معرفی و دانلود کتاب نفس آخر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نفس آخرsubscriptionAvailable

کتاب نفس آخر

نوع کتاب
۳.۶(از ۱۳۵ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نفس آخر

کتاب نفس آخر نوشتهٔ اکرم حسین‌زاده (امیدوار) در انتشارات شقایق چاپ شده است.

درباره کتاب نفس آخر

صفحات روزگار گاه دو عاشق را از هم می‌گیرد.

هفت سال بعد دست قسمت باز آن‌ها را سر راه هم قرار می‌دهد و انگار سرنوشت خواب‌هایی برایشان دیده است.

در این میان بهار خبر ندارد که صدرایش گرگ شده است و دندان تیز کرده برای زمستانی کردن بهار...

کتاب نفس آخر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب نفس آخر

اعتراف می‌کنم که از تاریکی می‌ترسم، ولی از آن جایی که هدف خاصی داشتم، این ترس را به جان خریدم و در تاریکی به خیابان زدم. مدام در حال حرص خوردن بودم. تا حرفم را ثابت نمی‌کردم، کسی قبول نمی‌کرد.

زیر تابلوی بزرگ تبلیغاتی توقف کردم. ماشین را کنار کشیدم و ایستادم. خودم می‌دانستم جای زیاد مناسبی برای توقف نیست، ولی ارزشش را داشت. دوربینم را برداشتم و پایین رفتم. عکس اول را از کنار ماشین گرفتم و دومی و سومی را...! نه، نشد! هیچ کدام به دلم ننشست. برای این‌که کیفیت عکس‌ها بهتر شده و نورپردازی مد نظرم قشنگ در عکس دیده شود، باید به وسط اتوبان می‌رفتم. نگاهی به ماشین‌هایی که با سرعت عبور می‌کردند، انداختم. نفس محکمی کشیدم و دزدگیر را زدم و در یک لحظه که حس کردم مناسب است تا وسط اتوبان دویدم. هر چند یکی دو بوق کشیده هم شنیدم ولی شکر خدا به سلامت رسیدم. لبخند پیروزمندانه‌ای زدم و دوربین را بار دیگر تنظیم کردم و یکی دو عکس دیگر گرفتم. این بار عکس‌ها خوب شدند و همین موجب شد، بیشتر حرص بخورم.

توقفم میان اتوبان به درازا کشید، انگار قرار نبود از حجم ماشین‌ها کاسته شود. اما این توقف محاسنی هم داشت، تازه فهمیدم وسط اتوبان ایستادن و به حرکت سریع و باهدف و بی‌هدف ماشین‌ها زل زدن چقدر لذت‌بخش بود و من نمی‌دانستم. دلم می‌خواست روی گاردریل وسط بنشینم و تعداد ماشین‌ها را بشمارم. خندهٔ حاصل از این فکر را کنترل کردم و در فاصلهٔ کوتاهی که بین حرکت ماشین‌ها پیش آمده بود، به آن سمت خیابان دویدم. این بار بوق‌ها بلندتر بودند و فحش جانداری هم از یک راننده دریافت کردم، ولی اهمیت ندادم.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نفس آخر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:نفس آخر
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:اکرم حسین‌زاده (امیدوار)
انتشارات:انتشارات شقایق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۶/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۲۱۶-۱۶۱-۴
تعداد صفحه‌ها:۶۹۳ صفحه
قیمت کتاب:۱۴۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

fateme68
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۹

اصلا کتاب خوبی نبود و از لحاظ روانشناسانه با دو تا آدم بیمار طرف هستیم اصلا پیشنهاد نمیکنم

۲
نرگس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۴

قلمشون را دوست دارم

۰
neda.solrani
۱۴۰۱/۰۲/۰۳

رمان خوبی بود اینکه گذشته و حال رو با هم توصیف کرده بودن و خیلی اسیر گذشته نبودن خیلی خوب بود ممنون ار نویسنده عزیزمون❣️

۰
sanaz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۳

در کل رمان خوبی بود

۰
math
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۸

داستان خانوادگی جالبی بود.

۰
Farzan
۱۴۰۱/۰۷/۱۲

خوب….. بچه ها….. قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید….. ای کاش برای رمانها بازه ی سنی تعریف میشد.این رمان از نظر من برای دختران ١٠ تا ١٤ سال مناسب بود… متأسفم…

۲
faezeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۷

رمان جذابیه فقط شخصیت صدرا یکم رو اعصاب

۰
aykiz
۱۴۰۱/۰۵/۱۰

خیلی قشنگ بود ولی امان از دست صدرااااااا

۱
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۲/۲۴

شخصیت های داستان تخیلی هستند و در دنیای واقعی یافت نمی شوند ولی قلم نویسنده شما را بی صبرانه تا آخر داستان میبرد بدون اینکه خودت متوجه باشی در قصه غرق میشوی برای یک بار خوندن می ارزه

۰
تهمینه
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۰

کتاب رو از اینترنت خونده بودم اوایل کتاب خوب بود اما کم کم سیر نزولی و تخیلی پیدا کرد و به نظرم ارزش وقت گذاشتن ندارد

۰
hossini
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۶

فوق العادست حیفه نخونین جذابه بطوری که دوست ندارین تموم بشه قلمشون بسیار عالیه

۰
Nirvana
۱۴۰۵/۰۱/۳۱

بسیار زیبا بود این پنجمین کتابی بود که من از نویسنده میخوندم و به نظرم قشنگ ترین کتابشون بود نظرات منفی که تو کامنت ها خوندم ، بَسته به علاقه ادم ها به تیپ های شخصیتی متفاوته شخصیت صدرا مورد علاقه ی من...بیشتر

۰
zahra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

من دوستش داشتم

۰
افسانه72
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

عالیه ، خانم اکرم حسین زاده خیلی قشنگ حس ها رو منتقل می‌کنه ، داستان خیلی ملموس و قابل پذیرش هست

۰
م نصیری
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۴

نمی‌دونم چرا این کتاب رو منتشر میکنن...دونفر که هنوز تو گذشته موندن و دچار آشفتگی روانی هستن به جای حل مشکل هی بطرف بزرگتر کردنش میشن....بعنوان یه مادر اصلا این کتابها رو به نوجوونا توصیه نمیکنم...عدم تعادل روانی شخصیت اصلی...تن...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

yas
۱۰
جوون این‌قدر قدم‌هات رو با عجله و مطمئن برندار، هر قدر تند بری و محکم پا به زمین بکوبی، راحت‌تر یه شن ریزه می‌تونه آدم رو به زمین بکوبه!
zgolshan
۲
«تا به آخر نفسم ترکِ تو در خاطر نیست. عشق، خود نیست اگر تا نفس آخر نیست...» «وحشی‌بافقی»
نگار(:🍃
۱
یک نویسنده‌ای می‌گفت، بعضی شکست‌ها را باید خورد. مفهومش ساده بود، یعنی باید راه را ولو تا بن‌بست پیش رفت چرا که نصفه رها شود،
malihe
۱
کاش پاک‌کنی موجود بود که گاه روی دل می‌کشیدی و می‌توانستی همه چیز را از نو بنویسی
malihe
۱
ه. شوهرته وظیفه‌شه ببردت، بیاردت، خرید کنه، حمایتت کنه، مراقبت باشه، بهت محبت کنه. تا وقتی این وظایف به گردنش باشه، تو براش زنی، همسری، ولی وقتی مطمئن باشه خودت می‌ری، خودت میای، خودت خرید می‌کنی، خودت مراقب خودتی، کم کم دیگه یادش میره زنی هم داره و فقط می‌شی شریک جسمش. نمی‌گم توانمندی خوب نیست، خیلی هم خوبه، یعنی عالیه ولی هیچ لزومی‌نداره اینو شوهرت بفهمه، بذار فکر کنه نمی‌تونی. چه ایرادی داره؟ نترس، ولی بذار فکر کنه می‌ترسی! بلد باش، ولی بذار فکر کنه بلد نیستی! بهش حس مردونگی بدی تا ابد مرد زندگیت باقی خواهد موند.
malihe
۱
همهٔ حس و علاقه و محبت و صمیمیتت رو برای یه نفر صرف نکن، بذار کمی جا باشه برای فراموش کردن
zahra
۰
«تا به آخر نفسم ترکِ تو در خاطر نیست. عشق، خود نیست اگر تا نفس آخر نیست...»
نگار(:🍃
۰
ز خواب‌های یخ زده بیرون بکش مرا ‫تا با نگاه گرم تو حالم عوض شود. ‫اصلا اجازه هست که من عاشقت شوم؟ ‫یا بهتر است این که سوالم عوض شود؟ ‫از بخت خواب رفته نپرسیده‌ام ولی ‫ای کاش بعد تو تب فالم عوض شود ‫اندیشهٔ جدا شدن از تو مرا شکست ‫باید تمام فکر و خیالم عوض شود ‫سر می‌کشم میان گذشته دوباره تا ‫این خاطرات‌رو به زوالم عوض شود ‫تقویم را ورق زده‌ام گریه می‌کنم ‫تا «آخرین نفس» که سالم عوض شود
نگار(:🍃
۰
هیچ عروسی تو لباس عروس برای رفتن به جهنم ذوق نمی‌کنه.
نگار(:🍃
۰
خوشبختی آدما به اندازهٔ میزان باورشونه.