
٪۴۰
کتاب مادربزرگ سلام میرساند و میگوید متاسف است
انتشارات:
کتاب کوله پشتی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مستاجر
۱۸۰
«اگه آدم نمیتونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهایِ خوبِ زیادی بپاشه.»
آلوین (هاجیك) ツ
۱۱۴
تمام هیولاها از همان ابتدا هیولا نبودهاند. تعدادی از آنها به خاطر غم و غصههایشان هیولا شدهاند.
⊙—⊙
۱۱۱
تا قبل از اینکه مادرت دیگه نتونه چیزیو پیدا کنه، اون چیز گمشده محسوب نمیشه.»
setayeshmadah
۷۱
«دوست دارم یک نفر یادش بیاید که من وجود داشتم. دوست دارم یک نفر بداند که من اینجا بودم.»
⊙—⊙
۵۸
این میراثی است که از خودمان بهجا میگذاریم.
خندهی از ته دل.
Roya
۵۴
مادربزرگ شانههایش را بالا میاندازد.
«اگه آدم نمیتونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهایِ خوبِ زیادی بپاشه.»
مستاجر
۵۲
تا قبل از اینکه مادرت دیگه نتونه چیزیو پیدا کنه، اون چیز گمشده محسوب نمیشه.
sara.m.shzi
۴۸
«تا حالا کسی بهت گفته که خیلی لعن و نفرین میکنی؟ بابام میگه وقتی آدم گنجینهی لغات خوبی نداشته باشه، اینطوریه!»
⊙—⊙
۴۵
«بزرگترین نیروی مرگ در این نیست که جان کسی را میستاند، بلکه در این است که میتواند بازماندگان را به نقطهای برساند که دیگر نخواهند به زندگی ادامه دهند.»
._.
۴۰
خانهی مادربزرگ چیز خاصی دارد. آدم بویی را که در آن خانه پیچیده، هیچوقت فراموش نمیکند.
رها
۳۷
وقتی از یک نفر خوشت نیاید، او نمیتواند به تو آسیب بزند.
هرگز
۳۱
اگر بهنظر کسی چیزی به اندازهی یک ابدیت طول بکشد، میگوید «برای همیشه» و اگر به اندازهی چند ده «برای همیشه» طول بکشد، آن وقت یک ابدیت کامل است. و تنها چیزی که بیشتر از یک ابدیت کامل طول میکشد، ابدیت یک قصه است. چون قصهی ابدی، ابدیت یک ابدیت کامل است و طولانیترین واحد زمان، ابدیت ده هزار قصه است. این بزرگترین عددی است که در سرزمین– تقریباً– هنوز– بیدار وجود دارد.
آلوین (هاجیك) ツ
۳۰
ساکنین دنیای واقعی همیشه ادعا میکنند که با گذشت زمان، از شدت غم و درد کاسته میشود، ولی این موضوع حقیقت ندارد. غم و درد تغییر نمیکند، ولی اگر ما مجبور شویم تمام عمر آنها را دنبال خودمان بکشانیم، دیگر قادر نخواهیم بود هیچچیز دیگری را تحمل کنیم. آن وقت غم ما را کاملاً زمینگیر میکند. پس آنها را در یک چمدان بستهبندی میکنیم و دنبال جایی میگردیم که بتوانیم چمدان را آنجا بگذاریم.
Negar Amini
۲۹
«اگه آدم نمیتونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهایِ خوبِ زیادی بپاشه.»
sara.m.shzi
۲۶
مادربزرگ همیشه میگفت: «فقط آدمهای متفاوت میتونن دنیا رو تغییر بدن. آدمهای عادی حتی نمیتونن یه ذره رو جابهجا کنن.»
MhmD
۲۶
ساعتی که دقیق کار نمیکنه. در واقع مسیر رو درست طی میکنه، ولی هیچوقت سرجای درستش نیست.
هرگز
۲۵
بریت – ماری انگار که زن دامنمشکیپوش یک اعلامیهچسبان بالقوه باشد، میگوید: «سلام، سلام!»
Z...
۲۵
وقتی از یک نفر خوشت نیاید، او نمیتواند به تو آسیب بزند.
sara.m.shzi
۲۴
مادربزرگ همیشه میگفت: «واقعاً پشیمونی هیچ سودی نداره، فقط باعث میشه که آدم سردرد بگیره.»
MhmD
۲۴
«مادربزرگ همیشه میگفت، پاتو هیچوقت رو گُه نذار، چون به اطراف میپاشه.»
هرگز
۲۴
السا میگوید: «شما هم باید بیاین.» ولی زن رفته است.
Pariya
۲۳
قول میدم که اوضاع بهتر میشه. قول میدم که همهچیز درست میشه.
._.
۲۲
«تا قبل از اینکه مادرت دیگه نتونه چیزیو پیدا کنه، اون چیز گمشده محسوب نمیشه.
هرگز
۲۱
«آدم میخواهد دوستش داشته باشند، اگر نشد، مورد ستایش قرار بگیرد، اگر نشد، از او بترسند، اگر نشد، از او متنفر باشند و او را تحقیر کنند. روح از خالی بودن گریزان است و میخواهد به هر قیمت که شده، با دیگران ارتباط برقرار کند.»
sara.m.shzi
۲۰
به دروغ میگوید: «نه، نخوندهم.»
چون او آنقدر مؤدب هست که بداند وقتی از یک نفر کتاب کادو میگیری، تا این حد به آن شخص بدهکاری که وانمود کنی کتاب را نخواندهای. چون هدیهی واقعی در لذت خواندن نهفته است، نه در خود کتاب. این حداقل رفتار مؤدبانهای است که آدم باید از خودش نشان دهد، البته اگر متکبر و ازمابهتران نباشد.
sara.m.shzi
۲۰
«آدم میخواهد دوستش داشته باشند، اگر نشد، مورد ستایش قرار بگیرد، اگر نشد، از او بترسند، اگر نشد، از او متنفر باشند و او را تحقیر کنند. روح از خالی بودن گریزان است و میخواهد به هر قیمت که شده، با دیگران ارتباط برقرار کند.»
هرگز
۲۰
وقتی آدم چیزی نگوید، کسی را غمگین نمیکند.
Sophie
۲۰
«اگه آدم نمیتونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهایِ خوبِ زیادی بپاشه.»
هدهدسبا
۱۸
مادربزرگ گفت: «تا اونجا که به ترس مربوط شه، عالم واقعیت در مقابل عالم تخیل هیچ شانسی نداره.»
هرگز
۱۸
بیش از یک ربع در آپارتمان سکوتمحض برقرار میشود، چون السا آنقدر عصبانی است که شروع میکند به سنجش زمان، آن هم نه به صورت ابدیت، که به شکل دقیقه.
