معرفی و دانلود کتاب آداب ترک کردن تو + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آداب ترک کردن توsubscriptionAvailable

کتاب آداب ترک کردن تو

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۲۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
حمزه برمر
انتشارات: 
نشر برج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آداب ترک کردن تو

کتاب آداب ترک کردن تو نوشتهٔ حمزه برمر است و نشر برج آن را منتشر کرده است. این کتابْ رمانی عاشقانه در فضایی معاصر و امروزین است.

درباره کتاب آداب ترک کردن تو

کتاب آداب ترک کردن تو داستان یکی از عاشقان معشوق‌از‌دست‌داده است که در اندوه نبودن تاب و توان ندارد و هر دقیقه‌اش جنون جست‌وجو برای بازیافتن و رسیدن است. عماد یکی از همان‌هاست که در کلان‌شهر پرهیاهو خودش را به گم‌گشتگی و بی‌تفاوتی زده ولی در برگ‌ریزان زندگی‌اش هیچ خواهشی ندارد جز یافتن بهارش.

حمزه بربر در رمان کوتاه آداب ترک کردن تو داستانی عاشقانه نوشته که به‌درستی با همین امروز ما مرتبط است؛ گم‌شدن و از‌دست‌دادن در میان هیاهوی بی‌پایان شهر بزرگ که هر لحظه زندگی در آن به مانند گیرافتادن در توفان است، آن هم توفانی که عاشقی در آن گیر افتاده و در این توفان دست به هر کاری می‌زند، برای یافتن معشوق است، معشوقی که نمی‌دانیم نقشش در تمام این ماجراها دقیقا چیست.

خواندن کتاب آداب ترک کردن تو را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب آداب ترک کردن تو

«یکی از کارگرهای افغان کارواش جلو آمد. به نظرم رسید سرکارگر باشد؛ مردی با سبیل‌های تُنُک و باریک که روی گونه‌اش جای زخم داشت. گفت:

«بارونه.»

گفتم: «آره، می‌دونم. روشویی– توشویی.»

تا کمر توی ماشین رفت. شنیدم زمزمه کرد: «آشفته‌س!» و ریزترین پسر افغان را که بین دو سه تای دیگر دور بخاری بزرگ جمع شده بودند و لُنگ‌های خیسشان را خشک می‌کردند، صدا زد. پسرک تو خودش بود. بهش سقلمه زدند. به‌طرفمان دوید.

بعد از رفتن بهار، اولین باری بود که کارواش می‌آمدم. همهٔ سوراخ‌سنبه‌های ماشین پر بود از رسیدهای رنگ‌پریدهٔ پمپ‌بنزین و پوست پرتقال خشک‌شده. کف ماشین، پوشیده از دستمال‌کاغذی‌های مچاله و پاکت‌های خالی آب‌میوه بود. بطری‌های نیم‌خوردهٔ آب‌معدنی هم بودند؛ همیشه هستند.

آسمان، زنی ملتهب بود بعد از بغ‌کردنی طولانی در آستانهٔ پایان سال. کارواش سوت‌وکور بود. زیر طاقی کوتاه، به دیوار تکیه دادم. پسرک افغان که داشت با شلنگ آب ورمی‌رفت، با اشاره از من خواست پخش ماشین را روشن کنم. روشن که کردم، همهٔ کارگرها ما را نگاه کردند. بعد به همدیگر نگاه کردند و به‌نظرم پوزخند زدند.

هوا رطوبت داشت. بوی عجیبی هم می‌داد. در خیسی هوا کمی لرزیدم و ماشینم را که حالا حجمی سفید از کف بود، نگاه کردم. آوای گُنگ موسیقی، لابه‌لای صدای پمپ آب. ابرها لایه‌های تیره‌تری شدند. خودم را چک کردم. هنوز مردی با ۱۸۵ سانتی‌متر قد و ۳۸ سال سن بودم، وسط حیاط خیس یک کارواش قدیمی. عجب انهدامی!

تا الان شغل‌های زیادی داشته‌ام؛ مهندس ساختمان، طراح دکل‌های عظیم برق، فروشندهٔ لوازم صوتی‌وتصویری، پژوهشگر فلسفه و متافیزیک، طراح و فروشندهٔ لباس‌های زنانه، روزنامه‌نگار، فیلم‌نامه‌نویس، مدرس نویسندگی خلاق، استراتژیست کسب‌وکارهای اینترنتی و خیلی چیزهای دیگر. در همهٔ این‌ها، وقتی به مرزهای موفقیت نزدیک می‌شوم، همه‌چیز ناگهان برایم تمام می‌شود. آن‌وقت هر صبح، درست وقتی چشم‌هایم را باز می‌کنم و هر عصر، وقتی در مسیر خانه‌ام، ندایی درونی متقاعدم می‌کند که در آن شغل، آدمی نیستم که واقعاً دلم می‌خواهد باشم و بهتر است تا از دروازه‌های پیروزی عبور نکرده‌ام و طعم مسخ‌کنندهٔ موفقیت را نچشیده‌ام، بروم دنبال چیزی که خوش‌حالم می‌کند. برای همین، در تمام زندگی‌ام مشغول ناخنک‌زدن به صنف‌های متعدد بوده‌ام و هیچ‌وقتِ خدا به مرحلهٔ بهره‌برداری دائمی از یک تخصص نرسیده‌ام.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آداب ترک کردن تو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآداب ترک کردن تو
موضوعداستان کوتاه، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسندهحمزه برمر
انتشاراتنشر برج
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۶/۰۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۱۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۲۸۰۶۷۸
تعداد صفحه‌ها۱۳۶ صفحه
قیمت کتاب۱۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

matin369
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۹

کتاب جالبی بود متن امروزی و باحالی داشت

۰
کاربر 8518349
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۵

یکی از بهترین رمان‌های ایرانی بود که خوندم. خط سیر داستانی هم هیجان‌انگیزه هم عاشقانه. جزییات روانشناختی زیادی از روابط امروز ادمها داره و قشنگ زندگی اجتماعی این دوره رو روایت میکنه. کشمکش داستان جوریه که دلت نمیاد کتاب رو...بیشتر

۰
کاربر ۴۰۱۶۱۹۲
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

رمان دلچسبی بود. نثر قوی و در عین حال روان. خوشم اومد. روایت نویسنده از یک موضوع تکراری، خیلی جذابه

۰
the bolter
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۰

قلم نویسنده رو دوست داشتم. توصیف جزئیات رابطه هم منو جذب کرد. حتی داستان هم کشش خوبی داشت ولی واقعا پایان بندی خوبی نداشت.

۰
کاربر 1829682
۱۴۰۵/۰۲/۱۸

قشنگ بود متن روان داستان جذب می کرد

۰
Elnaz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۳

خیلی اتفاقی با این کتاب آشنا شدم و قبل از خوندنش دچار پیش داوری شدم که نکنه یه کتاب سطحی ، شعار گونه و تکراری باشه اما بعد از تموم کردنش دچار حس عجیبی شدم.اولای کتاب حس میکنی که شاید...بیشتر

۰
imersad5
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

کاش دکتری بود که داروی ترک او را به من می‌داد

۰
haghshenas.m
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۴

کاملا بی سر و ته اصلا بدردنمیخورد وقت تلف کردنه خیلی ناراحتم که براش وقت گذاشتم

۱

بریده‌هایی از کتاب

مامو
۱۲
در واقع ابراز احساسات عاشقانه، برای مردم خمیازه‌آور است؛ به‌جز برای کسی که وسط تجربه‌کردنش است.
elnaz.book
۴
قصهٔ زندگی یک بدبخت، برای همه، به‌جز خودِ بدبختش جذاب است.
مامو
۳
همیشه به این مشغول بودم که در ذهنم از آدم‌ها ورژنی بهتر از خودِ واقعی‌شان بسازم. شاید از این می‌ترسیدم که تمام شوند.
مامو
۲
قصهٔ زندگی یک بدبخت، برای همه، به‌جز خودِ بدبختش جذاب است.
Elnaz
۲
بهار عصرها روبه‌روی بالکن می‌نشست؛ با کمری صاف‌شده، در حالتی از بی‌فکری. معتقد بود مدیتیشن برای کمردرد همیشگی‌اش خوب است. می‌گفت این حالت باعث می‌شود که در خلأ فروبرود. بندهای وابستگی را پاره کند و در هیچ شناور شود. من می‌گفتم برای درهیچ‌بودن لازم به این کارها نیست. ما در تمام لحظه‌ها تا خرخره در هیچ غوطه‌وریم.
مامو
۱
در همهٔ این‌ها، وقتی به مرزهای موفقیت نزدیک می‌شوم، همه‌چیز ناگهان برایم تمام می‌شود.
Elnaz
۱
بندهای وابستگی پاره‌شدنی نیستند. باید برای تک‌تکشان رنج کشید و در این رنج فهمید که این دنیا بی‌ارزش‌تر از آن است که کسی بخواهد در آن باقی بماند.
the bolter
۱
در واقع کسی خوشش نمی‌آید که احساسات، افکار و عقاید دیگری را بشنود یا بخواند، مگر اینکه چیزی از آن گفتار به خودش مربوط شود. بخش‌هایی از این نامه مربوط به توست، اما چون نمی‌دانی کجاهایش مربوط به توست، مجبوری همهٔ آن را بخوانی و لابه‌لای سطور این نامه، به نظرات، عقاید و احساسات من هم توجه کنی.
مامو
۰
در همهٔ این‌ها، وقتی به مرزهای موفقیت نزدیک می‌شوم، همه‌چیز ناگهان برایم تمام می‌شود. آن‌وقت هر صبح، درست وقتی چشم‌هایم را باز می‌کنم و هر عصر، وقتی در مسیر خانه‌ام، ندایی درونی متقاعدم می‌کند که در آن شغل، آدمی نیستم که واقعاً دلم می‌خواهد باشم و بهتر است تا از دروازه‌های پیروزی عبور نکرده‌ام و طعم مسخ‌کنندهٔ موفقیت را نچشیده‌ام، بروم دنبال چیزی که خوش‌حالم می‌کند. برای همین، در تمام زندگی‌ام مشغول ناخنک‌زدن به صنف‌های متعدد بوده‌ام و هیچ‌وقتِ خدا به مرحلهٔ بهره‌برداری دائمی از یک تخصص نرسیده‌ام.
مامو
۰
مرکز ثقلی فروبرنده، سیاه‌چاله‌ای که روح را می‌بلعید و من خرده‌سیارک سرگردانی که تسلیم عظمت فروبرندگی‌اش شدم.