معرفی و دانلود کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ

نوع کتاب
۲.۶ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
سنتیا هند، زهرا ستوده

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ

کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ نوشتهٔ سنتیا هند و ترجمهٔ زهرا ستوده است و انتشارات میلکان آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ

کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ داستانی دربارهٔ خودکشی است. برادر سنتیا هند سال ۱۹۹۹ خودکُشی کرد. او هفده‌ساله و سال سوم دبیرستان بود و سنتیا بیست‌ویک‌ساله، دانشجوی سال اول دانشگاه. داستان این کتاب درست شبیه اتفاقی که برای سنتیا افتاد نیست؛ اما موضوعش یکی است: سوگ و درد کسانی که عزیزشان را به دلیل خودکشی از دست داده‌اند و آموختن اینکه چگونه بعد از این درد بزرگ به زندگی خود ادامه دهند و به همدیگر و حتی به فرد فوت‌شده عشق بورزند. 

تای پسری است که در این کتاب خودکشی می‌کند. مادر تای بعد از خودکشی تای به الکی پناه می‌برد. برای پدر تای اتفاقات تلخ دیگری می‌افتد و لکسی هم برادرش را برای همیشه از دست می‌دهد.

خواندن کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران رمان‌هایی با تم روان‌شناسی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ

«اول از همه باید بگم نوشتن همهٔ این‌ها فکر من نبود. فکر دِیوی، روان‌پزشکم، بود. دیوی فکر می‌کنه من تویِ ابراز احساساتم مشکل دارم، واسه همین به من پیشنهاد کرد تا شروع کنم به نوشتن یادداشت‌های روزانه. اون گفت باید احساساتم رو بریزم بیرون. گفت مثل قدیم‌ها که دکترها از مریض‌ها خون می‌گرفتن تا سموم مرموز بدنشون رو بیرون بکشن. البته می‌خواستم در جوابش بگم که دکترها، باوجود نیت خوب، تقریباً همیشه کارشون به کشتن مریض‌ها ختم می‌شد.

گفت‌وگوی ما چیزی شبیه به این بود:

ازم خواست داروهای ضدافسردگی مصرف کنم.

من هم بهش گفتم داروها رو بندازه دور.

واسه همین یه‌کم به بُن‌بست رسیده بودیم.

درنهایت گفت: «بذار یه روش جدید رو امتحان کنیم.» از پشت سرش یه دفتر کوچیک با جلد مشکی آورد و بهم داد، گرفتمش و بازش کردم و بعد دوباره به روان‌پزشک نگاه کردم، گیج شده بودم.

صفحه‌هاش خالی بود.

گفت: «فکر کردم می‌تونی سعی کنی چیزی داخلش بنویسی، یه‌جور روش جایگزین.»

همین طور که بهش خیره شده بودم، توضیح داد: «این یه دفترچه‌یادداشت مالسکینه همینگوی داخل این دفترها می‌نوشته.»

پرسیدم: «جایگزین چی؟ قرص زاناکس؟»

گفت: «می‌خوام یه هفته این رو امتحان کنی منظورم نوشتنه.»

سعی کردم دفترچه رو بهش برگردونم: «من نویسنده نیستم.»

«متوجه شدم که می‌تونی خیلی سلیس حرف بزنی، الکسیس. البته اگه خودت بخوای.»

«چرا؟ فایده‌ش چیه؟»

گفت: «تو به یه راه خروج نیاز داری. همه‌چیز رو تویِ خودت نگه می‌داری. این برات خوب نیست.»

با خودم فکر کردم خوبه. بعدش هم بهم می‌گه سبزیجات و ویتامین‌هام رو بخورم و هر شب هشت ساعت خواب کامل داشته باشم... .»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآخرین باری که می گوییم خداحافظ
عنوان در زبان مبدأThe Last Time We Say Goodbye
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهسنتیا هند
مترجمزهرا ستوده
انتشاراتانتشارات میلکان
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۱۲/۰۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۹.۸۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۸۱۲۰۸۱
تعداد صفحه‌ها۳۳۶ صفحه
قیمت کتاب۶۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نــے‌آیش🐋
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۲

داستان کتاب در مورد لکسی، دختریه که برادرش رو بر اثر خودکشی از دست داده و این فقدان درحال متاثر کردن تمامِ زندگی حال و آینده‌شه و حالا لکسی در حالی که حس میکنه برادرش -تای- هنوز کاملا از زندگی...بیشتر

۳
Zohreh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۳/۰۶

۱۴۴. کتابی که برعکس ترجمه خوب و متن روانش، بلحاظ احساسی به خصوص برای کسانیکه عزیزی رو از دست دادن بسیار سنگینه. نویسنده به شکلی دقیق و کامل سوگواری خانواده‌ای رو توصیف کرده که با خودکشی پسرشون "تایلر" دست و پنجه نرم...بیشتر

۰
Shirinben
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

من این کتاب رو دو سال پیش، نسخه‌ی چاپیش‌ رو خوندم. همه‌ی نظرات دوستان رو راجب این کتاب خوندم، احتمالا هیچکس قرار نیست با خوندن نظراتی‌ که دادند، سراغ خواندن این کتاب بره. معمولا کسانی که رمان میخونن‌ اهمیت نمیدن...بیشتر

۰
rozmin
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۲

یک داستان معمولی اما برای کسانی که یکی از عزیزانشان را از دست داده اند احساسات، افکار و مکالمات نوشته شده در داستان ملموس و آشناست، به خاطر اینکه نویسنده خودش با این موضوع دست و پنجه نرم کرده و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Zohreh
۲۰
به برادرت کمک کن قایقش را از آب بگذراند، قایق خودت نیز به ساحل خواهد رسید. ـ ضرب‌المثل هندی
Zohreh
۲
«تو به یه راه خروج نیاز داری. همه‌چیز رو تویِ خودت نگه می‌داری. این برات خوب نیست.»
Zohreh
۲
حتی نمی‌تونم خاطرهٔ لحظه‌های شاد رو از وسط خاطره‌های دیگه بکشم بیرون.
Mahsa
۲
مُردن یک هنر است، مانند هرچیز دیگری. من این کار را به طرز فوق‌العاده‌ای خوب انجام می‌دهم. این کار را انجام می‌دهم چون احساس درد و بدبختی می‌کنم. این کار را انجام می‌دهم چون احساس می‌کنم واقعی است.
Mahsa
۱
جالبه که چطوری بعضی‌وقت‌ها اتفاقات بدیهی رو که داره می‌افته نمی‌بینی. فکر می‌کنی می‌دونی زندگی برای تو چی در نظر داره. تو فکر می‌کنی آماده‌ای. فکر می‌کنی می‌تونی از پسش بربیای. و بعدش... بووم، مثل یه صاعقه، یه چیزی از ناکجا می‌آد بیرون و یقه‌ت رو می‌گیره وقتی که انتظارش رو نداری.
Mahsa
۱
خیلی سخته درمورد ای کاش‌ها و چی می‌شد اگه‌ها فکر کنیم.
Mahsa
۱
«اون‌هایی که دوستشون داریم واقعاً نمی‌رن و ما رو ترک نمی‌کنن.
کاربر ۱۲۰۲۳۱۳۴
۱
استفاده از کلمه‌ها واقعاً هیچ‌وقت هنر من نبوده‌ن.
Zohreh
۰
«نمی‌خوام مثل هِمینگوِی باشی. هِمینگوِی آدم احمقی بود. می‌خوام هرچی رو به ذهنت می‌رسه بنویسی. اتفاقات زندگی روزمره، فکرت، احساساتت.»
مبینا
۰
«می‌خوام فرصت داشته باشم خداحافظی کنم. اصلاً فرصت خداحافظی پیدا نکردم. تو فرصت بهم ندادی.»