در میتینگ‌های حزب و کار در چاپخانه شعله‌ور و نشریه مردم، تا آشنایی با نیما، رفت‌وآمد به کافه‌ها، شکل‌گیری نیروی سوم، همراهی با خلیل ملکی و جدال فکری با رفقای حزبی. بخش‌هایی از کتاب به رابطه‌ی عاطفی و فکری جلال و سیمین دانشور، سفر مشترک به شیراز، ساختن خانه در گلابدره و همسایگی با نیما می‌پردازد و بخش‌هایی دیگر، صحنه‌هایی از وقایع سیاسی مثل میتینگ‌ها، حضور سربازان روس، ماجرای نفت شمال و روزهای پرآشوب مصدق را بازسازی کرده است. کتاب القصه... جلال؟! در هر فصل، از خلال یک موقعیت عینی، به درونی‌ترین تردیدها، خشم‌ها، ایمان و بی‌ایمانی و جستجوی معنای جلال نزدیک شده است.

خلاصه داستان القصه... جلال؟!

القصه... جلال؟! زندگی جلال آل احمد را از زبان خودش، در قالب روایتی پیوسته و صحنه‌محور دنبال کرده است. جلالِ داستان از کودکی در خانه‌ی پدری و طلبگی در مدرسه مروی شروع می‌کند، از «نزول اجلال» به «باغ‌وحش دنیا» می‌گوید، به حزب توده می‌پیوندد، در میتینگ‌ها بازوبند حزب می‌بندد، در چاپخانه شعله‌ور کار می‌کند و بعد، زیر سایه‌ی کامیون‌های سربازان روس و شعارهای نفت شمال، به ماهیت وابستگی حزب مشکوک می‌شود و از آن جدا می‌شود. کتاب، در کنار روایت این دگرگونی سیاسی، به رابطه‌ی جلال با پدر، برادرش شمس، جوان واکسی‌ای به نام ابراهیم، و چهره‌هایی مثل فیروز، ملکی، نیما و شاملو می‌پردازد. آشنایی با سیمین در اتوبوس شیراز، ساختن خانه در گلابدره، همسایگی با نیما، و درگیری‌های درونی جلال با خدا، دعا، خرافه، روشنفکری و مسئولیت اجتماعی، درهم تنیده شده‌اند تا تصویری از انسانی ناآرام، جستجوگر و همیشه در حال بازنگری در خود و جهان بسازند.

چرا باید کتاب القصه... جلال؟! را بخوانیم؟

القصه... جلال؟! امکان همراهی نزدیک با جلال آل احمد را در لحظه‌های حساس زندگی‌اش فراهم کرده است؛ نه در قالب تحلیل بیرونی، بلکه در شکل روایت زنده‌ی تجربه‌ها، تردیدها و انتخاب‌ها. این کتاب برای شناخت فضای فکری و سیاسی تهران آن سال‌ها، نسبت روشنفکر با قدرت، دین، حزب و مردم، و نیز برای دیدن چهره‌ای انسانی‌تر و پرجزئیات از جلال، منبعی سرشار از صحنه و گفت‌وگو است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن القصه... جلال؟! به کسانی پیشنهاد می‌شود که به زندگی و آثار جلال آل احمد، تاریخ فکری و سیاسی ایران، روایت‌های مبتنی بر شخصیت‌های واقعی، و بازنمایی تهران و روشنفکران در میانه‌ی احزاب، مذهب و قدرت علاقه‌مند هستند. دانشجویان ادبیات، علوم اجتماعی و تاریخ معاصر نیز می‌توانند از فضای این کتاب بهره ببرند.

بخشی از کتاب القصه... جلال؟!

«میتنگ حزب توده بود. حالا من بازوبند حزب را داشتم. ـ آقا جلال، می‌بینی جمعیت را...؟ چرخیدم و به جمعیت نگاه کردم. فیروز بود. هیکل گنده‌ای داشت و هرچی بهش زور می‌زدم که به او بقبولانم لاغر کند فایده‌ای نداشت. فردوسی را رد کردیم آمدیم پایین و جمعیت پیچید سمت جنوب تا به استانبول و مخبرالدوله برسیم. در میدان، نگاهم دوخته شده بود به جوان‌ها. (خودم هم جوان بودم و توی میدان چشمم می‌رفت سمت مغازه‌ها که یک دلم می‌گفت یک جفت کفش وِرْنی آنجاها برای خودم بخرم و این برای من معنای جوانی بود، برای آن‌ها نمی‌دانم!) چرا آن‌ها این‌طور شده بودند؟ چند دختر جوان بودند که دامن‌های کوتاه داشتند و موهایشان را دم اسبی بسته بودند با روبان سرخ، چندتایی‌اشان هم دستشان در دست همدیگر بود. ـ برابری، برادری، حکومت کارگری. ـ کارگر به‌پا خیز، حکومتت به‌پا شد! برزگر، برزگر، تیغ ستم فنا شد! پسرها کرنلی زده بودند و روغن‌مالی شده زیر تیغ آفتاب موهایشان می‌درخشید. (حسودی‌ام می‌شد؟ به چی؟ به جوانی ناکرده؟) یادم افتاد چطور توی روی پدر ایستاده بودم. با مریدهایش دم در مسجد بود که رسیدم. کتاب زیر بغلم بود. فکر کنم پوشکین ـ زندگی افسانه‌ای ـ یا همچین چیزی بود. بعدِ من، سال‌ها بعد هم شمس قاطی کرده بود (نوجوانی تازه کرک پشت لبش سبز شده!) حرف‌هایی زده بود که از شنیدنشان تعجبم شده بود. اما روزگار همین بود. پدری در مقابل پسری، و پسری در روبرو و قامت پدری!»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب القصه... جلال؟! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابالقصه... جلال؟!
عنوان دیگربر اساس زندگی جلال‌آل‌احمد
موضوعزندگی‌نامه، داستان ایرانی
نویسندهمصطفی جمشیدی
انتشاراتانتشارات امیرکبیر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۹ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۰۳۴۷۸۸
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۳۶۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه ستاره‌های درخشان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.