«قدم زدن» نوشته توماس برنهارد(۱۹۸۹-۱۹۳۱)، نویسنده اتریشی است. این کتاب روایت و گونه بیان متفاوتی دارد و آنطور که در آغاز کتاب آمده است: این فکر کردن بیوقفهی میان همهی مکانهای یک سر انسانی و حس کردن همهی امکانهای یک مغز انسانی و کشاکش میان همهی امکانهای یک شخصیت انسانی است.
در بریده ای از رمان میخوانیم:
مدتی پیش از آنکه کارر دیوانه بشود، تنها چهارشنبه با اوهلر قدم میزدم. حالا پس از اینکه کارر دیوانه شده است، دوشنبه هم با اوهلر قدم میزنم. چون کارر دوشنبه با من قدم میزد، شما دوشنبه هم با من قدم بزنید، پس از اینکه کارر دیگر دوشنبه با من قدم نمیزند ـ اوهلر میگوید ـ پس از اینکه کارر دیوانه شده است و بلافاصله به اشتاینهوف رفته است؛ و بیدرنگ به اوهلر گفتم باشد، دوشنبه هم قدم میزنیم، پس از اینکه کارر دیوانه شده است و به اشتاینهوف رفته است.
درحالیکه چهارشنبه همیشه در یک مسیر (مسیر شرقی) قدم میزنیم، دوشنبه در مسیر غربی قدم میزنیم، دوشنبه به طرز چشمگیری تندتر از چهارشنبه قدم میزنیم، احتمالاً، فکر میکنم، اوهلر با کارر همیشه تندتر قدم میزده است تا با من، چون او چهارشنبه خیلی آهستهتر، دوشنبه خیلی تندتر قدم میزند. از سر عادت، میبینید ـ اوهلر میگوید ـ دوشنبه تندتر از چهارشنبه قدم میزنم، به خاطر اینکه با کارر (یعنی دوشنبه) همیشه تندتر قدم میزدم تا با شما (در چهارشنبه)؛ چون شما، پس از اینکه کارر دیوانه شده است، نه فقط چهارشنبه، بلکه دوشنبه هم با من قدم میزنید، من نیاز ندارم عادتم را، دوشنبه و چهارشنبه قدمزدن را تغییر بدهم ـ اوهلر میگوید ـ طبیعتاً شما، چون چهارشنبه و دوشنبه با من قدم میزنید، لازم است که عادتتان را بسیار زیاد تغییر دهید، و آن هم به طرز چشمگیری باید تغییرشان دهید، از منظر خودتان، اوهلر میگوید. اما این خوب است، و با لحنی صریح میگوید معلموار، اهمیت زیادی بر اورگانیسم دارد که هرازگاهی، نه با فاصله زیاد عادتمان را تغییر دهیم، و او فقط تغییر را مد نظر ندارد، بلکه به تغییر رادیکال عادت فکر میکند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب قدم زدن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
دنیای بیرون دیوانهخانه تحملناپذیر است ـ او میگوید ـ وقتی که صدها و هزاران آدم را میبینیم که در رابطه با آنها در بهترین حالت و با خودفریبی بزرگ هم دیگر نمیتوانیم بگوییم سخن بر سر انسانهاست، اوهلر میگوید. وقتی که میبینیم دیوانهخانهها هر بار بسیار بدتر از آن هستند که ما قبل از رفتن به آنجا فکرش را کرده بودیم. پس وقتی که ما در اشتاینهوف هستیم ـ اوهلر میگوید ـ متوجه میشویم که تحملناپذیری خارج از دیوانهخانهها، که ما از آنجا همواره زندگی کردن و موجود بودن و وجود را از زندگی و وجود را از وجود داشتن در درون دیوانهخانهها از هم جدا کردهایم، بیرون دیوانهخانهها واقعاً خندهدار است در مقایسه با تحملناپذیری درون دیوانهخانهها.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
روایتی عجیب و غریب با زبانی خاص و جذاب از یک قدمزدن. برای من بسیار لذتبخش بود، البته گمان نکنم هر خوانندهای، این روایت را بپسندد.