کتاب کتاب فروشی گمشده ایوی وودز + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کتاب فروشی گمشده

کتاب کتاب فروشی گمشده

نویسنده:ایوی وودز
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۹از ۳۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب کتاب فروشی گمشده

کتاب فروشی گمشده نوشتهٔ ایوی وودز و ترجمهٔ ملیکا شایسته است. انتشارات میلکان این رمان معاصر ایرلندی را منتشر کرده است.

درباره کتاب کتاب فروشی گمشده

برای یافتن داستان زندگیتان تا کجا حاضرید پیش بروید؟ کتاب فروشی گمشده (The Lost Bookshop) برابر با یک رمان معاصر و ایرلندی است که در ۵۶ فصل به رشتهٔ تحریر درآمده است. این رمان از جایی آغاز شده است که راوی می‌گوید خیابان‌های بارانی شهر دوبلین در روزی سرد و زمستانی جای خوبی برای وقت‌گذرانی یک پسربچه نیست؛ او سپس می‌گوید پسرکی دماغش را به ویترین جذاب‌ترین کتاب‌فروشی چسبانده است. چراغ‌های داخل کتاب‌فروشی چشمک می‌زنند و جلدهای رنگارنگ کتاب‌ها پسرک را به خود فرا می‌خوانند. ویترین مغازه پر است از چیزهای جدید و بدلی‌جات و بالون‌های کوچک. خانمِ داخل کتاب‌فروشی بچه را دید و برایش دست تکان داد. پسرک هم سرش را تکان داد و از خجالت کمی سرخ شد. این کودک کیست و چه می‌خواهد؟ این رمان را بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب کتاب فروشی گمشده را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایرلند و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب کتاب فروشی گمشده

«لندن، ۱۹۴۶

با الهام از کنت مونت کریستو ماه‌ها به دنبال اطلاعات می‌گشتم. به مقاله‌ای در یک روزنامه رسیدم که دربارهٔ خانوادهٔ سربازی بود که باور داشتند به‌اشتباه به جرم بزدلی اعدام شده است. آن‌ها به اسم واحد محل خدمت سرباز اشاره کرده بودند. واحد برادرم بود. حالا در این بازی من دست‌بالا را داشتم. تنها کاری که باید می‌کردم، دنبال‌کردن این سرنخ بود.

اسناد آن دادگاه نظامی لعنتی را که طی دو جلسه در ایپرس برگزار شده بود، پیدا کردم. طی آن دادگاه، پنجاه مرد به تیرباران (یا قتل، بسته به دیدگاه شما) محکوم شده بودند. درست چند روز قبل‌از امضای آتش‌بس و با آگاهی کامل از اینکه آلمان‌ها درحال تسلیم‌شدن هستند، برادرم دستور داده بود دو مرد دیگر نیز تیرباران شوند. روزنامه‌ها را پیش آقای ترنر، روزنامه‌نگار تایمز، بردم و او موافقت کرد تحقیقات بیشتری انجام دهد.

از اسناد دادگاه مشخص بود که آن‌ها از شوک پس‌از انفجار رنج می‌بردند. لیندون با دستخط خود نوشته بود که شوک پس‌از انفجار یک ضعف تأسف‌بار است و نباید در سربازهای وظیفه‌شناس دیده شود. او نوشته بود: «شواهد کافی برای محکومیت وجود ندارد.» بااین‌حال توصیه کرده بود که اگر اعدام شوند، برای بقیهٔ گردان درس عبرت می‌شود؛ چراکه گردان آن‌ها روز قبل متحمل خسارات زیادی شده بود. در این اسناد، هیچ اشاره‌ای به استراتژی‌های نظامی ژنرال نشده بود، استراتژی‌هایی که باعث ازدست‌رفتن زندگی‌های زیادی شده بود. یکی از آن‌ها سربازی ایرلندی به نام فرانک اوداود بود. کلاه فرانک براثر باران‌های بی‌پایان خیس شده بود و او از پوشیدن کلاه به‌دلیل خیس‌بودن امتناع کرده بود و به همین دلیل تیرباران شده بود. به او توسط پزشک دارو خورانده شده بود تا آخرین ساعات زندگی‌اش در سلول جنجال به پا نکند. آقای ترنر توانسته بود با پزشک تماس بگیرد و او تأیید کرده بود که اوداود سرباز داوطلب بوده. پزشک گفته بود: «آن‌ها نمی‌توانستند مردان شجاعی را که در مقابلشان می‌ایستادند، تحمل کنند.» همچنین تأیید کرد که پس‌از پایان کار جوخهٔ تیرباران، برادرم تیر خلاص را به سر مرد ایرلندی شلیک کرده است.»

نظرات کاربران

دختر خوانده پروفسور اسنیپ فقید 🐍💚
۱۴۰۴/۰۱/۰۷

تازه شروعش کردم. ولی حس میکنم اشتباه تایپی یا ترجمه ای داره. مثلا نوشته اپالین ولی درمورد مارتا میگه و این دو نفر اصلا در یک دوره زمانی نبودن. یا نوشته 1921 بعد میگه گوشی شو درآورد یا آنلاین دنبال

- بیشتر
به دنبال آلاسکا
۱۴۰۴/۰۱/۲۱

دیگه خوندن کتابهایی که به خشونت خانگی، اعتیاد به الکل و…) میپردازن بخاطر کلیشه و نخ نما شدنشون از حیطه صبر و حوصله من خارج شده و متاسفانه کتاب رو تا نیمه رها کردم. شخصیت پردازی هم زیاد چنگی به دل

- بیشتر
mojgan1395
۱۴۰۴/۰۱/۱۶

کتاب جالبی بود. اتفاقا ترجمه خوب بود. جاهایی معلوم بود که بعضی چیزها پریده اند ولی لطمه ای به داستان نزده بود. داستان به خوبی پیش رفت و پرکشش بود. اولش شاید کمی گیج بشوید که شخصیت ها چه کسانی

- بیشتر
River Song
۱۴۰۳/۱۰/۱۴

ترجمه اینقدر بده که نتونستم ادامه بدم.

فاطمه چراغی
۱۴۰۴/۰۷/۰۲

این کتاب واقعا فوقالعاده هست توصیه میکنم بخونید من بااینکه محتوای تخیلی خیلی دوست ندارم ولی به نظرم داستان پردازیش عالی بود و جذاب

marzieh
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

موضوع کتاب می‌تونست خیلی جالب و هیجان انگیز باشه اگر نویسنده می‌تونست بهتر روایتش کنه. داستان جالبی بود اما خیلی از جاهای داستان باگ داشت. جاهایی که راوی‌ها عوض می‌شدند خیلی کوتاه کوتاه بود. بعضی از بخش‌ها بی سر و

- بیشتر
پگاه سازوار
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

داستان پتانسیل فوق العاده ای داشت، هرچند سانسور ها بعضا واضح بودند ولی نمیشد کفت خدشه ای به کلیت داستان وارد شده یا نه، برای این کار باید ورژن اصلی رو هم مطالعه کرد. ولی چیزی که می خوام بگم اینه

- بیشتر
F.Farokhi
۱۴۰۴/۱۲/۰۶

کتاب قشنگی بود ولی متاسفانه به شدت سطحی بود. خیلی تخیلی و پر از اغراق بود (اغراق نسبت به ظلم علیه زن، جنگ و حتی عشق!) و مثل خیلی کتاب های سطحی دیگه، از روابط به اصطلاح عشق! برای جذاب

- بیشتر
Sahar♡
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

من نسخه کاغذی کتاب رو خوندم و کتاب برام جالب بود مخصوصا قسمتی که در گذشته رخ میداد رو دوست داشتم چون حس اینکه اون شور و حالی که از زندگی داشت و محدودیت ها و مانع هاش رو خیلی

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

در این دنیا تنهایی. کسی برای نجات‌دادنت نخواهد آمد. آدم‌ها یکهو عوض نمی‌شوند و نمی‌آیند عذرخواهی کنند و رفتار محترمانه با تو پیش بگیرند. آن‌ها ملغمه‌ای از درد و جراحت‌اند و تلافی‌اش را سرِ هرکه بتوانند، درمی‌آورند. باید خودم را نجات می‌دادم.
کاربر ۱۶۲۶۷۵۰
بهتر است دهنت را بسته نگه داری و ابله به نظر بیایی، تا اینکه آن را باز کنی و همه را از ابله‌بودنت مطمئن کنی
کاربر ۱۶۲۶۷۵۰
هرچه پیش می‌آمد، من کتاب‌هایم را داشتم و در فضای خلوت صبح می‌توانستم صدای نفس‌های صبورانه و پیوسته‌شان را بشنوم؛ درست مثل انعکاس یک نت پیانو که مدت‌ها بعداز نواخته‌شدن در هوا می‌ماند.
Maryam
عصبانیت مرد، نشانهٔ اقتدارش بود؛ اما عصبانیت زن نشانهٔ این بود که عقلش را از دست داده است.
Maryam
دروغ‌گفتن راحت‌تر از این است که ببینی آدم‌ها از کلمات بی‌پروای تو آزار ببینند.
kiana
مثل فیلم‌ها نیست که خانه‌ات و ازدواجت و هرچه را که می‌شناسی، ترک کنی و خیلی ساده یک زندگی تازه شروع کنی. مرحله‌ای در این بین وجود دارد که در آن مثل غریقی که به صخره‌ای چنگ زده، فقط نفس می‌کشی. می‌دانی که زنده‌ای، می‌توانی حرکت کنی و حتی حرف بزنی؛ اما چیزی این وسط کم است.
Maryam
پدرم همیشه می‌گفت کتاب‌ها چیزی بیشتر از کلمات روی کاغذ هستند. کتاب‌ها دروازه‌هایی به مکان‌ها و زندگی‌های دیگر بودند.
Maryam
حتی حس‌کردنِ کتاب زیر سرانگشت‌ها آرامم می‌کرد. برای خودم هم توضیحی نداشتم؛ اما کتاب‌ها به من حس خدشه‌ناپذیری از ثبات و سکون می‌دادند.
Maryam
بهتر است دهنت را بسته نگه داری و ابله به نظر بیایی، تا اینکه آن را باز کنی و همه را از ابله‌بودنت مطمئن کنی.
Maryam
«تو زن فوق‌العاده‌ای هستی...» «وای، خدایا!» «چی؟!» «هنری، هرچی می‌خوای، بگو؛ اما نگو ’مشکل از تو نیست، مشکل از منه‘! این جمله تحقیرآمیزه.»
Maryam

حجم

۳۳۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

حجم

۳۳۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰
۷۰%
تومان