معرفی و دانلود کتاب کتاب یک مرد تنها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کتاب یک مرد تنهاsubscriptionAvailable

کتاب کتاب یک مرد تنها

نوع کتاب
۳.۸(از ۸ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کتاب یک مرد تنها

«کتاب یک مرد تنها» از مجموعه «کلاسیک‌های روزگار» نوشته گائو شینگ جیان (-۱۹۴۰)، برنده جایزه نوبل ادبی سال ۲۰۰۰ است. او در چین متولد شده و دارای ملیت فرانسوی است و از محبوب‌ترین نویسندگان در چین محسوب می‌شود. در آثار جیان سبک و لحن خاصی وجود دارد، روایتی که در ادبیات معاصر چین بی سابقه است و شاید دلیل آن هم بهره گیری او از ادبیات فرانسه است. جیان در بیست و دو سالگی از رشته ادبیات فرانسه فارغ التحصیل و بعدها مقیم پاریس شد. کتاب‌های او تا مدت‌ها به صورت غیرقانونی در چین به دست خوانندگان می رسید. بخشی از رمان سیاسی «یک مرد تنها» را می‌خوانیم: می‌بینی روی کاغذ آوردن وضعیت آن روزگار چه‌قدر سخت است. حتا توضیح معنایی که واژه «او» در آن زمان می‌داده، خیلی خیلی برایت دشوار است. آدم باید اول یک سِری از مفهوم‌های آن زمان را روشن کند و معنای واقعی آن‌ها را بفهماند. مثلا همین واژه عجیب‌غریب «حزب»، طبعا معنایش هیچ با آن معنایی که پدرت در آن زمان از این نقل قول در نظر داشت، یکی نیست: «اشراف‌زاده با خیلی‌ها نشست‌وبرخاست می‌کند، اما به هیچ حزبی [طرفی] نمی‌پیوندد.» پدرت بعدها دیگر جرات نداشت این نقل قول را یاد کند، و این واژه را با احترام و ترس بسیاری بر زبان می‌آورد. گاهی حتا دست‌اش می‌لرزید و از ترس جان، می در جام می‌ریخت. واژه «حزب» تا این اندازه سترگ و قدرت‌مند و ویژه شده بود. حتا دولت سترگ و قدرتمند و ویژه هم، زیردست حزب بود؛ همچنین آنچه «واحدهای کاری» نامیده می‌شد و به مردم، کار و دستمزد و نان می‌داد، زیردست حزب بود، این چیزی بود که نیاز به یادآوری نداشت، همه آن را می‌دانستند. همین «واحد» ِ «حزب» سر همه چیز تصمیم می‌گرفت: کجا آدم زندگی کند، جیره غذایی، مسکن و آزادی شخصی. کسی که هنوز به عنوان «دشمن» اعلام نشده بود، با نام «رفیق» یاد می‌شد، این واژه، معنایی بزرگی داشت و همه سعی می‌کردند آن را پیشوند اسمشان کنند. اگر موفق به این کار نمی‌شدند، جزو «ارواح خبیثه و اجنه‌های گاو» ی می‌شدند که «واحد» باید از آن‌ها پاک‌سازی می‌کرد، روانه‌اش می‌کردند تا «تربیت» شود. تا حزب خواست پیکار کند، هر کدام از واحدها گرفتار جنگ مرگ و زندگی شد، هر شخصی می‌ترسید قربانی پاک‌سازی‌یی که جریان داشت، بشود. آدم یا جزو رفقای انقلابی می‌شد (که شانزده درجه داشتند)، یا جزو ارواح خبیثه و اجنهٔ گاو (که پنج نوع بودند) که در آن‌صورت می‌گذاشتند در شهر زندگی کند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کتاب یک مرد تنها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کتاب یک مرد تنها
عنوان انگلیسی:Das buch eines einsamen menschen
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:گائو شینگ‌جیان‌‫
مترجم:امیرحسین اکبری شالچی
انتشارات:نشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۵/۱۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۷۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۷۴۶۰۳۲
تعداد صفحه‌ها:۴۷۲ صفحه
قیمت کتاب:۳۶۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی، برنده نوبل

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

نسیم🍁
۱۵
آدم زنده، زندگی می‌کند. آدم باید در همین مکانی که هست و در همین لحظه‌ای که در آن است، زندگی کند! گذشته باید همان جایی که هست، بماند، هر بندی را باید گسست!»
نسیم🍁
۶
آزادی، حقوق انسانی نیست که از آسمان بیاید؛ این‌که آدم بتواند آزادی را در رویاهای خود بپرورد، استعدادی مادرزادی نیست. آزادی، گونه‌ای توانایی است که آدم باید از آن محافظت کند، یک جور آگاهی است که کابوس‌ها همیشه آزارش می‌دهند.
نسیم🍁
۳
گفت که می‌خواهد همه چیز را بداند و از هیچ چیزی ترسی ندارد. نویسنده گفت که جامعه‌ای که در آن کتاب، میوهٔ ممنوعه شمرده شود، وضعش وخیم‌تر از آن است که کسی فقط از آن بترسد.
نسیم🍁
۳
کارمندان ارگان‌های دولتی نمی‌توانستند تا پیش از رسیدن به سن ۲۶ ازدواج کنند. در آن جامعهٔ نوینی که همواره داشت خود را نوین‌تر می‌کرد و مثل‌ومانندش را جهان به خود ندیده بود، عشق زن و مرد هم در خدمت انقلاب بود.
Mehrdad Pourkhazaeyan
۱
جامعه‌ای که در آن کتاب، میوهٔ ممنوعه شمرده شود، وضعش وخیم‌تر از آن است که کسی فقط از آن بترسد.
saraja
۰
سرپناهی برای خودش دست‌وپا کرد، یک جایی که بتواند خودش را در آن پنهان کند، جایی برای فرارش باشد، خانه‌وکاشانه‌ای، یک جایی که در آن برای خودش باشد و کسی او را زیر نظر نگیرد. صداگیر روی دیوار کشید تا هر وقت درها را بست، بتواند با صدای بلند حرف بزند، تا هیچ کسی صدایش را نشنود و نتواند بگوید در کله‌اش چه می‌گذرد، این‌جا جهانی بشود که بتواند در آن به اندیشه‌هایش صدا ببخشد. دیگر نمی‌توانست مثل کرم بی‌زبان پیله، تار ببافد، می‌خواست زندگی کند، احساس داشته باشد، دوباره آمیزش کند، ناله سر دهد و داد بکشد. باید با همهٔ توانش برای حریم خصوصی‌اش پیکار می‌کرد، دیگر نمی‌توانست در برابر فشاری که سال‌ها متحمل شده بود، مقاومت کند؛ امیدی که در دلش زنده شده بود هم نیاز به حوزه‌ای داشت تا دوباره به کام نیستی نرود.
saraja
۰
سرپناهی برای خودش دست‌وپا کرد، یک جایی که بتواند خودش را در آن پنهان کند، جایی برای فرارش باشد، خانه‌وکاشانه‌ای، یک جایی که در آن برای خودش باشد و کسی او را زیر نظر نگیرد. صداگیر روی دیوار کشید تا هر وقت درها را بست، بتواند با صدای بلند حرف بزند، تا هیچ کسی صدایش را نشنود و نتواند بگوید در کله‌اش چه می‌گذرد، این‌جا جهانی بشود که بتواند در آن به اندیشه‌هایش صدا ببخشد. دیگر نمی‌توانست مثل کرم بی‌زبان پیله، تار ببافد، می‌خواست زندگی کند، احساس داشته باشد، دوباره آمیزش کند، ناله سر دهد و داد بکشد. باید با همهٔ توانش برای حریم خصوصی‌اش پیکار می‌کرد، دیگر نمی‌توانست در برابر فشاری که سال‌ها متحمل شده بود، مقاومت کند؛ امیدی که در دلش زنده شده بود هم نیاز به حوزه‌ای داشت تا دوباره به کام نیستی نرود.
saraja
۰
آزادی، حقوق انسانی نیست که از آسمان بیاید؛ این‌که آدم بتواند آزادی را در رویاهای خود بپرورد، استعدادی مادرزادی نیست. آزادی، گونه‌ای توانایی است که آدم باید از آن محافظت کند، یک جور آگاهی است که کابوس‌ها همیشه آزارش می‌دهند.