«عاشقانههای مصر باستان» به گردآوری و برگردان علی عبداللهی(-۱۳۴۷)، است.
ترانههای عاشقانهی مصری در فاصلهی زمانی ۱۳۰۰ تا ۱۱۰۰ قبل از میلاد و بر پاپیروسها و سفالها نوشته شدهاند. زبانی را که این اشعار بدان نگاشته شده زبان «مصری نو» میگویند. «مصری نو» یکی از زبانهایی است که در حدود سالهای ۱۳۵۰ پیش از میلاد به زبان کتابت آن دوره ارتقاء یافت.
این اشعار، نابترین تجلی سخنوری و بیان شاعرانهای هستند که ما از آن سرزمین سراغ داریم و قالب آزاد و بسیار فردیت یافتهای دارند. یکی از ویژگیهای اصلی و چشمگیر آنها عشق به حیوانات، گیاهان و درختان و توصیف باغها و آبگیرهاست که در آنها به وفور یافت میشود. دختر و پسر عاشق، گویی در باغ عدن مأوا دارند، اما همین بهشت هم عاری از خصم و خطر نیست. تازگی و نابی احساسها و دریافتههای عاشقان، زبان تصویرها و صور خیال و تخیّل شگفت این شعرها، پس از هزارهها هنوز سر مویی از طراوت خود را از دست نداده و در عین حال نیازمند هیچ تفسیری نیستند.
در یکی از سرودههای این کتاب میخوانیم:
آه، کاش به شتاب سراغ محبوبات بیایی
به شتاب چاپارِ شاهی
که میداند قلب سرورش، چشم بهراه پیغام اوست
و مشتاق شنیدناش.
مهترِ اصطبلبان بر اسبها افسار میزند
اسبهای بیشمار، بهر وی در استراحتگاه است و
گردونه در جای همیشگیاش آماده به حرکت
او را نباید که در میان راه بیاساید و درنگ کند.
اما، هم بدانگاه که به خانهی محبوب فرود آید
قلباش از شوق هلهله خواهد کرد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب عاشقانههای مصر باستان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
خیلی کتاب جالبی بنظر میاد و من کتاب رو می خرم ولی لطفا در قسمت نمونه از متن کتاب هم قرار بدید چون نمونه فقط پیشگفتار بود که هر چند جالب بود ولی بخش هایی از خود کتاب هم به...بیشتر
نیمی از گیسوانام را بافتهام
امّا دلم در هوای عشق تو میتپد
میخواهم به شتاب تماماش کنم و تو را بجویم!
امّا بهتر است بگذرم از آراستن موهایم
دست میشویم از آن؛
موهای بافتهام را باز میکنم و
به چشم بر هم زدنی مهیای رفتن میشوم!
علی باقریان
۲
آه، ای شب، از آندم که بانوی سرورم
نزد من آمد، از آنِ من باش
تا ابد!
زن
۲
مرا شنیدن صدای تو
چون شرابی شیرین است،
کزان زنده میشوم،
هنگامی که میشنوماش.
اگر بتوانم بر تو نظر دوزم و تماشایت کنم
نیم نگاهی مرا هزار مرتبه خوشتر، از آب و نان!
زن
۰
عشق تو در تن و جانم رخنه کرده
چون نمک که در آب میآمیزد،
چون مهرگیاه، که به زرین آغشته شود.
به تماشای دلدارت بشتاب
چون اسبی جنگآور که به میدان کارزار
میشتابد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیلی کتاب جالبی بنظر میاد و من کتاب رو می خرم ولی لطفا در قسمت نمونه از متن کتاب هم قرار بدید چون نمونه فقط پیشگفتار بود که هر چند جالب بود ولی بخش هایی از خود کتاب هم به...بیشتر