معرفی و دانلود کتاب داها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب داها

کتاب داها

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
هاکان گوندای، عارف جمشیدی
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب داها

کتاب داها نوشتهٔ هاکان گوندای و ترجمهٔ عارف جمشیدی است. نشر افق این رمان از کشور ترکیه را منتشر کرده است.

درباره کتاب داها

هاکان گوندای در کتاب داها بیان کرده است که همه‌ٔ ادیان روی کاغذ نوشته شده و به شکل کتاب درآمده بودند. هرچند تنها راه ارتباط انسان و آسمان‌ها هم همین بود، نویسنده بیان کرده است که او هم شکایتی می‌نویسد و به هوا پرت می‌کند، به‌طرف خدا یا هرچیزی که آن بالا بود. حالا که کتاب آسمانی با گفتن بخوان، شروع می‌شود، او هم در آغاز نامه‌اش نوشت: «تو هم این رو بخون!».

هاکان گوندای از مشهورترین نویسندگان ادبیات زیرزمینی و از نویسندگان نسل جدید ترکیه است که با نثرب صادقانه و بی‌پروا از زبان انسان مسئله‌مند عصر جدید به واکاوی مفهوم زندگی می‌پردازد و پرسش‌های بنیادی فلسفی در قالب قصه طرح می‌کند. گوندای برای رمان «داها» برنده‌ٔ جایزه‌ٔ «مدیسی» در سال ۲۰۱۵ شد و در ردیف نویسندگان بزرگی چون «میلان کوندرا»، «دوریس لسینگ»، «خولیو کورتاسار» و «اورهان پاموک» قرار گرفت.

خواندن کتاب داها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات معاصر ترکیه و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب داها

«دیوانگی تنها مشکلی نبود که بین من و شرف تفاوت ایجاد می‌کرد. سرطان مغز داشت، که خودش می‌گفت خدادادی است. سه غدهٔ ترگل‌ورگل که به روش متاستاز  روی سرش بندبازی می‌کردند. طبیعتاً این غده‌ها، با نوری که به مغز شرف می‌تاباندند و باعث می‌شدند چشم‌هایش سیاهی برود، بالأخره روزی او را از پا درمی‌آوردند، اما می‌خواستند مطمئن شوند که تا لحظهٔ مرگ عذاب خواهد کشید. برای همین هم، مانند وزنه‌ای که شرف بیست‌ویک‌ساله هرگز نمی‌توانست تکانش بدهد، در جای‌جای بدنش پراکنده می‌شدند. به این شکل که دردها در قامت یک زیردریایی شرف را به اعماق تخت سلطنتش فرومی‌بردند. برای آنکه زیادی هم ته‌نشین نشود، هر دوازده ساعت یک بار کپسول سی میلی‌گرمی سولفات‌مورفین به او تزریق می‌کردند. اما این بار هم من وارد عمل می‌شدم، چون می‌دیدم که آن کپسول‌های کوچک آبی‌رنگ چه بلایی سر شرف می‌آورند. من هم از همان‌ها می‌خواستم.

آشنایی‌ام با سولفات‌مورفین به‌نوعی اعتیاد در نگاه اول بود. تنها کاری که باید می‌کردم این بود که سرجایم دراز بکشم و به چشم‌های شرف زل بزنم و وانمود کنم به حرف‌هایش گوش می‌دهم. توافق بین ما در مدت زمان کوتاهی جریان عادی به خود گرفته بود. پرستاری که کپسول را می‌آورد زیر زبان شرف را کنترل نمی‌کرد و بنابراین، بعد از رفتنش، من هم بخشی از سولفات‌مورفین را که حقم بود دریافت می‌کردم. هرچند به آب دهان شرف آغشته بود، دهنی‌بودن کپسول باعث نمی‌شد تأثیرگذاری‌اش کمتر بشود. البته مدتی طول کشید تا شرف یاد بگیرد که نباید کپسول را مستقیم به من بدهد و باید آن را روی میز بینمان بگذارد، اما خب همگی در دورهٔ یادگیری به سر می‌بردیم. شرف هم یاد گرفته بود که چگونه با من رفتار کند. با من حرف می‌زد، اما حق دست زدن به من را نداشت. پس در قبال کپسول‌هایی که روی میز می‌گذاشت، شنونده‌ای پیدا کرده بود که تمام مدت به صورتش زل می‌زد و وانمود می‌کرد به حرف‌هایش گوش می‌دهد. برای شرف داشتن شنونده خیلی مهم‌تر از تسکین دردهایی بود که از سرش فوران می‌کردند. در این صورت هرکس به خواسته‌اش می‌رسید. این هم به آن معنا بود که آن‌قدرها هم دیوانه نبودیم. البته که نبودیم...

تنها دلیل اینکه حتی یکی از آن کپسول‌های سولفات‌مورفین که در جهان تولید می‌شد به من تعلق نمی‌گرفت این بود که روان‌پزشک جوانی به نام اِمره که من را زیر نظر داشت باور نمی‌کرد جایی از بدنم درد کند. به‌هیچ‌وجه باور نمی‌کرد درد مزمنی داشته باشم، حال آنکه همه‌چیز من مزمن بود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب داها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابداها
عنوان انگلیسیDaha
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندههاکان گوندای
مترجمعارف جمشیدی
انتشاراتنشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۴/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۶۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۹۰۲۵۹۴
تعداد صفحه‌ها۴۸۰ صفحه
قیمت کتاب۲۳۴۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه ادبیات امروز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

daneshmand74
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۱

کتابی که با انفجاری در ذهن خواننده شروع می‌شه، مانیفست نویسنده رو در نیمه اول کتاب به نمایش می‌ذاره و به‌صورتی عریان به خشونت انسان اشاره می‌کنه و با شیبی ملایم و پایان‌بندی مناسبی داستان رو به انتها می‌رسونه. به‌راحتی می‌تونید...بیشتر

۰
خاک
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۳

عالی بود به خصوص دوسوم ابتدایی کتاب.جنبه های حیوانی انسان،خشونت ،جنگ،تعصب،مصیببت,،عقده ها،عقیده ها، جبر جغرافیایی و...خیلی عریان نمایش می داد.طعم گس کتاب برایم شبیه به سفر به انتهای شب سلین بود.تعجب میکنم که چرا این کتاب چندان شناخته شده نیست.

۰
پریسا همانی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۲/۱۶

کتاب در مورد پسری است که مجبور است از کودکی به پدر خود در کار قاچاق انسان کمک کند 🥲 کتاب دردناکه.خبر از خوشی توش نیست سراسر درد و رنج انسانی.از درد مهاجرت بگیر تا از دست دادن عزیزان و بستری...بیشتر

۰
mahsa.doustdar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

جزو معدود کتاب‌هایی بود که تا انتهای جهان در ذهن‌و قلبم باقی می‌مونه. اگر علاقمند به جامعه‌شناسی، فلسفه و فضای تاریک در یک داستان دارید، بی‌نهایت زیباست! البته که بسیار هم خشن‌و غمگینه؛ اگر روحیات حساسی دارید، نخونید.

۰
zhale
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

من دوسش داشتم، اما برای روحبه حسای توصیهاش نمیکنم

۰
کاربر 7568978
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

رمانی واقعا خواندنی وجذاب

۰

بریده‌هایی از کتاب

خاک
۶
فرار از زندانی که خود انسان نگهبانش است بی‌نهایت مشکل است، اما بالأخره روزی موفق می‌شدم.
پریسا همانی
۵
آزادی حقیقی انسان همین است: تا هرجا دوست داری گریه کنی، برای هرچیزی که دلت می‌خواهد....
او و دوستانش
۵
به‌هرحال، فاصلهٔ ما با فقر و بیچارگی به اندازهٔ درازای یک دست بود، حتی بدتر از آن، به اندازهٔ درازای یک آرنج. اگر دست‌هایمان را باز می‌کردیم تا خانوادهٔ فقیری بیابیم، حتماً قبل از آنکه جمعشان کنیم آن دست‌ها با یک فقیر برخورد می‌کردند.
پریسا همانی
۴
در این جهان حتی اگر از جنگ هم جان سالم به در ببریم، باز هم جهنمی هست که در آن از گرسنگی بمیریم
او و دوستانش
۴
«دولت می‌خواست تو رو بکشه؟» «غازا، دولت فقط یه کلمه‌س. این آدم‌ها هستن که می‌کُشن.»
پریسا همانی
۳
احتمال وجود جهنم خیلی بیشتر از احتمال وجود بهشت است.
پریسا همانی
۳
تنها چیزی که می‌دانم این است که وقتی از آن تاریکی می‌گذشتم، به‌اشتباه خیال کردم که می‌توانم از آن خارج شوم و طوری زندگی کنم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.
Negin
۳
آزادی حقیقی انسان همین است: تا هرجا دوست داری گریه کنی، برای هرچیزی که دلت می‌خواهد....
خاک
۲
ازآنجاکه جنگ‌افروزی و تصاحب برده‌ها و سپس حراجشان در بازارها از سوی قدرت‌های جهانی همچون گذشته فرایندی بی‌اندازه وقت‌گیر و مشکل بود، در دنیای مدرنِ امروز بیشتر به جهت‌دهی روی ارادهٔ آزاد انسان، که خود نوعی معجزه بود، تمرکز می‌کردند.
او و دوستانش
۲
تنها خواسته‌ام این بود: مردن قبل از دیوانه شدن.