
کتاب رنج های عزیز
پدیدآورندگان:
نازنین جهانگیریانتشارات:
انتشارات شقایق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
hsinofficial
۱۹
دل غمگین با آدم چهها که نمیکند!
س.ت
۱۴
من توی زندگی چیزی به نام سالهای خوشبختی، ماههای خوشبختی و حتی روزهای خوشبختی وجود نداره. توی زندگی فقط لحظههای خوشبختی وجود داره. فقط لحظهها
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
مهم اینه که وقتی پول داشته باشی نگاه همه بهت عوض میشه. یهو محترم میشی! یهو واسه اونا که تا دیروز آدم حسابت نمیکردن عزیز میشی. همه دوس دارن بیان باهات رفاقت کنن. همه میخوان تو تیم برندهها باشن. وقتی بازنده باشی حتی عزیزا و رفیقاتم دلشون نمیخواد کنارت باشن. بازنده که باشی همهٔ دنیا باهات بیرحم میشن، حتی نزدیکترین آدمای زندگیت.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
دوستداشتن بعضیا آدمو حقیر میکنه
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
ما همیشه دنبال سهممان هستیم. سهممان از شراکت، سهممان از عشق، سهممان از موفقیت، سهممان از این دنیا، سهممان از خوشبختی و سهممان از زندگی.
اما وقتی دلخوری، قهر و یا مشکلی پیش میآید هیچکس دنبال سهم خودش نیست. آن موقع دوست داریم تمام سهممان را ششدانگ بزنیم به نام بقیه. هیچ از خودمان نمیپرسیم سهم من از این مشکلی که پیش آمد چقدر بود؟
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۸
مردها، زنان موفق و باهوش را تحسین میکنند، اما عاشق زنان زیبا میشوند!
fatemeh_gh
۸
جهانی دیگر وجود دارد
که در آن،
"جنگ"
تنها، نامواژهای کهنه است
که به گوش هیچ کودکی
آشنا نیست...
زندگی هر کس
مولود آرزوهایش است
زندهها آزادند
و زمین
ارث پدر هیچکس نیست
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۷
آدمیزاد به همه چیز عادت میکند. گلفروش به عطر گلها عادت میکند و زبالهگرد به بوی تعفن! نه دیگر بوی گل، گلفروش را مست میکند و نه بوی زباله، زبالهگرد را بیزار! فقط مهم این است که حواست باشد داری به چی عادت میکنی
میم الف
۵
آدمیزاد به همه چی عادت میکنه، حتی به بدبختی!
hodakazemi
۵
آخه هر کلمه یه بذره! وقتی از دهنت بیرون میاد، تو هوا میچرخه و میچرخه تا یه جایی از دنیا بیفته رو خاک و ریشه بزنه. از حرفای خوب، خوبیا سبز میشه و از حرفای بد، بدیا! با گذشت زمان این جوونهها تکثیر میشن، چندین و چند برابر! وقتی نفرین میکنی، دروغ میگی، تهمت میزنی و خلاصه دهنتو به شر باز میکنی، یعنی داری توی این دنیا بذر نفرت و زشتی پخش میکنی. یهو دیدی این بذرها از قضا اومدن افتادن تو باغچهٔ خونهٔ خودت، ریشه زدن و موندگار شدن! چندین و چند برابر!
میم الف
۴
تمومشدن رابطه با آدمای غلط، شبیه زندهموندن تو یه تصادف سهمگینه!
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۴
زنی که از شریک زندگیاش هیچ عشق و توجهی دریافت نکرده و نمیکند چطور میتواند عشق را توی خانه جاری کند؟
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۴
دو روز دیگه که باهاش رفتی زیر یه سقف و یه سختی یا مشکل پیش اومد، اونوقت تو شعور مردت رو میخوای، درک، وفاداری و صبرش رو میخوای، دیگه قد و بالا و چشم و ابرو و چال لپش به دردت نمیخوره
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۴
به رابطههایی که باید تموم شن، نگهدارنده نزن جانم! سرطانزا میشن!
س.ت
۴
به دنیا میآیی و تنهایی! عاشق میشوی و تنهایی! ازدواج میکنی و تنهایی! فرزندی به دنیا میآوری و تنهایی! میمیری و تنهایی! و در این بین، همواره میترسی از تنهایی! و گاهی برای فرار از این تنهایی ترسناک کارهایی میکنی و تصمیمهایی میگیری که تنهاترت میکند!
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۳
میدونی فقط کی میتونی رفیقتو بشناسی؟ وقتی پای منافعش در میون باشه، به خصوص اگه منافعش با منافع تو در تضاد باشه!
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۳
زمان بزرگترین استاد تحلیلگر روابطه! ثابت میکنه کی پای کی میمونه؟ کی وفاداره و کی بیوفا؟ کی یه جای کارش میلنگه... کی گناهکاره... کی بیگناهه... کی اندر خم یه کوچه میمونه! زمان عادلترین قاضیه
1687903
۳
"دوستت دارم" یک جملهٔ سادهٔ پیشپاافتاده و دستمالی شده است. کهنه و مستعمل است. وقتی معنا و مفهوم پیدا میکند که با "درک" و "عمل" همراه باشد.
1687903
۳
آدمهای خیانتدیده معمولا خودشان را متهم میکنند. به خودشان شک میکنند. به تواناییهایشان، به چهره و اندامشان، به اخلاق و رفتارشان و خلاصه به همه چیزشان. اصلا به همه چیز و به همه کس، به جز خیانتکنندهها!
fatemeh_gh
۳
کسی که این عطرهای ناب را ریخته روی تن گلبرگها نمیتواند عاشق نبوده باشد. او عاشق است، پس درد مرا میفهمد.
hodakazemi
۳
یک زن باید عشق را از دستهای مردش، نگاه مردش و آغوش مردش بگیرد، آن را لای گلدانهای خانه بچرخاند تا گلهای رنگووارنگ بدهند، آن را روی سر فرزندانش بکشد تا قد بکشند، آن را توی غذا بریزد تا عطر و طعمش دلچسب شود، آن را توی خانه بگرداند تا همه جا پر شود از رنگ، نور و زندگی و بعد دوباره عشق را برگرداند به خود مرد!
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۲
پول لازم بود. پول همیشه لازم است. پول حتی میتوانست خانوادهٔ از هم گسیخته و بیزار ما را دور هم جمع کند و خنده به لبمان بیاورد، هرچند گذرا و کوتاه! اما میتوانست.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۲
آدمها توی عزا و مصیبت ناخودآگاه به هم نزدیکتر میشوند. چون انگار توی دلشان حس میکنند اگر نزدیک آدمهای دیگر باشند اینطوری کمتر آسیب میبینند. تحمل دردها دستهجمعی راحتتر است.
p.kameli
۲
هر کلمه یه بذره! وقتی از دهنت بیرون میاد، تو هوا میچرخه و میچرخه تا یه جایی از دنیا بیفته رو خاک و ریشه بزنه. از حرفای خوب، خوبیا سبز میشه و از حرفای بد، بدیا! با گذشت زمان این جوونهها تکثیر میشن، چندین و چند برابر! وقتی نفرین میکنی، دروغ میگی، تهمت میزنی و خلاصه دهنتو به شر باز میکنی، یعنی داری توی این دنیا بذر نفرت و زشتی پخش میکنی. یهو دیدی این بذرها از قضا اومدن افتادن تو باغچهٔ خونهٔ خودت، ریشه زدن و موندگار شدن! چندین و چند برابر
1687903
۲
کسی که ترک میشود، کسی که پس زده میشود، کسی که یکعالمه حرف نگفته غده شده بیخ گلویش، دوست دارد برگردد به مکان مشترکش با معشوق! عین قاتلی که به محل جنایت باز میگردد! دوست دارد برگردد، به امید معجزهای! به بهانهٔ چتری که کنار در جا مانده... کتابی که فراموش کرده از توی کتابخانه بردارد... یا لباسی که روی تخت رها شده... اینها بهانهاند برای بازگشت... به امید یافتن کورسوی امیدی توی چشمهای یار! به امید اینکه این بار از پشت سر صدایت بزند... به امید اینکه دل سنگش به رحم بیاید و بگوید؛ "نرو! که مرا دیگر از تو گریز نیست!" شاملو شود و اقبال تو آنقدر بلند که بتوانی آیدای او باشی! ببرد تو را به بام بلند همچراغی!
1687903
۲
آدمها ظلم را تا یکجایی تاب میآورند. وقتی آخرین چیزی که دارند از دست میرود دیگر هیچ نیرویی جلودارشان نیست. با تمام وجود طغیان میکنند. آدمها وقتی زورشان به ظالم نمیرسد ظلم را آجربهآجر، خشتبهخشت توی دلشان روی هم میچینند، با آن دنیایی میسازند و بالاخره یک روز آن دنیا را روی سر ظالم خراب میکنند.
1687903
۲
شاید ما همه آدمهای بیگناهی هستیم که درد، بیرحممان کرده است!
1687903
۲
آدم همیشه راهی برای تسکین خودش پیدا میکند. وقتی کسی را از دست میدهد، وقتی خبر بدی میشنود، وقتی همه چیزش را میبازد، آدم خیال میکند از بزرگی آن مصیبت له میشود! اما... اما آدم همیشه راهی برای تسکین خودش پیدا میکند. حتی مصیبتها هم میتوانند عادی شوند. آنقدر عادی که مثل روزمرگیهای زندگی دیگر به چشمت نیایند.
س.ت
۲
آدمهایی که خوب و منطقی حرف میزنن، درسته که همیشه برندهٔ بحثن، اما لزوماً همیشه هم حق باهاشون نیست!
کاربر ۵۹۴۷۲۶۷
۲
پدربزرگ من حدود صد سال از خدا عمر گرفت. تا روز مرگش هم صحیح و سالم بود. همیشه فقط یه نصیحت به ما میکرد، اونم این بود که همیشه دهنتو به خیر باز کن! راستم میگفت. باید حواست باشه به هر چی که میگی! آخه هر کلمه یه بذره! وقتی از دهنت بیرون میاد، تو هوا میچرخه و میچرخه تا یه جایی از دنیا بیفته رو خاک و ریشه بزنه
