
کتاب قرمز خونین
معرفی کتاب قرمز خونین
کتاب قرمز خونین، با عنوان انگلیسی Deep red، نوشته هیساشی نوزاوا و با ترجمه بهاره صادقی، اثری است که در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات دانشآفرین منتشر شده است. این رمان ژاپنی با روایتی پرتنش و روانشناسانه، بهسراغ یکی از تلخترین و پیچیدهترین تجربههای انسانی میرود: مواجهه با مرگ ناگهانی و خشونتبار خانواده. داستان از زاویهی دید یک دختر نوجوان آغاز میشود که ناگهان با فاجعهای غیرمنتظره روبهرو میشود و در ادامه، روایت قاتل خانواده را نیز در قالب نامههایی به قاضی دنبال میکند. کتاب قرمز خونین اثری است که تراژدی و معما را در هم میآمیزد و با نثری دقیق و جزئینگر، لایههای مختلف شخصیتها و جامعه را به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب قرمز خونین اثر هیساشی نوزاوا
کتاب قرمز خونین، به قلم هیساشی نوزاوا، روایتی چندلایه و پرکشش از یک فاجعهی خانوادگی را دنبال میکند. داستان با تمرکز بر کاناکو، دختری کلاسششمی، آغاز میشود که در اردوی مدرسه، ناگهان با خبر حادثهای هولناک دربارهی خانوادهاش روبهرو میشود. کتاب ابتدا با توصیف جزئیات زندگی روزمره، روابط دوستانه و دغدغههای نوجوانانه شروع میشود و بهتدریج بهسمت فضایی تاریک و پرابهام حرکت میکند.
ساختار کتاب بهگونهای است که ابتدا از زاویهی دید کاناکو، شوک و سردرگمی او را در مواجهه با مرگ خانوادهاش روایت میکند و سپس با تغییر زاویهی دید، وارد ذهن و اعترافات قاتل خانواده، نوریو سوزوکی، میشود. این جابهجایی میان دو روایت امکان درک عمیقتر از ابعاد روانی و اجتماعی فاجعه را فراهم میکند. کتاب قرمز خونین نهتنها به جنبههای احساسی و روانشناختی بازمانده میپردازد، بلکه با ورود به ذهن قاتل، سؤالاتی دربارهی انگیزه، مسئولیت و معنای عدالت مطرح میکند. نثر کتاب با جزئینگری و فضاسازی دقیق، تجربهی خواندن را به سفری پرتنش و تأملبرانگیز بدل میکند.
خلاصه داستان قرمز خونین
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان قرمز خونین با شبی آغاز میشود که کاناکو، دختری نوجوان، در اردوی مدرسه به سر میبرد. ناگهان معلمش او را از میان جمع دوستانش فرامیخواند و با اضطراب، خبر حادثهای را به او میدهد. کاناکو، درحالیکه هنوز اتفاق را درک نکرده، با معلمش راهی توکیو میشود. در مسیر، ذهنش میان خاطرات خانوادگی، نگرانی و حدسهای تلخ سرگردان است. پس از رسیدن به دفتر پزشکی قانونی، حقیقت تلخ آشکار میشود: پدر، مادر و دو برادر کوچکش به قتل رسیدهاند. شوک و بیحسی کاناکو را فرامیگیرد و او در مراسم سوگواری، میان نگاههای سنگین اطرافیان و دوربینهای رسانهها، سعی میکند با واقعیت جدید کنار بیاید.
زاویهی دید در ادامه، به نامههای نوریو سوزوکی، قاتل خانواده، تغییر میکند. او در نامههایی خطاب به قاضی، گذشتهی خود، آشنایی با خانوادهی آکیبا و مسیر زندگیاش را شرح میدهد. سوزوکی از کودکی، روابط خانوادگی، مشکلات شغلی و آشنایی با قربانیان میگوید و تلاش میکند انگیزهها و احساساتش را توضیح دهد. این بخشْ لایههای روانی و اجتماعی ماجرا را عمیقتر میکند و تصویری چندوجهی از یک فاجعهی خانوادگی و تأثیرات آن بر بازمانده و عامل جنایت ارائه میدهد.
چرا باید کتاب قرمز خونین را بخوانیم؟
کتاب قرمز خونین با روایتی صادقانه و بیپرده، تجربهی سوگ، شوک و مواجهه با خشونت را از زاویهی دید یک نوجوان و همچنین از منظر قاتل روایت میکند. این کتاب هم به جنبههای احساسی و روانشناختی بازمانده میپردازد، هم با ورود به ذهن قاتل، امکان تأمل دربارهی انگیزههای انسانی، مسئولیت فردی و تأثیرات اجتماعی یک فاجعه را فراهم میکند. ساختار دوگانهی داستانْ خواننده را با پیچیدگیهای حقیقت و قضاوت اخلاقی روبهرو میکند و فرصتی برای درک عمیقتر آسیبهای روانی و اجتماعی فراهم میکند. جزئینگری در توصیف احساسات، روابط خانوادگی و فضای جامعه خواندن این اثر را به تجربهای تأثیرگذار و متفاوت بدل کرده است.
خواندن کتاب قرمز خونین را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به رمانهای روانشناسانه، معمایی و اجتماعی پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی سوگ، فقدان، آسیبهای روانی و بررسی انگیزههای جنایت را دارند، توصیه میشود.
درباره هیساشی نوزاوا
هیساشی نوزاوا، زادهی ۷ مه ۱۹۶۰ در ناگویا، استان آیچی ژاپن، یکی از موفقترین و تأثیرگذارترین نویسندگان و فیلمنامهنویسان معاصر ژاپن بود که آثارش هم در میان مخاطبان عمومی و هم نزد اهالی حرفهی سینما و تلویزیون، با احترام و استقبال گسترده روبهرو شد. او در سال ۱۹۸۲ تحصیلات خود را در رشتهی مطالعات سینما در دانشکدهی هنر دانشگاه ملی ژاپن به پایان رساند و یک سال بعد، در ۱۹۸۳، موفق به دریافت نهمین جایزهی کیدو شد؛ افتخاری که ورود جدی او به دنیای حرفهای فیلمنامهنویسی را نوید میداد.
نوزاوا در سال ۱۹۸۵ با نگارش مجموعهی تلویزیونی Kill Me, Darling برای شبکهی فوجی، فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد و پس از آن، بهسرعت به یکی از چهرههای پرکار و جریانساز تلویزیون و سینمای ژاپن بدل شد. فیلمنامههای او بارها به مجموعههای تلویزیونی پربیننده تبدیل شدند؛ آثاری که با حضور بازیگران سرشناس، رکوردهای مخاطب را شکستند، بارها بازپخش شدند و در کشورهای مختلف مورد اقتباس قرار گرفتند.
یکی از نقاط عطف کارنامهی او فیلم پلیس خشن بود؛ اثری که تاکشی کیتانو، کارگردان نامدار ژاپنی و برندهی شیر نقرهای جشنوارهی فیلم ونیز، آن را برای نخستین تجربهی کارگردانی خود برگزید. این فیلم که در کشورهای متعددی از جمله آرژانتین، فنلاند، اندونزی و ایالات متحده اکران شد، جوایز فراوانی دریافت کرد و بهعنوان یکی از آثار شاخص سینمای ژاپن و جهان شناخته شد.
نوزاوا در کنار موفقیتهای تلویزیونی و سینمایی، در عرصهی رماننویسی نیز حضوری پررنگ داشت. او در سال ۱۹۹۷ بهطور همزمان موفق به دریافت چهلوسومین جایزهی ادبی ادوگاوا رانپو برای رمان Malice و چهارمین جایزهی ادبی عاشقانهی شیمسه برای Renai Jidai شد. در سال ۱۹۹۹، هفدهمین جایزهی کونیکو موکودا برای دو مجموعهی تلویزیونی شب پیش از ازدواج و جنگل خفته به او تعلق گرفت. این روند موفقیت در سال ۲۰۰۱ با دریافت بیستودومین جایزهی یوشیکاوا بونگاکو شینجین برای اثر Crimson ادامه یافت. او در سال ۲۰۰۵ نیز جایزهی الان دور را برای فیلمنامهی People Without Strongholds دریافت کرد.
از مهمترین آثار تلویزیونی او میتوان به The Inanimate World و A Wednesday Love Affair اشاره کرد. در سینما نیز آثاری چون I Want to Meet Marilyn، پلیس خشن، Last Song و Crimson از کارهای شاخص او به شمار میآیند. نوزاوا رمانهای متعددی نیز نوشت که از میان آنها قرمز خونین معروف است.
هیساشی نوزاوا با داستانهایی پرتعلیق، نگاه روانشناختی عمیق و حساسیتی اجتماعی، نقشی تعیینکننده در شکلگیری درام مدرن ژاپن ایفا کرد. میراث او همچنان در سینما، تلویزیون و ادبیات ژاپن زنده است و آثارش جایگاهی ماندگار در حافظهی فرهنگی معاصر دارند.
بخشی از کتاب قرمز خونین
«پیش از اینکه معلم وارد اتاق شود، چراغقوهٔ جیبیای که یکی از آنها از مغازهٔ سوغاتفروشی کنار دریاچه خریده بود، مفید واقع شد. هیچکس به خاطر نداشت کدامشان آن بازی را شروع کرده بود. همگی وسط اتاق اجتماعات دور هم حلقه زده بودند، چراغقوه را به نوبت دست یکدیگر میدادند، نور آن را روی صورتهایشان میتاباندند و واقعهٔ ترسناکی را که اخیراً اتفاق افتاده بود تعریف میکردند.»
حجم
۴۴۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۷۴ صفحه
حجم
۴۴۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۷۴ صفحه