با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است

دانلود و خرید کتاب مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است

۴٫۰ از ۱۴۶ نظر
۴٫۰ از ۱۴۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است  نوشته  فردریک بکمن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است

«مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است» نوشته فردریک بکمن(-۱۹۸۱)، نویسنده موفق سوئدی است. این کتاب، دومین اثر بکمن است و از کتاب‌های پرفروش در سوئد و آلمان است. این کتاب درباره دختری به نام السا است که همراه مادربزرگ هفتاد و هفت ساله‌اش دست به ماجراجویی بزرگی می‌زند... در بخشی از کتاب می‌خوانیم: وقتی مأموران پلیس میله‌ی آهنی را در چارچوب درِ آپارتمان فرو می‌کنند، صدای ناله‌ی چوب در راه‌پله می‌پیچد. السا در راهروِ آپارتمانِ هیولا ایستاده و از طریق چشمیِ‌در شاهد صحنه است. در عین حال نمی‌توان واقعاً گفت که السا ایستاده است، چون اگر با دید تکنیکی به قضیه نگاه شود، پاهای السا زمین را لمس نمی‌کنند، چون ورس کف راهرو دراز کشیده، به نحوی که السا بین نشیمن‌گاه این حیوان غول‌پیکر و قسمت داخلی در، گیر کرده است. ورس آشفته و پریشان به‌نظر می‌آید. نگاهش به‌هیچ‌وجه تهدیدکننده نیست، فقط پریشان است، درست مثل موقعی که یک زنبور داخل یک بطری لیموناد پرواز می‌کند. السا با احتیاط به در پشت می‌کند و به زبان سرّی می‌گوید: «اجازه نداری پارس کنی، وگرنه سروکله‌ی بریت – ماری و پلیس‌ها پیدا می‌شه. خودت که می‌دونی...» السا متوجه می‌شود که از مأموران پلیس بیشتر وحشت دارد، تا از این دو موجود که با آن‌ها در راهرو ایستاده است. البته طبیعی است که این کار چندان عقلانی به‌نظر نمی‌آید، ولی السا تصمیم می‌گیرد در موقعیت فعلی، بیشتر به دوستان مادربزرگ اعتماد کند، تا به دوستان بریت – ماری. ورس کله‌ی بزرگش را به سمت او می‌چرخاند و محتاطانه به او نگاه می‌کند. السا آهسته می‌گوید: «اون‌ها تو رو می‌کُشن!» به‌نظر نمی‌آید ورس چندان متقاعد باشد که اگر السا در را باز کند و او را تحویل مأموران پلیس بدهد، او آن کسی باشد که، با مشکل بزرگی مواجه خواهد شد! نگاهش که این‌طور نشان می‌دهد. با وجود این نشیمن‌گاهش را کمی جابه‌جا می‌کند، تا السا بتواند پاهایش را روی زمین بگذارد، و صدایش درنمی‌آید، گرچه به‌نظر می‌آید که این کار را بیشتر به خاطر السا انجام می‌دهد، تا به‌خاطر خودش.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹۶)
Dentist
۱۳۹۶/۰۵/۱۳

داستان یه دختربچه ی هفت ساله ی خیلی باهوش که مادربزرگش تنها دوستیه که داره. مادربزرگی که از نظر بقیه ادم ها کاملا نامتعارف به نظر می رسه اما هرگز اجازه نمیده نوه اش لطمه ای بخوره. السا دختر بچه

- بیشتر
Qeziii
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

السا:((فکر میکنم به کمک احتیاج داره.)) زن:((کمک کردن به کسی که نمیخواد به خودش کمک کنه،سخته.)) السا:((کسی که بتونه به خودش کمک کنه، به کمک دیگران نیاز نداره.)) 💛

آلوین (هاجیك)
۱۳۹۷/۰۲/۲۶

دوست دارم بدون گویش صحبت کنم تا حق مطلب رو به درستی ادا کنم! از نظر من که فوق‌العاده کتاب خوبی بود... ماجراها و خاطره‌هایی که مادربزرگ برای السا به جا گذاشته بود، ماجراجویی‌ها و رازهای جالبی که وادارت میکرد

- بیشتر
الهه
۱۳۹۸/۰۶/۲۵

بسیار زیبا بود ولی متاسفانه به اندازه کافی کشش نداشت به طوریکه (به جز در اواخر داستان) کمی هم خسته کننده بودو اضافه گویی هم زیاد داشت. و اینکه چون شخصیت اصلی نوجوان بود فکر می کنم داستان بیشتر برای نوجوانان

- بیشتر
a_y
۱۳۹۸/۱۰/۲۹

ترجمه کتاب را با نسخه انگلیسی مقایسه کردم. بسیار ضعیف بود و از مطالعه اون منصرف شدم. فقط به یک نمونه توجه کنید: پلیس میگوید: we don't let the children surf the net unsupervised ترجمه شده: ما به بچه ها اجازه نمیدیم تنها

- بیشتر
زهرا
۱۳۹۹/۰۲/۳۱

چه مادربزرگ خفنی، چه مادربزرگ دانایی. اولش حس پیرزن خرفتی میکردی که ازار دهندس اخرش دلت خیلی براش تنگ میشه

🌟 najme🌟
۱۳۹۷/۰۴/۳۱

بر خلاف نظر بعضی از دوستان به نظر من این کتاب یکی از بهترین کتابایی هست که خوندم واقعا برام جذاب و دوست داشتنی بود 💜💜

sᴍMahdi ᴢ
۱۳۹۷/۱۲/۲۱

امتیاز: ۴.۵ ژانر: ادبی/طنز سرزمین تقریبا-هنوز-بیدار؛ شما رو نمیدونم ولی من هنوزم که هنوزه به این سرزمین سر میزنم و برخلاف تصور مادربزرگ این سرزمین خیلی بیشتر از شش هفت قلمرو داره. اگه فردریک بکمن یه روز یه کتاب فقط درمورد سرزمین

- بیشتر
کتابخوار
۱۳۹۹/۰۴/۳۰

به نظر من این کتاب از کتاب اول بکمن که بیشترم معروف شده (مردی به نام اُوه) داستان‌پردازی قوی تری داره، برخلاف اون کتاب ماجراها خیلی سریع قابل پیش بینی نیست و کشش بیشتری داره. فقط حدود 100 صفحه اول

- بیشتر
امیرعلی
۱۳۹۸/۱۱/۰۸

خیلی عالی بود و فقو العاده ی سری جاها ترجمه مشکل داشت اما خیلی کم بود یه نظرم ی کتاب برای ایندگانه و. توی اون پر از جمله ناب هست با خوندن این کتاب دید ادم نسبت به زندگی عوض میشه لزومن

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۵۴)
«اگه آدم نمی‌تونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهایِ خوبِ زیادی بپاشه.»
سعدی
تمام هیولاها از همان ابتدا هیولا نبوده‌اند. تعدادی از آن‌ها به خاطر غم و غصه‌هایشان هیولا شده‌اند.
آلوین (هاجیك)
تا قبل از اینکه مادرت دیگه نتونه چیزیو پیدا کنه، اون چیز گم‌شده محسوب نمی‌شه.»
⊙—⊙
این میراثی است که از خودمان به‌جا می‌گذاریم. خنده‌ی از ته دل.
⊙—⊙
تا قبل از اینکه مادرت دیگه نتونه چیزیو پیدا کنه، اون چیز گم‌شده محسوب نمی‌شه.
سعدی
مادربزرگ شانه‌هایش را بالا می‌اندازد. «اگه آدم نمی‌تونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهایِ خوبِ زیادی بپاشه.»
Roya
«تا حالا کسی بهت گفته که خیلی لعن و نفرین می‌کنی؟ بابام می‌گه وقتی آدم گنجینه‌ی لغات خوبی نداشته باشه، این‌طوریه!»
sara.m.shzi
«بزرگ‌ترین نیروی مرگ در این نیست که جان کسی را می‌ستاند، بلکه در این است که می‌تواند بازماندگان را به نقطه‌ای برساند که دیگر نخواهند به زندگی ادامه دهند.»
⊙—⊙
خانه‌ی مادربزرگ چیز خاصی دارد. آدم بویی را که در آن خانه پیچیده، هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند.
._.
اگر به‌نظر کسی چیزی به اندازه‌ی یک ابدیت طول بکشد، می‌گوید «برای همیشه» و اگر به اندازه‌ی چند ده «برای همیشه» طول بکشد، آن ‌وقت یک ابدیت کامل است. و تنها چیزی که بیشتر از یک ابدیت کامل طول می‌کشد، ابدیت یک قصه است. چون قصه‌ی ابدی، ابدیت یک ابدیت کامل است و طولانی‌ترین واحد زمان، ابدیت ده هزار قصه است. این بزرگ‌ترین عددی است که در سرزمین– تقریباً– هنوز– بیدار وجود دارد.
مارلون براندو (هرگز اسبق)

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۸۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۱۱/۰۹
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۸۲۱۱-۵۹-۴‮‬

تجربه بهتر در اپلیکیشن