معرفی و دانلود کتاب خروس زری پیرهن پری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خروس زری پیرهن پریsubscriptionAvailable

کتاب خروس زری پیرهن پری

کودکانه‌های بامداد

نوع کتاب
۴.۲(از ۳۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
احمد شاملو
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خروس زری پیرهن پری

کتاب خروس زری پیرهن پری نوشته احمد شاملو است. این کتاب شعرهای کودکانه ای است که نشر چشمه منتشر کرده است.

درباره کتاب خروس زری پیرهن پری

یک خروس و یک طرقه و یک گربه با هم شاد و خوشحال زندگی می‌کردند. آن‌ها در آن گوشهٔ دنج جنگل، سه تایی، شاد و خرّم برای خودشان زندگی می‌کردند و، غم‌وغصه راه خانه‌شان را بلد نبود، تا این که یک روز  طرقه با اخم و روی به‌هم‌کشیده و اوقاتِ تلخ، گربه را کناری کشید و، یک‌جوری که خروس‌زری نفهمد، به‌ او می‌گوید بابت روباهی که به آن نزدیکی آمده ناراحت است. 

خواندن کتاب خروس زری پیرهن پری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به شعر دعوت می‌کنیم.

درباره احمد شاملو

احمد شاملو در ۲۱ آذرماه ۱۳۰۴ متولد شد و در مردادماه ۱۳۷۹ چشم ازین دنیا فروبست. او نویسنده، پژوهشگر و روزنامه‌نگار، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران پیش از سال ۵۷ بود.

پدر احمد شاملو افسر ارتش بود و برای همین تحصیلات کلاسیک نامنظمی را گذراند. چون پیوسته در حال سفر به شهرهای مختلف بود. احمد شاملو هم شعر می‌سرود و هم فعالیت‌های مطبوعاتی و پزوهشی و ترجمه داشت و اثارش به زبان‌های انگلیسی، سوئدی، ژاپنی، فرانسوب، فنلاندی و کردی و ترکی و... منتشر شده‌اند.

او به مدت دو سال هم در سمت مشاور فرهنگی سفارت مجارستان فعالیت نمود.

شاملو سه بار ازدواج کرد. بار اول با اشرف الملوک اسلامیه که هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. بار دوم در سال ۱۳۳۶ با طوسی حائری که آن هم به جدایی می انجامد و بلاخره بار سوم با آیدا سرکیسیان در سال ۱۳۴۳ که این ازدواج عاشقانه تا پایان عمر شاملو دوام می‌یابد.

از سال ۱۳۵۲ و با تغییر فضای سیاسی ایران، چاپ آثار شاملو متوقف شد اما فعالیت او کم نشد. نوار کاست سیاه همچون اعماق آفریقای خودم (ترجمهٔ شعرهای لنگستون هیوز) و سکوت سرشار از ناگفته هاست (ترجمهٔ شعرهای مارگوت بیکل)، کاری مشترک با محمد زرین بال با موسیقی بابک بیات منتشر شد. رمان پابرهنه‌ها، درها ودیوارهای بزرگ چین و دن آرام شازده کوچولو نیز با ترجمه او به چاپ رسید.

او در سال ۱۳۷۹ پس از تحمل مدت‌ها بیماری و رنج در دوم مردادماه درگذشت و در امام‌زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

بخشی از کتاب خروس زری پیرهن پری

طرقه گفت: «لابد خودت می‌تونی حدس بزنی دیگه...»

پیشی گفت: «شاید واسه رفیقمون. آره؟»

طرقه گفت: «بنازم به اون هوشت، داداپیشی!... همینه که گفتی... بی‌انصاف از چند وخ پیش دندون تیز کرده که خروس‌زری رو بگیره ببره کلکشو بکنه.»

پیشی گفت: «خیلی از این خبر ناراحت شدم. اما خوب، همین که زود قضیه رُ فهمیدیم خودش خیلیه... بهتره حالا به خروس‌زری پیرهن‌پری هیچی نگیم، چون که ممکنه هول کنه و مریض بشه، یا دست‌کم غصه بخوره... منتها، من و تو می‌پاییمش که بی‌احتیاطی نکنه، تا بعد سر فرصت بشینیم فکری واسش بکنیم، ببینیم از دستمون چه کاری ساخته‌س...»

باری ــ

آن‌ها، سه تایی، همان طور خوشحال و خندان با هم زندگی می‌کردند.

پیرهن‌پری هم که از قضیهٔ روباهه خبر نداشت، برا خودش بی‌خیالِ بی‌خیال خوش‌وخرّم بود... هر روز صبح، کلّهٔ سحر از خواب بیدار می‌شد می‌آمد لب پنجرهٔ کلبه‌شان، بال‌های خوشگلش را می‌کوبید به هم، صدای قشنگش را بلند می‌کرد و می‌خواند:

«قوقولی قوقو، سحر شد

سیاهی دربه‌در شد

فرشته‌ها دویدن

ستاره‌ها رو چیدن

خورشیدخانوم دراومد

با یک طبق زر اومد...

تا شب نکرده حاشا

بچه‌ها، بیاین تماشا!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خروس زری پیرهن پری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خروس زری پیرهن پری
عنوان دیگر:کودکانه‌های بامداد
موضوع:شعر کودک و نوجوان
نویسنده:احمد شاملو
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۱۲/۱۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴.۹۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۲۲۹۳۸۱۷
تعداد صفحه‌ها:۳۲ صفحه
قیمت کتاب:۸۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کودکانه‌های بامداد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

« امید »
۱۴۰۰/۱۲/۲۴

خب همه با کاستش خاطره دارند دیگه کاش شرکتی بیاد امتیازش رو بگیره و دوباره منتشر بشه

۰
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۲

خیلی قشنگ و زیبا بود. لذت بردم.

۰
zs
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۰۷

خیلی جذاب و زیبا و دلنشین است

۰
S AA
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

خیلی جالبه من تا پیش‌ از این داستان رو فقط به صورت صوتی گوش داده بودم و با توجه به صدا ها روباه رو همیشه نر تصور می‌کردم ولی توی کتاب روباه یک خاله هستش تازه با پیراهن بلند صورتی:)))

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۸

تشکرازطاقچه بخاطر هدیه دادن ،من این کتاب رو انتخاب کردم ولذت بردم، بنظرم این کتابها محدودیت سنی نداره بدلیل نکات آموزنده درمتن کتاب، نقاشی های زیبائی هم داره،عالیه، بچه ها ازاین کتاب لذت میبرند، ممنون طاقچه جان.

۰
دان جان
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۵

باحال ولی متن دارای اشتباه بود

۰
کاربر 1881053
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۹

سلام خیلی کتاب زیبایی هست ادم یاد قدیم میفته و کامل حس و حال خوب اون موقع ها میگیره بچه بودیم صوتیش میشنیدیم

۰
کاربر leila
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۵

بسیار زیبا و دلنشین بخصوص برای بچه ها با وجود تعداد صفحات زیاد همچنان خواننده راتا پایان داستان همراه خود میکشاند.ممنون از طاقچه به خاطر دسترسی به این کتاب زیبا

۰

بریده‌هایی از کتاب

Rtr
۱
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
AMin
۱
نقطه رو رحمتم شدین اسباب زحمتم شدین... حالا ببینین: (خط‌ونشون!) با همهٔ دنگ‌وفنگتون اگه نخورم خروسو من، اسممو روبا نمی‌گن! اونو اگه من درنبرم از همه‌تون پخمه‌ترم!
AMin
۱
روباهه دمش درازه حیله‌چی و حقه‌بازه: تا چش به هم بذاری می‌بینی که سر نداری کله‌پا شدی تو زندون نه دل داری نه سنگدون
AMin
۱
«ای خروس سحری چِش نخود سینه‌زری! پیرهن زر به برت بود پیش از این؟ تاج یاقوت به سرت بود پیش از این؟ شنیدم رنگ پرت رفته. ببینم پَرِتو! یاقوت تاج سرت ریخته. ببینم سَرِتو!»
دان جان
۰
«روباهه رو چزوندیم تا کوه قاف دووندیم دماغشو سوزوندیم. طمع، از راه دَرِش کرد بیچاره و منتَرش کرد. خام‌طمعی بلاش شد کتک خورد، آش‌ولاش شد. هر که دلَه‌س، ذلیله مُخلصش عزرائیله. هر که اسیرِ آز تر دساش از پاهاش درازتر!»...
soraya
۰
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
AMin
۰
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
AMin
۰
«روباهه رو چزوندیم تا کوه قاف دووندیم دماغشو سوزوندیم. طمع، از راه دَرِش کرد بیچاره و منتَرش کرد. خام‌طمعی بلاش شد کتک خورد، آش‌ولاش شد. هر که دلَه‌س، ذلیله مُخلصش عزرائیله. هر که اسیرِ آز تر دساش از پاهاش درازتر!»...