معرفی و دانلود کتاب رنج های عزیز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رنج های عزیز

کتاب رنج های عزیز

نوع کتاب
۳.۹(از ۴۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نازنین جهانگیری
انتشارات: 
انتشارات شقایق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رنج های عزیز

کتاب رنج های عزیز نوشتهٔ نازنین جهانگیری است. انتشارات شقایق این داستان بلند را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب رنج های عزیز

کتاب رنج های عزیز برابر با یک داستان بلند، معاصر و ایرانی است که یک راوی اول‌شخص دارد. این راوی در ابتدای داستان از خواب بیدار می‌شود. او که باور دارد عمیقاً تنهاست، دختر کوچکی به نام «هانا» دارد. این راوی واقعاً کیست و داستان چیست؟ اثر حاضر را بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب رنج های عزیز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان بلند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب رنج های عزیز

«می‌روم توی اتاق‌خواب‌مان و لباس خواب بنفشم را از زیر لباس‌های آخرین کشوی دراور بیرون می‌کشم و می‌پوشم. کمی بوی نا گرفته، بس که بی‌استفاده بوده است. سعی می‌کنم بوی فراموش‌شدگی‌اش را پشت بوی عطر شیرین و گرمی که چند سال پیش خسرو برایم خریده بود مخفی کنم. موهایم را روی شانه می‌ریزم. نگاهی توی آینه می‌اندازم. از قیافه‌ام حالت تهوع می‌گیرم. چقدر رقت‌انگیز و احمق به نظر می‌رسم. چه کسی می‌تواند عاشق یک زن ترحم‌برانگیز و درمانده بشود، که از شدت نبود اعتماد به نفس قوز می‌کند و زندگی‌اش بسته به تصمیمات دیگران است؟ ناچاری چه بلایی به سرم آورده است؟ ترس با من چه کرده است؟

آمادهٔ تحقیر و پس‌زده‌شدنم، اما چاره‌ای جز این ندارم. کورسوی امیدی در دلم هست که شاید این حقه‌های زنانهٔ از مد افتاده باعث بشود او به حرف‌هایم گوش دهد.

روی مبل کناری‌اش می‌نشینم. آن‌قدر سرگرم گوشی‌اش است که متوجهٔ حضورم نمی‌شود. آرام می‌گویم:

- میشه حرف بزنیم خسروجان!

بی‌آن‌که نگاهم کند، می‌گوید:

- بگو!

می‌گویم:

- این‌جا نه، بریم تو اتاق‌مون!

نیم‌نگاهی به من می‌اندازد و با دیدن سر و وضعم پوزخند تحقیرآمیزی می‌زند و نگاهش را دوباره می‌دوزد به گوشی.

با ترس‌ولرز می‌گویم:

- بریم؟

با کلافگی جواب می‌دهد:

- هر چی می‌خوای بگی زودتر بگو. خسته‌م، فردا هم کلاس دارم. باید زود بخوابم.

زنانگی‌کردن برای مردی که دوستت ندارد چیزی به جز حقارت نصیب زن نمی‌کند. مردی که دلش پیش توست همه چیزت را می‌خواهد. موهای آشفته و چهرهٔ رنگ‌پریدهٔ بدون آرایشت را، دست‌های سردت را موقع عادت ماهیانه، چروک‌های ریز زیر چشم‌هایت را و تمامت را با هر چه خوب و بد!

مردی که تو را نخواهد، به تو ناخواسته احساس زشت‌بودن، نالایق‌بودن و کافی‌نبودن می‌دهد.

ناچار قبول می‌کنم. به زور خودم را کنارش روی مبل جا می‌دهم و بی‌مقدمه می‌گویم:

- خسرو بیا زندگی‌مون‌و درست کنیم. بیا یه کاری کنیم زندگی‌مون مثه اول شه.

بینی‌اش را می‌خاراند و با کلافگی می‌گوید:

- ببین مارال! تو اصلاً در جریان نیستی. تو نمی‌دونی من چقدر تحت‌فشارم. توی دانشگاه حرف و حدیث چند نفر رو باید تحمل کنم. بماند که تا به خودت بجنبی همکارا و رفیقای خودت زیر آبت‌و زدن. بماند که چقدر شایعه و حاشیه از هر رفتارت درمیاد. چرخوندن یه زندگی کار راحتی نیست. از صبح تا شب کار و تلاش برای پیشرفت کار ساده‌ای نیست. من واقعاً خسته‌م. تو هم به جای این‌که درکم کنی و تو خونه شرایط‌و واسه استراحت و آرامش من فراهم کنی، توقع داری مثل نوجوونا برگردیم به روزای عشق و عاشقی!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رنج های عزیز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:رنج های عزیز
موضوع:داستان ایرانی
نویسنده:نازنین جهانگیری
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۱۰/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴.۰۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۶۲۴۹۹
تعداد صفحه‌ها:۲۹۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

هدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۳

به دور از اضافه گویی همه چیز رو خیلی قشنگ به تصویر کشید و واقعا دنیا عجیب گرده....

۱
1687903
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۷

این کتابو خیلی دوس داشتم. یه تیکه از قلبم جا موند تو این کتاب. مخصوصا وقتی فهمیدم براساس واقعیت نوشته شده. این کتاب برخلاف اکثر رمانای ایرانی که خوندم، ملموس و باورپذیر و بدون باگ بود. شخصیت‌پردازی، اتفاقات و خلاصه همه...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۷

شروع کتاب به نظرم یک داستان کلیشه ای اومد بخصوص که طرح روی جلد کتاب را هم اصلا نپسندیدم ولی با پیشرفت داستان قلم خوب نویسنده جذبم کرد به گونه ای که در پایان از خواندن این کتاب راضی بودم...بیشتر

۰
fatemeh_gh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۵

کتاب خوبی بود و داستانش نسبتا متفاوت جوری که نمیشد پیش بینی کرد اما قلب ادم از این همه ظلم و بی رحمی میگیره که گاهی انسان ها فقط به خودشون فکر میکنن و عواقب کارشون براشون مهم نیست....

۰
khanoome mim
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۳۱

نسخه ی چاپی کتابو خوندم و از پیج نویسنده متوجه شدم رمان براساس واقعیته.نامه ای به صورت اتفاقی به دست نویسنده میرسه که نگارنده ی اون نامه فوت شده بوده. اون نامه قصه ی عشق سوزان، حسرتها، رنج ها، گلایه ها...بیشتر

۰
کاربر 3985699
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

عالی بود. ساعت ۱۱ شب از بی حوصلگی این کتاب رو شروع کردم شاید چون دیدم بر اساس واقعیت نوشته شده… ولی دور از انتظار منو دنبال خودش کشوند و الان ساعت ۲/۳۰ شب با یه بغض فروخورده تموم شد....بیشتر

۰
miss.mahla
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۷

ب نویسنده‌هایی ک واسه وقت و شعور مخاطب احترام قائلن علاقمندم....کتاب جذاب و متفاوتی بود..... روان پیش میرفت و کاملا درگیرم کرد...‌‌..

۰
mahsa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۳۱

رمان رنج های عزیز فوق العاده قشنگه با خوندن این کتاب کاملا شوکه میشید چون اون چیزی فکر میکنی هست نیست فقط مظلوم ترین شخص گیسو کاشکی اینجوری نمیشد

۰
آزیتا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۲

اولین چیزی که نظرمو جلب کرد،اسم کتاب بود.به نظرم اسم خیلی قشنگی داشت.یه روزه کتابو تموم کردم و عجیب بهم چسبید.اگه دنبال درک مفاهیم عمیقی مقل تنهایی، عشق و زندگی در قالب یه قصه ی قشنگ و ساده هستین، این...بیشتر

۰
کاربر ۱۱۷۰۲۹۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۹

بسیار زیبا و پر کشش

۰
mr.danesh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۳

اگر مثه من دوران دانشجویی پر شر و شوری داشتین این کتاب خاطرات عجیبی را براتون تداعی میکنه.لذت بردم از خوندنش.توصیه میشه

۰
salam_bar_ebrahim
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۴

بسیار با شخصیت مارال همزادپنداری کردم، مخصوصا زمان هایی که از بی توجهی و بی محبتی رنج میبرد هنوز هم زنانی هستند که از کمبود محبت و توجه و عشق در رنج و عذابن فقط بروز نمی دهندو پنهانش می...بیشتر

۰
مرضیه
۱۴۰۴/۰۴/۱۱

کتابی متفاوت بود جدا از کلیشه هاو مفید ،دوستش داشتم و‌پیشنهاد میدم

۰
کاربر 10985768
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۲

کتاب خوبی بود ولی من خودم ۵۰ صفحه اول گیج شدم که داره درباره کی حرف میزنه ولی بعد از اون واضح و مشخص بود .

۰
Sahar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۷

همون چند خط اول کتاب جذبم کرد و تو چندساعت تمومش کردم قصه ی تلخ و باورپذیری داشت از کامنت ها متوجه شدم براساس واقعیت بوده و خیلی ناراحت شدم

۰

بریده‌هایی از کتاب

hsinofficial
۱۹
دل غمگین با آدم چه‌ها که نمی‌کند!
س.ت
۱۴
من توی زندگی چیزی به نام سال‌های خوشبختی، ماه‌های خوشبختی و حتی روزهای خوشبختی وجود نداره. توی زندگی فقط لحظه‌های خوشبختی وجود داره. فقط لحظه‌ها
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
مهم اینه که وقتی پول داشته باشی نگاه همه بهت عوض می‌شه. یهو محترم میشی! یهو واسه اونا که تا دیروز آدم حسابت نمی‌کردن عزیز میشی. همه دوس دارن بیان باهات رفاقت کنن. همه می‌خوان تو تیم برنده‌ها باشن. وقتی بازنده باشی حتی عزیزا و رفیقاتم دل‌شون نمی‌خواد کنارت باشن. بازنده که باشی همهٔ دنیا باهات بی‌رحم می‌شن، حتی نزدیک‌ترین آدمای زندگیت.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
دوست‌داشتن بعضیا آدم‌و حقیر می‌کنه
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
ما همیشه دنبال سهم‌مان هستیم. سهم‌مان از شراکت، سهم‌مان از عشق، سهم‌مان از موفقیت، سهم‌مان از این دنیا، سهم‌مان از خوشبختی و سهم‌مان از زندگی. اما وقتی دلخوری، قهر و یا مشکلی پیش می‌آید هیچ‌کس دنبال سهم خودش نیست. آن موقع دوست داریم تمام سهم‌مان را شش‌دانگ بزنیم به نام بقیه. هیچ از خودمان نمی‌پرسیم سهم من از این مشکلی که پیش آمد چقدر بود؟
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
مردها، زنان موفق و باهوش را تحسین می‌کنند، اما عاشق زنان زیبا می‌شوند!
fatemeh_gh
۸
جهانی دیگر وجود دارد که در آن، "جنگ" تنها، نام‌واژه‌ای کهنه است که به گوش هیچ کودکی آشنا نیست... زندگی هر کس مولود آرزوهایش است زنده‌ها آزادند و زمین ارث پدر هیچ‌کس نیست
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۷
آدمیزاد به همه چیز عادت می‌کند. گل‌فروش به عطر گل‌ها عادت می‌کند و زباله‌گرد به بوی تعفن! نه دیگر بوی گل، گل‌فروش را مست می‌کند و نه بوی زباله، زباله‌گرد را بیزار! فقط مهم این است که حواست باشد داری به چی عادت می‌کنی
میم الف
۵
آدمیزاد به همه چی عادت می‌کنه، حتی به بدبختی!
hodakazemi
۵
آخه هر کلمه یه بذره! وقتی از دهنت بیرون میاد، تو هوا می‌چرخه و می‌چرخه تا یه جایی از دنیا بیفته رو خاک و ریشه بزنه. از حرفای خوب، خوبیا سبز می‌شه و از حرفای بد، بدیا! با گذشت زمان این جوونه‌ها تکثیر می‌شن، چندین و چند برابر! وقتی نفرین می‌کنی، دروغ می‌گی، تهمت می‌زنی و خلاصه دهنت‌و به شر باز می‌کنی، یعنی داری توی این دنیا بذر نفرت و زشتی پخش می‌کنی. یهو دیدی این بذرها از قضا اومدن افتادن تو باغچهٔ خونهٔ خودت، ریشه زدن و موندگار شدن! چندین و چند برابر!