
بریدههایی از کتاب عشق در عصر کودتا
۴٫۰
(۲۰)
توی این مملکت همیشه دو قدم میریم جلو سه قدم برمیگردیم عقب.
Saba Meshkat
«بعضی از بهترین شعرهای مولانا توی این کتابه. یه جای دنج واسهٔ خودت پیدا کن و نگذار کسی مزاحمت بشه. اگه واقعاً به دنبال حقیقت موردنظر مولانا هستی، باید با تمرکز و با دقت بخونی.»
hamid
جمعیت به خانهٔ نخستوزیر یورش بردهاند، غارتش کردهاند، پارهای از اسباب و اثاثیهاش را سوزاندند و بقیهاش را هم به یغما بردند. خانه را نابود کردند.
hamid
رویا شیفتهٔ استقلال و اعتمادبهنفس مصدق بود. حتی پیژامهٔ او را که مصدق گاهی در عکسها به پا داشت میستود.
hamid
یکی از مأموران شهربانی گفت: «توی این اعلامیهها به شما یاد میدن که با دروغهای کمونیستی حرمت کشورتون رو نادیده بگیرید. فکر نکنید ما آخرش از ساخت و پاخت خیانتآمیز تکتک شما با روسیه باخبر نمیشیم. شما دخترها باید همهٔ هم و غمتون این باشه که زنهای جوان کدبانو بشید نه یه مشت کودن و نادان سیاسی.»
hamid
همهٔ دخترهای کمونیستِ تودهای اینطوری بودند. نترس و سمج.
hamid
پسر شاخهشمشاد او، که از هر انگشتاش هنر میریخت، که حقش بود زندگانی افسانهای داشته باشد، حالا با یک دخترمدرسهای طبقهٔ متوسط جامعه ازدواج میکرد که فکر میکرد خواندن رمانهای ترجمهشدهٔ روسی یا انگلیسی کاری کارستان است، که زیبا بود اما نه آن اندازه که به فک و فامیل نشانش داد،
hamid
خبردار شد که کودتاچیها رادیو را در خیابان شمیران به تصرف خود درآورده و اینکه جمعیت به خانهٔ نخستوزیر یورش بردهاند، غارتش کردهاند، پارهای از اسباب و اثاثیهاش را سوزاندند و بقیهاش را هم به یغما بردند. خانه را نابود کردند.
hamid
رویا با سرافکندگی و دلی شکسته فقط گفت: «حق با تو بود، خواهری.»
hamid
من «میخواستم پسری باشم که میخواست دنیا را عوض کند». اما زندگی راه و رسم خودش را برای له کردن رویاها، نقشهها و فکرهای آدم دارد
hamid
یادت هست چقدر نگران بودی که خودمان را از چشم بد محافظت کنیم؟ آن وقتها من اینها را خرافات میدانستم و تحقیرشان میکردم. حالا که به زندگی زیستهٔ بدون تو نگاه میکنم و... خدا را چه دیدی؟ شاید اعتقاد به چشم بد در فرهنگ ما توجیهی داشته باشد. ببین عاقبت کار مادر من به کجا کشید.
hamid
حجم
۳۱۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
حجم
۳۱۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۷۶ صفحه
قیمت:
۱۸۵,۰۰۰
تومان