«گلدان» و «بهار و عروسک» دو نمایشنامه است به قلم بهمن فرسی(-۱۳۱۲)، نمایشنامهنویس معاصر ایرانی.
«بهار و عروسک» فقط دو شب، بار اول در بیستوهفتم اردیبهشتماه ۱۳۴۴ در سالن نمایش دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران و بار دوم در یازدهم خردادماه همان سال در تالار فرهنگ (بنا به دعوت انجمن فیلارمونیک تهران) به کارگردانی نویسنده و بازیگری خجسته کیا (زن) ، ایرج گرگین (مرد) و بهمن فرسی (مرد خیابان) روی صحنه رفت.
در بخشی از این نمایشنامه میخوانیم:
(صدای سقوط سکه در دستگاه صفحه پخشکن میآید و ترانه آمریکایی The End پخش میشود. کافه تدریجاً روشن میشود. مرد پشت به مردم روی یک چهارپایۀ بار نشسته است و سیگار دود میکند. وقتی ترانه دارد تمام میشود مرد آرام رو به مردم برمیگردد. پیراهن آستین کوتاه و شلوار تابستانی دارد. کتش دم دستش روی چهارپایۀ دیگری است. دلمشغول و مردد است. لحظهای به تلفن خیره میشود. بعد دست میبرد گوشی تلفن را برمیدارد و شماره میگیرد. تلفن اتاق زن به صدا درمیآید. همراه با صدای زنگ یک شعاع نور فوراً اتاق زن را روشن میکند. تلفن اتاق زن چند بار زنگ میزند. زن از تاریکی آهسته پیش میآید. کتابی در دست دارد و آن را میخواند. وارد اتاقش میشود. کفش راحت خانه، شلوار و بلوز آبی روشن دارد. عصبی و خسته بهنظر میآید. بالای سر تلفن میایستد و بهفکر فرومیرود. تلفن مرتب زنگ میزند.)
زن: (رو به تاریکی) بیا این تلفن رو وردار ببین کیه.
(کسی نمیآید. جوابی نمیآید. تلفن زنگ میزند.)
زن: (به تاریکی با صدایی بلندتر) جوجو!... کجا رفتی؟
(زن مینشیند کنار تلفن. بیتصمیم و بیحوصله. با حرکتی تند گوشی را برمیدارد. ولی چیزی نمیگوید.)
مرد: الو...
(زن یکه میخورد. حالت سخت قیافهاش بههم میریزد. صدا آشناست. باور نمیکند. جواب نمیدهد. گوشی را هم نمیگذارد.)
مرد: الو... الو...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب گلدان / بهار و عروسک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کاش کتاب شب یک شب دو جناب فرسی رو مجوز میدادن به ما هم میرسید..تو بازار سیاه هم گشتم نبود.دوستان کسی اگه داره اطلاع بده از کجا یافته!
۱
*sunnǭ
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
« نخیر خانم! من زندگیم رو از روی کتاب حفظش نکردم که به همه یه جور پسش بدم.! »
این جمله از کتاب، تنها گویای یک مفهوم است: عصیان.
و « گلدان » و « بهار و عروسک » را میتوان از...بیشتر
دختر: راسته که میگن هر کسی یه ستاره داره؟
پسر: هه، فقط چیزهایی رو که به هیچکس نمیتونه تعلق داشته باشه عادلانه تقسیم میکنن.
*sunnǭ
۳
تلهاید، زنجیرید، نمیدونید و میپایید. نمیدونید و میپایید، نمیخواهین و میگیرین، اسیر میکنین، کهنه میکنین، میپوسونید، میپوسونید و ف... را... موش میکنید...
*sunnǭ
۳
من از روحیههایی که هنوز میتونن قدرت وحشتناک قوۀ جاذبهرو شکست بدن و به آسمون پرواز کنن خوشم میآد. این خیلی سلامت و صفا و دستنخوردگی میخواد.
Nastaran
۲
خوبه، خیلی هم خوبه، اما ممکن نیس، همیشگی نیس، هیچ چیز همیشگی نیس، این حکم عقله. اما آدم با احساساتش زندگی میکنه. اینه که انتظار داره بعضی چیزها تو زندگی موندگار باشن، همیشگی باشن، یعنی بیشتر از یه روز یا یه هفته دوام بیارن.
Nastaran
۲
شما فکر میکنی که بشر تو زندگیش فکر هم میکنه؟ نه! ابدا! راستش وسوسه است، وسوسه میکنیم. بکنم؟ نکنم؟ بخوام؟ نخوام؟ بگم؟ نگم؟ این اسمش فکر نیست
Nastaran
۲
خوبه، خیلی هم خوبه، اما ممکن نیس، همیشگی نیس، هیچ چیز همیشگی نیس، این حکم عقله. اما آدم با احساساتش زندگی میکنه. اینه که انتظار داره بعضی چیزها تو زندگی موندگار باشن، همیشگی باشن، یعنی بیشتر از یه روز یا یه هفته دوام بیارن.
*sunnǭ
۲
باید دوام داشت، باید رویید رویید، باید سبز شد! باید دید که دیگرون هم سبز میشن، من موندهم، دارم روزبهروز فرومیکشم، کوچک میشم، از تو! بیرونم شاید رشد میکنه...
*sunnǭ
۲
دختر: راسته که میگن هر کسی یه ستاره داره؟
پسر: هه، فقط چیزهایی رو که به هیچکس نمیتونه تعلق داشته باشه عادلانه تقسیم میکنن.
*sunnǭ
۲
شما فکر میکنی که بشر تو زندگیش فکر هم میکنه؟ نه! ابدا! راستش وسوسه است، وسوسه میکنیم. بکنم؟ نکنم؟ بخوام؟ نخوام؟ بگم؟ نگم؟ این اسمش فکر نیست، نظر شما چیه؟
*sunnǭ
۲
هیچ چیز همیشگی نیس، این حکم عقله. اما آدم با احساساتش زندگی میکنه. اینه که انتظار داره بعضی چیزها تو زندگی موندگار باشن، همیشگی باشن، یعنی بیشتر از یه روز یا یه هفته دوام بیارن. خب معنی امروزی جاودانگی یعنی همین.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کاش کتاب شب یک شب دو جناب فرسی رو مجوز میدادن به ما هم میرسید..تو بازار سیاه هم گشتم نبود.دوستان کسی اگه داره اطلاع بده از کجا یافته!
« نخیر خانم! من زندگیم رو از روی کتاب حفظش نکردم که به همه یه جور پسش بدم.! » این جمله از کتاب، تنها گویای یک مفهوم است: عصیان. و « گلدان » و « بهار و عروسک » را میتوان از...بیشتر