معرفی و دانلود کتاب عشق در عصر کودتا + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب عشق در عصر کودتا
off
٪۸۰
subscriptionAvailable

کتاب عشق در عصر کودتا

داستان بی‌پایان عشقی گمشده

نوع کتاب
۳.۹(از ۲۷ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب عشق در عصر کودتا

کتاب عشق در عصر کودتا نوشتهٔ مرجان کمالی و ترجمهٔ جلیل جعفری است. بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر حاوی داستان بی‌پایان عشقی گمشده است.

درباره کتاب عشق در عصر کودتا

کتاب عشق در عصر کودتا رمان عاشقانهٔ چندوجهی‌ای است که به جهان پیچیدهٔ گمشده‌ای حیات می‌بخشد و شخصیت‌های فریبنده‌ای را وارد زندگی می‌کند که زمانی آن جهان را خانه می‌نامیدند. این اثر، نمونهٔ رمانی است دربارهٔ چند خانواده و درمورد اینکه چگونه اسرار ما در زندگی‌هایمان دیوار بنا و ما را بیمار می‌کنند. این کتاب، کتابی است سرشار از احساس با موضوع عشق که جاودانه می‌شود و به مداخلهٔ گاه‌به‌گاه تقدیری اشاره دارد که ما را وامی‌دارد گام در راه‌هایی بگذاریم که هیچ‌گاه در خواب و رؤیا هم نمی‌دیدیم.

خواندن کتاب عشق در عصر کودتا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایرانی و قالب رمان عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب عشق در عصر کودتا

«دیگران، حتی از طبقهٔ او، هر از گاهی به بازار اصلی شهر می‌روند. بازار جای طلا و جواهرات و قالی و النگوهایی است که زینت‌بخش مچ‌های باریک زنانی ظریف مثل آتیه است. زعفران را به شکل پشته‌های سرخ درآورده، به فروش می‌رسانند. لباس‌های زیر زنانه از جنس تور را به ریسمان آویخته‌اند. جعبه‌های رنگارنگ موزائیکی را مخروط‌وار روی هم چیده‌اند. اما علی جوری از بازار دوری می‌کند که آدمی از ناراحتی قلبی بپرهیزد. بوی میوه‌های زیر نور خورشید، صدای فریادهای فروشندگان دوره‌گرد که جنس‌هایشان را جار می‌زنند و حتی استشمام بوی ملایم خربزه می‌تواند او را کور کند. نیازی به خرید از آنجا نیست. چرا؟ خانه گوش تا گوش پر از همه‌چیز است. آتیه، خانه را منظم و معتبر اداره می‌کند. علی از جانب پسرهایش غم و غصه‌ای ندارد. دخترها بزرگ شده و بی‌دردسر به خانهٔ شوهر رفته‌اند. دیگر چه می‌خواهد؟ دست بردار. همهٔ حسرت این زندگی را می‌خورند، علی.

مغازه را باز می‌کند تا کار فرد جوانی را راه بیندازد. به اندازهٔ نوشت‌افزار، به جابجا کردن کتاب‌ها بها می‌دهد. نام کتاب‌هایی از اطراف و اکناف دنیا با حروف پر پیچ‌وتاب چشمک می‌زنند؛ کلمات بزرگان قدیم و جدید، یک دنیا دانش و دل زدن به دریا. این مغازه ـ این جای امن ـ او را نجات داده است، به‌خصوص از زمانی که خندهٔ بی‌روح پدرش، آیندهٔ بودن با کسی را انکار کرد که بوی خربزه می‌داد و علی هنوز می‌خواست‌اش. سنّت و نزاکت و «همهٔ آن چیزهایی که آبرو است» او را به ازدواجی مستحکم سوق می‌دهد که از طرف دیگر والدینش را شاد می‌کند. او و آتیه آیندهٔ خود را تضمین می‌کنند و آن دختری که تشت پر از تخم خربزه را روی پشت خود نگه می‌داشت و او را در میدان پشت بازار می‌دید، جوری ترتیب کارها را می‌دهد که کم‌وبیش از یادها برود.

بچه‌ها، وقتی به دنیا می‌آیند، پشت‌بند هم هستند. چهارتا با هم و همگی سُر و مُر گنده یعنی همان‌طوری که باید باشند. شکر خدا. با مراقبت‌های مادر و راهنمایی‌های علی بزرگ شدند. دو پسر بورسیهٔ تحصیلی می‌گیرند (پدر علی دست‌کم برای دیدن نوه‌هایش، در پیروی از او برای رسیدن به مراتب علمی حمایت می‌کند، بماند که علی «مثل بازاری‌ها» رفته است توی کار خرید و فروش و موجب سرافکندگی شد).»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عشق در عصر کودتا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:عشق در عصر کودتا
عنوان دیگر:داستان بی‌پایان عشقی گمشده
عنوان انگلیسی:The stationery shop
موضوع:رمان، عاشقانه
نویسنده:مرجان کمالی
مترجم:جلیل جعفری
انتشارات:بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۸/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۳.۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۵۳۷۴۰۹
تعداد صفحه‌ها:۳۷۶ صفحه
قیمت کتاب:۳۷۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

جلیل جعفری (مترجم ادبی)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۶

نخواندن این موجب پشیمانی است.

۱
نسرین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۱

داستانی زیبا و پرکشش که در حین خوندن آدم رو به سال‌های دهه سی و شرایط سیاسی اون روزگار میبره....خلاصه خوندش توصیه میشه

۰
Saba Meshkat
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۱

از عاشقانه هایی که حتما باید بخونید

۰
داتیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۸

داستانی تاریخی که عشقی را یدک می کشد ،از سال سی ودو اتفاقی که در روز بیست و هشت مرداد میافتد ،هم به سرنوشت یک ملت وعشق بین دوفرد ضربه جبران ناپذیری می زند، قشنگ بود.

۰
مهتاب
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۱

ترجمه و ویراستاری مشکلاتی داشت.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Saba Meshkat
۱۳
توی این مملکت همیشه دو قدم می‌ریم جلو سه قدم برمی‌گردیم عقب.
hamid
۵
من «می‌خواستم پسری باشم که می‌خواست دنیا را عوض کند». اما زندگی راه و رسم خودش را برای له کردن رویاها، نقشه‌ها و فکرهای آدم دارد
hamid
۴
همهٔ دخترهای کمونیستِ توده‌ای این‌طوری بودند. نترس و سمج.
hamid
۲
رویا شیفتهٔ استقلال و اعتمادبه‌نفس مصدق بود. حتی پیژامهٔ او را که مصدق گاهی در عکس‌ها به پا داشت می‌ستود.
hamid
۲
«بعضی از بهترین شعرهای مولانا توی این کتابه. یه جای دنج واسهٔ خودت پیدا کن و نگذار کسی مزاحمت بشه. اگه واقعاً به دنبال حقیقت موردنظر مولانا هستی، باید با تمرکز و با دقت بخونی.»
hamid
۲
جمعیت به خانهٔ نخست‌وزیر یورش برده‌اند، غارتش کرده‌اند، پاره‌ای از اسباب و اثاثیه‌اش را سوزاندند و بقیه‌اش را هم به یغما بردند. خانه را نابود کردند.
hamid
۱
یکی از مأموران شهربانی گفت: «توی این اعلامیه‌ها به شما یاد می‌دن که با دروغ‌های کمونیستی حرمت کشورتون رو نادیده بگیرید. فکر نکنید ما آخرش از ساخت و پاخت خیانت‌آمیز تک‌تک شما با روسیه باخبر نمی‌شیم. شما دخترها باید همهٔ هم و غمتون این باشه که زن‌های جوان کدبانو بشید نه یه مشت کودن و نادان سیاسی.»
hamid
۱
پسر شاخه‌شمشاد او، که از هر انگشت‌اش هنر می‌ریخت، که حقش بود زندگانی افسانه‌ای داشته باشد، حالا با یک دخترمدرسه‌ای طبقهٔ متوسط جامعه ازدواج می‌کرد که فکر می‌کرد خواندن رمان‌های ترجمه‌شدهٔ روسی یا انگلیسی کاری کارستان است، که زیبا بود اما نه آن اندازه که به فک و فامیل نشانش داد،
hamid
۱
خبردار شد که کودتاچی‌ها رادیو را در خیابان شمیران به تصرف خود درآورده و اینکه جمعیت به خانهٔ نخست‌وزیر یورش برده‌اند، غارتش کرده‌اند، پاره‌ای از اسباب و اثاثیه‌اش را سوزاندند و بقیه‌اش را هم به یغما بردند. خانه را نابود کردند.
شراره
۱
الان دیگه این مملکت بی‌ارزشه. برید. برید و آزاد باشید. تا می‌تونید یاد بگیرید. از اینجا دور بودن بهتره از اینکه آدم گلوش توی چنگ دیکتاتور باشه و دولت هر وقت اراده کرد مردم رو با تیر بزنه