معرفی و دانلود کتاب فرندز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب فرندز
off
٪۸۰
subscriptionAvailable

کتاب فرندز

زندگی و خاطرات متیو پری

نوع کتاب
۴.۱(از ۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
متیو پری، منا سپهری فر
انتشارات: 
نشر گویا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فرندز

کتاب الکترونیکی فرندز نوشتۀ متیو پری با ترجمۀ منا سپهری‌فر در نشر گویا منتشر شده است. این کتاب، زندگی‌نامه و خاطرات صریح متیو پری، بازیگر مشهور سریال دوستان (Friends)، است که به بررسی جنبه‌های مختلف زندگی حرفه‌ای و شخصی او می‌پردازد. در این اثر، متیو پری به تفصیل درباره تجربیاتش از شهرت، مبارزه با اعتیاد، و چالش‌های روانی و جسمانی‌ای که در طول سال‌ها با آن‌ها دست‌وپنجه نرم کرده، سخن می‌گوید.

درباره کتاب فرندز

این کتاب روایتی شفاف و گاهی تکان‌دهنده از زندگی متیو پری است. او در این کتاب نه‌تنها پشت صحنه‌های جذاب سریال محبوب دوستان را برای مخاطب به تصویر می‌کشد، بلکه جنبه‌های تاریک‌تر زندگی‌اش را نیز آشکار می‌کند: اعتیاد به مواد مخدر و الکل، تأثیر این بیماری بر روابط حرفه‌ای و شخصی، و همچنین تلاش‌های مداوم او برای بهبود و بازگشت به زندگی عادی.

پیشگفتار کتاب توسط لیسا کودرو، بازیگر نقش فیبی در سریال دوستان، نوشته شده است. او در این مقدمه با احساسات صادقانه، به تحسین شجاعت متیو برای به اشتراک گذاشتن جزئیات زندگی‌اش و مبارزه‌هایش می‌پردازد. این کتاب نه‌تنها به زندگی شخصی متیو پرداخته، بلکه به عنوان یک اثر انگیزشی و الهام‌بخش برای کسانی که با اعتیاد یا مشکلات مشابه دست‌به‌گریبان هستند، عمل می‌کند. متیو در خلال خاطراتش نشان می‌دهد که چگونه علی‌رغم دشواری‌های بزرگ، می‌توان دوباره زندگی را از نو ساخت.

متیو پری (۱۹۶۹-۲۰۲۳) بازیگر و کمدین مشهور کانادایی-آمریکایی، بیشتر برای نقش خود به عنوان چندلر بینگ در سریال محبوب دوستان شناخته می‌شود. او در طول حرفه‌اش، علاوه بر بازیگری، با مشکلات جدی اعتیاد روبرو شد و در نهایت به یکی از مدافعان آگاهی‌رسانی درباره اعتیاد تبدیل شد.

کتاب فرندز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای طرفداران سریال دوستان، علاقه‌مندان به زندگی‌نامه‌های هنرمندان و کسانی که به مطالعه تجربیات انسانی درباره غلبه بر مشکلات شخصی علاقه دارند، مناسب است.

درباره متیو پری

متیو لانگفورد پری، که بیشتر به نام متیو پری شناخته می‌شود، بازیگر و نویسنده آمریکایی-کانادایی است که به‌ویژه با نقش چاندلر بینگ در سریال محبوب *دوستان* به شهرت رسید. متیو در ۱۹ اوت ۱۹۶۹ در ویلیامزتاون، ماساچوست متولد شد. مادرش، سوزان ماری، یک دبیر مطبوعاتی بود و پدرش، جان بنت پری، مدل و بازیگر. او در دوران کودکی با جاستین ترودو همکلاسی بود و از همان ابتدا علاقه به نوشتن و هنر در او شکل گرفت. متیو در سن ۱۶ سالگی برای اولین‌بار در سریالی به نام *چارلزِ مسئول* بازی کرد که این شروعی برای مسیر حرفه‌ای او در بازیگری بود.

متیو پری در طول حرفه‌اش در بیش از ۱۴ فیلم و ۱۷ سریال ظاهر شد، اما نقش چاندلر بینگ در *دوستان* بود که او را در دنیای سرگرمی مشهور کرد. او چهار بار نامزد جایزه امی شد و دو بار برنده این جایزه شد. با این حال، زندگی او با چالش‌های بزرگی همراه بود. اعتیاد به مواد مخدر و الکل، که از کودکی آغاز شده بود، او را درگیر مشکلات زیادی کرد. او سال‌ها در مبارزه با این مشکلات بود و حتی درباره‌اش در کتابش با عنوان *دوستان و عاشقان و آن چیز وحشتناک* نوشت.

زندگی شخصی متیو با روابط عاشقانه‌ای مانند با یاسمین بلیث و لیزی کاپلان همراه بود، اما هیچ‌کدام به ازدواج منتهی نشد. او در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۳ درگذشت و علت مرگ او مصرف بیش از حد کتامین بود. با وجود همه دردها و مشکلات، متیو پری برای بسیاری نماد مقاومت و مبارزه بود. خداحافظی با او، خداحافظی با یک چهره شاد و در عین حال غمگین است. برای آشنایی بیشتر با فراز و فرودهای زندگی پری و کارنامه هنری او، می‌توانید زندگینامه و معرفی آثار متیو پری را در طاقچه بخوانید.

بخشی از کتاب فرندز

«این کتاب را از خانه‌ای با چشم‌انداز اقیانوس آرام که آن را اجاره کرده‌ام، می‌نویسم. (خانهٔ اصلی‌ام در انتهای همین خیابان در حال بازسازی است... آن‌ها می‌گویند که بازسازی شش ماه طول خواهد کشید؛ برای همین خودم تخمین زده‌ام که تقریباً یک سال طول بکشد.) یک جفت بازِ دم سرخ، زیر پای من در عمق دره‌ای که پالیسیدز۲۸ را به اقیانوس متصل می‌کند، در حال پروازند.

روز بهاری زیبایی در لس‌آنجلس است. امروز صبح مشغول آویزان کردن تابلوهای نقاشی به اتاقم بودم (یا بهتر است بگویم داده بودم کسی آویزانشان کند. من خیلی آدم اهل‌فنی نیستم.) طی این چند سال اخیر واقعاً به هنر علاقه‌مند شده‌ام و اگر به اندازهٔ کافی دقیق نگاه کنید، یکی دو اثر از بنکسی۲۹ در میان تابلوها خواهید یافت. همچنین در حال کارکردن روی نسخهٔ پیش‌نویس دوم فیلم‌نامه‌ای هستم. در لیوانم نوشابهٔ رژیمی خنک و در جیبم یک بستهٔ کامل سیگار مارلبورو۳۰ است. گاهی اوقات همین چیزها برایم کافی است، گاهی اوقات.

مدام به این حقیقت اجتناب‌ناپذیر می‌رسم که من زنده هستم. باتوجه‌به اتفاقاتی که افتاد، این سه واژه معجزه‌وارترین واژه‌هایی است که می‌توانید تصور کنید. برای من، این واژه‌ها حس عجیب و درخشانی دارند، مانند سنگ‌هایی که از سیاره‌ای دور با خودتان آورده باشید. هیچ‌کس نمی‌تواند باورشان کند. خیلی عجیب است در دنیایی زندگی کنی که اگر می‌مردی، همه شوکه می‌شدند؛ ولی هیچ‌کس تعجب نمی‌کرد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فرندز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:فرندز
عنوان دیگر:زندگی و خاطرات متیو پری
موضوع:داستان خارجی، خاطرات، زندگی‌نامه
نویسنده:متیو پری
مترجم:منا سپهری فر
انتشارات:نشر گویا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۳/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۰.۳۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۳۱۲۱۷۳۹
تعداد صفحه‌ها:۳۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۸۴۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

maleka
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

الهی من بمیرم برات انقدر عزیز بودی انقدر انسان بودی.. درد تو درک زیادت بود..

۰
ر.سعادت
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۴

کتاب در مورد خاطرات و زندگی یک شخصیت مشهور هست .من این شخص رو نمی‌شناختم فیلم و سریال هایی که بازی کرده رو هم ندیدم فقط سریال معروف فرندز رو شنیده بودم. این کتاب برای من زیبا و تاثیرگذار بود...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

شهرام آقاجان پور
۹
بهترین چیز دربارهٔ من این است که اگر یک فرد الکلی نزد من بیاید و از من بپرسد که می‌توانم به او کمک کنم که ترک کند یا نه، می‌توانم بگویم بله و واقعاً هم سر حرفم بمانم و کمکش کنم. من می‌توانم به فرد ناامیدی کمک کنم تا ترک کند. به نظرم پاسخ «چرا زنده‌ام؟» در این مفهوم نهفته است. هرچه باشد، این تنها چیزی است که واقعاً به من حس خوبی می‌دهد. نمی‌توان وجود خداوند را انکار کرد.
mhds
۳
در پایان تروما درمانی، بعد از بازگشت تروما و زنده شدن دوباره‌اش، روانکاوها باید دوباره آن را «ببندند»... اساساً باید همه چیز را احساس کنید، بعد رهایش کنید و یاد بگیرید چطور از آن داستان بسازید، نه موجودی زنده در روحتان، تا دیگر نتواند مثل قبل بر شما چیره شود. آه، و باید گریه کنید. آن‌ها درست‌وحسابی من را نبستند؛ من هم گریه نکردم. ترسیده بودم.
mhds
۳
مارتین شین رو کرد به من و گفت: «میدونی پطرس مقدس موقع واردشدن به بهشت به همه چی می‌گه؟» وقتی هاج‌وواج نگاهش کردم، مردی که زمانی رئیس بود، گفت: «پطرس می‌گه هیچ جای زخمی نداری؟ وقتی اکثر آدم‌ها با افتخار جواب می‌دهند خب نه راستش ندارم، پطرس می‌گه چرا نداری؟ هیچی توی زندگی‌ات ارزش جنگیدن نداشت؟»
mhds
۱
به‌هم‌زدن با لورا دیوانگی بود... او همه‌چیزتمام بود. ما همه‌چیزتمام بودیم. بهترین دوستان همدیگر بودیم؛ اما صمیمیت و نزدیکی من را می‌ترساند. بار دیگر می‌دانستم اگر از این بهتر من را بشناسد، می‌فهمد چه باوری نسبت به خودم دارم: طبق معمول، کافی نبودم. مهم نبودم. به‌زودی او هم متوجه این موضوع می‌شد و ترکم می‌کرد. اگر این‌طور می‌شد، نابود می‌شدم و هرگز بهبود نمی‌یافتم.
mhds
۱
وقتی مرد یا زنی از من می‌خواهد در ترک‌کردن کمکش کنم و من هم این کار را می‌کنم، تماشای نوری که آهسته‌آهسته به چشمانشان برمی‌گردد، برای من عین دیدن خداست؛ و گرچه با خدا رابطه‌ای دارم و اغلب علی‌رغم همهٔ اتفاقات شکرگزارش هستم، گاهی اوقات دلم می‌خواهد به خدا بگویم از تو متنفرم که مسیر زندگی‌ام را این‌قدر دشوار کردی.
mhds
۰
چرا برای من پاک ماندن تا این حد سخت است، درحالی‌که می‌بینم رفقایم بی‌دردسر این کار را انجام می‌دهند؟ چرا مسیر زندگی‌ام این‌قدر فراز و نشیب دارد؟ چرا مجبور بوده‌ام با زندگی این‌قدر دست‌وپنجه نرم کنم؟ چرا واقعیت چیزی است که فقط به‌مرورزمان به مذاق آدم خوش می‌آید و چرا برای من این‌قدر دشوار است که با واقعیت کنار بیایم؟ اما وقتی به یک انسان کمک می‌کنم پاک شود یا حتی یک آخر هفته در اردوی تفریحی یا کنفرانس به هزاران نفر کمک می‌کنم که ترک کنند، تمام این سؤالات را با خود می‌شوید و می‌برد؛ انگار زیر آبشاری در هاوایی ایستاده‌ام و آب گرم و دلچسبی مرا خیس می‌کند. خدا همان جاست؛ باید در این مسئله به حرفم اعتماد کنید
mhds
۰
ته دلم می‌دانستم که زندگی، یعنی لذت‌های ساده‌ای مانند دست‌به‌دست‌کردن توپ قرمز و تماشای خرامیدن گوزنی در فضای باز. باید دست از مقصر دانستن خودم بابت تمام آسیب‌ها و اتفاقات مخرب برمی‌داشتم. از احساساتی مثل عصبانی بودن از دست پدر و مادرم، از آن همه‌سال بدون همراه بودن، از کافی‌نبودن، از ترسیدن از تعهد به‌خاطر وحشت از آخر و عاقبت تعهد. باید یادم می‌آمد که پدرم به‌خاطر ترسش ما را ترک کرده بود و مادرم بچه‌ای بود که داشت نهایت سعی‌اش را می‌کرد. تقصیر او نبود که مجبور بود این‌همه از وقتش را به نخست‌وزیر کوفتی کانادا اختصاص دهد.
mhds
۰
باید روبه‌جلو می‌رفتم، روبه‌بالا و متوجه می‌شدم که دنیای بزرگ و وسیعی آن بیرون هست که تمام هدف و قصدش نابودکردن من نبود. دنیا سر جایش بود، مانند حیوانات و هوای سرد و سوزناک؛ کائنات خنثی بود، و زیبا، با من یا بدون من هم به کار خودش ادامه می‌داد.