معرفی و دانلود کتاب راز درخت های سوخته + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب راز درخت های سوخته

کتاب راز درخت های سوخته

نوع کتاب
۳.۴(از ۳۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فرزانه صفایی فرد
انتشارات: 
انتشارات شقایق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب راز درخت های سوخته

کتاب راز درخت های سوخته نوشته فرزانه صفایی فرد (دنیا) و اثری است که توسط انتشارات شقایق منتشر شده است. این رمان به زندگی چند خانواده و روابط پیچیده میان اعضای آن‌ها می‌پردازد. داستان در بستری شهری و معاصر شکل می‌گیرد و با تمرکز بر دغدغه‌های عاطفی، خانوادگی و اجتماعی شخصیت‌ها، تصویری از کشمکش‌های درونی و بیرونی آن‌ها ارائه می‌دهد. اثر با زبانی صمیمانه و با جزئی‌نگری به لایه‌های پنهان احساسات و تصمیمات شخصیت‌ها نفوذ می‌کند و مخاطب را با چالش‌هایی مانند انتخاب، عشق، هویت و تعلق روبه‌رو می‌سازد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب راز درخت های سوخته اثر فرزانه صفایی فرد

کتاب راز درخت‌های سوخته به قلم فرزانه صفایی‌فرد، رمانی معاصر است که در بستر روابط خانوادگی و اجتماعی شکل گرفته است. این رمان چند شخصیت اصلی دارد که هرکدام با گذشته، انتخاب‌ها و دغدغه‌های خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. داستان میان زندگی دخترکی به نام لاله، خانواده‌ی ملک و شخصیت‌هایی چون بهارین، مریم و عارف در رفت‌وآمد است. ساختار کتاب به‌گونه‌ای است که هر فصل یا بخش، زاویه‌ی دید یکی از شخصیت‌ها را دنبال می‌کند و به‌تدریج لایه‌های پنهان روابط و رازهای خانوادگی را آشکار می‌سازد. در این میان، تقابل سنت و مدرنیته، کشمکش‌های طبقاتی و جست‌وجوی هویت فردی و جمعی از مضامین پررنگ کتاب به شمار می‌آید. نویسنده با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، دغدغه‌های شغلی، عاطفی و خانوادگی شخصیت‌ها را به تصویر کشیده است. رمان ایرانیِ راز درخت‌های سوخته با نگاهی واقع‌گرایانه به تأثیر گذشته بر حال و آینده‌ی شخصیت‌ها و نقش انتخاب‌های فردی در سرنوشت آن‌ها پرداخته است.

خلاصه داستان راز درخت های سوخته

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

رمان با لاله، دختری از خانواده‌ی ملک آغاز می‌شود که درگیر انتخابی مهم میان دو مسیر متفاوت زندگی است. او باید بین خواسته‌های خانواده و میل شخصی‌اش انتخاب کند؛ از یک‌سو فشارهای سنتی و انتظارات خاندان ملک و از سوی دیگر، علاقه و وابستگی به مردی خودساخته و مستقل که برخلاف پسران ثروتمند خانواده با تلاش و پشتکار مسیرش را ساخته است. در کنار لاله شخصیت‌هایی چون بهارین و مریم نیز ماجراهای خود را دارند. بهارین با دغدغه‌های شغلی و عاطفی می‌کوشد راهی به زندگی عارف، مردی مرموز و منزوی پیدا کند. عارف به دلایلی قادر به صحبت‌کردن نیست و ارتباطش با دیگران بیشتر در فضای مجازی و از طریق نوشتن شکل می‌گیرد. رمان با رفت‌وآمد میان خانه‌ها، محل کار و خیریه به‌تدریج رازهای پنهان خانواده‌ها و گذشته‌ی شخصیت‌ها را آشکار می‌کند.

چرا باید کتاب راز درخت های سوخته را بخوانیم؟

رمان راز درخت‌های سوخته تجربه‌ای دیگر از داستان‌گویی معاصر ایران را رقم زده است. این کتاب با پرداختن به روابط پیچیده‌ی خانوادگی، کشمکش‌های طبقاتی و دغدغه‌های هویتی، فرصتی برای همذات‌پنداری با شخصیت‌هایی فراهم می‌کند که هرکدام با چالش‌های خاص خود روبه‌رو هستند. داستان و توجه به احساسات و تصمیمات شخصیت‌ها، امکان درک عمیق‌تر دنیای درونی آن‌ها را به وجود آورده است. همچنین این کتاب با طرح موضوعاتی چون انتخاب، استقلال، عشق و تأثیر گذشته بر حال، مخاطب را به تأمل درباره‌ی مسیر زندگی و نقش خانواده در شکل‌گیری سرنوشت فردی دعوت می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان رمان‌های معاصر ایرانی، کسانی که دغدغه‌ی روابط خانوادگی، هویت فردی و اجتماعی و چالش‌های طبقاتی دارند، پیشنهاد می‌شود.

درباره فرزانه صفایی فرد

فرزانه صفایی فرد (دنیا) نویسنده‌ای ایرانی و متولد سال ۱۳۶۹ است که بیشتر آثار خود را به‌صورت رمان‌هایی عاشقانه و اجتماعی نوشته است. او با رمان «کلاف» که برنده‌ی جایزه‌ی لیلی نیز شده، به شهرت رسید. فهرست آثار فرزانه صفایی فرد شامل رمان‌های «کلاف» (انتشارات شقایق)، «کافه کوچه» (انتشارات آترینا)، «متولد کبیسه» (انتشارات آترینا)، «جاده‌ی سیب‌های وحشی» (انتشارات شقایق)، «زیر ایوان ماه» (انتشارات شقایق)، «نیمه‌ی کال» (انتشارات برکه‌ی خورشید)، «راز درخت‌های سوخته» (انتشارات شقایق) و «نقطه‌ی شبنم» (انتشارات شقایق) بوده است.

بخشی از کتاب راز درخت های سوخته

«چطور باید توجیحش می‌کردم؟! محال بود که توجهش را جلب کرده باشم. چون اصلاً محال بود که من را دیده باشد. آن روز فقط صدایم را از آیفون شنیده بود چون من روبه‌روی دوربین نبودم. در حیاط هم اگر من را دیده بود، از پشت سرم بود. وقتی هم که من برگشتم، او پشت به من ایستاده بود. پس گزینه‌های مربوط به ظاهر حذف می‌شد. مگر این‌که در خانه‌اش دوربین داشت و آن‌وقت... نمی‌دانم.

یک لحظه وسط راه‌پله ایستادم. صفحهٔ اینستاگرام من عکس خودم بود. همان که برایش پیام فرستاده بودم. سریع گوشی‌ام را درآوردم و تا روشن‌شدنش از ساختمان بیرون زدم و به‌سمت ایستگاه آن دست خیابان رفتم. نمی‌توانستم یک‌جا بایستم تا اتوبوس برسد. قدم‌زنان سمت انتهای ملاصدرا راه افتادم. جوابی به پیامم نداده بود که جای تعجب نداشت، اما دیدن پیامم هم عجیب نبود. پیش از این با هم مکالمه‌ای نداشتیم که من متوجه شوم پیامم را دیده است. او اما می‌توانست پیام را خوانده و بی‌تفاوت گذشته باشد. البته جملهٔ آخر مریم می‌گفت که خیلی هم بی‌تفاوت نگذشته بود!»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۵ آذر ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب راز درخت های سوخته و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:راز درخت های سوخته
موضوع:رمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسنده:فرزانه صفایی فرد
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۹/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۹۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۶۲۷۲۷
تعداد صفحه‌ها:۵۶۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۳۷۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Ailar Ab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۹

شاید اسپویل: این کتاب... واقعا رفت یه گوشه از قلبم انگار نشست.. انگار همه واقعی بودن انگار واقعی هستن، دلم میمونه پیش عارف..عارف و زخم هاش..عارف و سکوتش..عارف و چین های دور چشمش.. عارف و سر تکون دادن هاش عارف...بیشتر

۰
کاربر ۳۰۰۰۷۱۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

داستان در مورد رازی هست که بهارین ناخواسته متوجه اش میشه و باعث میشه تا سعی کنه به عارف نزدیک بشه تا بتونه رازش رو باهاش در میون بذاره. تعلیق داستان زیاد بود و بسیار پرکشش. با اینکه اوایل قصه...بیشتر

۰
AVERNUS
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۹

حقیقتش کتابه مضخرفیه ارزش یکبار خواندن هم ندارد یک داستان بسیار کسب کننده و بدون معنی و هیچ مفهوم خاصی نداره

۱
م نصیری
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸

خیلی تعلیقش طولانی بود نزدیک هفتصد صفحه نمیدونستی چی به چیه....بعدم دیالوگ‌های نیمه تمام و خالی از حس.....طولانی بود و کنی حوصله سر بر....

۰
کاربر 4812677
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

داستان زیبایی بود از خوندش لذت بردم و مهارت نویسنده در شناخت و توصیف احساسات انسانها قابل تحسین ولی نمیدونم چرا داستان به نظرم نیمه کاره مونده

۱
کاربر ۳۷۳۶۸۵۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۹

سلام دیدم کتاب برام آشناست و انگار قبلا خوندمش بعد متوجه شدم این کتاب همان کتاب بنفش ترین سکوت هست که فایل پی دی اف اش رو خونده بودم موقع چاپ اسمش عوض شده

۰
maryam.m
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۵

دوستان این کتاب نام دیگر رمان بنفش ترین سکوت ممکن که نسخه پی دی افشه نسخه چاپی کتاب با این نام چاپ شده !!! شما هم مثل من اشتباه نکنید من بعد اینکه کتاب رو خریدم متوجه شدم که قبلا با...بیشتر

۱

بریده‌هایی از کتاب

Gloria
۶
من اگه توان جنگ داشتم حال‌وروزم این نبود.
Ailar Ab
۵
آدم شاید ذره‌ذره پر می‌شد؛ اما یک‌دفعه سرمی‌رفت
Ailar Ab
۵
آدم باید دلش خوش باشه... اون‌وقت دیگه فرقی نمی‌کنه کجا، چه تو یه گُله جا چه تو گلستون
نارسیس
۴
ـ جریان سووشون رو می‌دونی، همون سوگ سیاوش؟ با مکث سرش را تکان داد. ـ می‌گن وقتی گلوی سیاوش رو می‌برن، از جایی که خونش روی خاک ریخته، لالهٔ واژگون سبز شده... بهش گل اشک سیاوشم می‌گن... چون سربه‌زیر و آروم، از غم سیاوش، اشک می‌ریزه...
نارسیس
۴
روح آدم مگر چقدر کشش داشت که هی بکِشی، هی درد و زجر داخلش بریزی، هی بیشتر از ظرفیت پُرش کنی و جر نخورد!
نارسیس
۳
ـ تا حالا خمیر پیتزا درست کردی؟ از سوال بی‌ربطم، حرکاتش لحظه‌ای دچار ایست شد و متعجب نگاهم کرد. گفتم: ـ می‌دونی خب واسه این‌که خوب پف کنه باید کمِ کم نیم ساعت درست و حسابی ورزش بدی... هرچی زورت بیشتر باشه نتیجه‌ش بهتره... بعد مثلاً من که زورم زیاد نیست، تصور می‌کنم خمیر بیچاره همون آدمیه که می‌خوام سر به تنش نباشه، همچین یقه‌ش رو می‌گیرم و می‌کوبم تو سر و صورتش که جیگرم حال می‌آد... حتی چند بار تا شکستگی دماغ و خونریزی داخلی و در نهایت مرگ طرف هم پیش رفتم.
نارسیس
۳
آدم شاید ذره‌ذره پر می‌شد؛ اما یک‌دفعه سرمی‌رفت.
Ailar Ab
۳
حالا اگر من پسر بودم و او دختر چقدر کار ساده بود. چون من دختر بودم، سماجتم حتی با دلیل و برهان، آویزانی و بی‌حیایی به حساب می‌آمد، اما برای یک پسر سماجتش خیلی هم جذاب و شیک بود و ربطی به شرم و حیا هم نداشت. تف به این معادلات لعنتی!
نارسیس
۲
ـ تا حالا صدای سکوتت رو شنیدی؟ یه جوریه که گوش آدم کر می‌شه از بلندیش. مثل جیغ بنفش!
نارسیس
۲
خاطره جسم نبود که با سوزاندن ظرفش نابود شود. ظرف می‌سوخت و خاطره یاغی‌تر از قبل می‌تاخت و خودش را به وارثان گذشته می‌رساند.