با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب زن زیادی اثر جلال آل احمد

کتاب زن زیادی

نویسنده:جلال آل احمدانتشارات:انتشارات مجیدسال انتشار:۱۳۸۶تعداد صفحه‌ها:۱۷۶ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۰از ۵ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها۱۷۶ صفحه

دسته‌بندی
معرفی نویسنده
عکس جلال آل احمد
جلال آل احمد
ایرانی | تولد ۱۳۰۲ - درگذشت ۱۳۴۸

جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، نویسنده و مترجم، در سال ۱۳۰۲ پس از هفت دختر در تهران متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.

پدرش روحانی ...

معرفی کتاب زن زیادی

کتاب الکترونیکی «زن زیادی» نوشتهٔ جلال آل احمد در انتشارات مجید چاپ شده است. مجموعهٔ داستان‌های کوتاه کتاب زن زیادی به دردهایی از اجتماع اشاره می‌کند و هریک از نُه داستان این مجموعه دردی از جامعه را نشان می‌دهد که جلال و همفکرانش نسبت به آن اعتراض دارند و خواهان اصلاح وضعیت موجود آن روزگارند.

درباره کتاب زن زیادی

کتاب زن زیادی، شامل نُه داستان کوتاه و یک رساله به‌نام «رسالهٔ پولوس رسول به کاتبان» است. عناوین و شرح این داستان‌ها در ادامه می‌آید:

سمنوپزان، شرح معضلی اجتماعی است که به‌طور معمول زن ایرانی گرفتار آن است و آن وجود زن دوم شوهر یا «هوو» است.

داستان دوم، خانم نزهت‌الدوله نام دارد. جلال در این داستان زندگی زنی از اشراف جامعه را به تصویر می‌کشد که همیشه خود را از طبقات دیگر اجتماع کنار می‌کشند و دیگران را با چشم حقارت می‌نگرند. خانم نزهت‌الدوله در کمال غرور درحالی‌که سه‌بار شوهر کرده، باز هم به‌دنبال شوهر ایده‌آل خود است؛ برای همین هم سعی می‌کند با آرایش و عملهای جراحی پی‌درپی، خود را جوان و شاداب نگه دارد. 

دفترچهٔ بیمه، نقدی است بر وضعیت تأسف‌بار قشر آسیب‌پذیر جامعه، یعنی معلم که هربار برای دل‌خوش‌کنک تسهیلاتی را برای آنان فراهم می‌کنند و درست هنگامی که این معلمان بیچاره به آن عادت کرده‌اند، از آنان می‌گیرند.

عکاس با معرفت، قصهٔ آدمهایی است که به‌خاطر عیبی که در ظاهر آنهاست، همیشه آن را از دیگران پنهان می‌کنند و از آشکار شدنش هراسانند. این آدمها همیشه از آینه و عکس و چیزهایی که باعث آشکار شدن عیبشان شود، فرار می‌کنند.

در خدادادخان، جلال آدمهایی را می‌کوبد که گرفتار بازیهای پوچ و بیهودهٔ سیاست گروههای چپی شده‌اند. خدادادخان با سخنرانی و کارهای به‌اصطلاح مهم حزبی برای خود مایهٔ تفاخری به‌وجود آورده و غروری متواضعانه دارد! یعنی تظاهر می‌کند که این کارها و موقعیتش کاری نیست؛ اما با ادارهٔ مطبوعات حزب و سخنرانیهایش خلاف این را نشان می‌دهد. 

دزدزده، داستان معلمی است که آنقدر در اجتماع نادیده گرفته شده و در هیچ‌جا به حرفش گوش نداده‌اند، می‌خواهد هرطور که شده در جایی حرف بزند که به حرفش گوش دهند و به‌نوعی او را به‌حساب بیاورند. پس وقتی دزد به خانه‌اش می‌زند، او نه‌تنها از بردن وسایل اندکش ناراحت نمی‌شود، که خوشحال هم می‌شود؛ زیرا اکنون می‌تواند به کلانتری برود و در آنجا حرف بزند

جاپا، داستان معلمی است که دوست دارد تأثیری هرچند ناچیز بر یکنواختی و سرمای بی‌رحم زندگی بگذارد. اجتماعی که از سرما و بی‌تحرکی یخ زده است و انسانهای بی‌درد و گرمی که بی‌هیچ احساس سرمایی در خیابانها قدم می‌زنند. 

مسلول نیز داستان معلمی است که احساس می‌کند در میان دوستان و آشنایان و حتی بچه‌های کلاسش به‌حساب نمی‌آید. او احساس کمبود عاطفی شدید دارد و می‌خواهد هرطور شده نظر دیگران را نسبت به خود جلب کند.

جلال در زن زیادی، به تفاوت زن و مرد می‌پردازد و معتقد است که زن و مرد از مواهب یکسانی در جامعه برخوردار نیستند. مرد هرقدر که عیب داشته باشد، مهم نیست، اما زن با کوچکترین عیبی از طرف شوهر طرد می‌شود.

 کتاب زن زیادی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌هایی با درون‌مایهٔ نقد مشکلات اجتماعی پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب زن زیادی

رسالهٔ پولوس رسول به کاتبان

اما گمان غالب این فقیر و آن دوست کشیش نسطوری، برآن است که چون انجیل برنابای صدیق، بشارت‌دهنده به دین مبین اسلام بود و لفظ مبارک فارقلیط (Paracelet) به کرات در آن آمده و به همین دلیل عمدآ از نظر آباء کلیسا غیرمعتبر و حتی مردود شناخته شده، این رسالهٔ وافی‌الهدایه نیز به سرنوشت انجیل برنابا دچار شده و تاکنون از انظار پوشیده مانده است و با اینکه حتی در اسفار عهد جدید نیز بارها، هم به وجود برنابای صدیق به‌عنوان یکی از همراهان پولوس رسول و هم به وجود انجیل او، اشارات رفته است (همچنانکه در اعمال رسولان، باب نهم، آیهٔ ۲۷ و باب ۱۱ آیهٔ ۶ و ۲۵ و باب ۱۵، آیات ۱۲ تا ۳۴ و غیره)، با اینهمه آباء کلیسا، انجیل مذکور و دیگر آثار او ازجمله رساله‌ای به عبرانیان را که در بالا ذکرش گذشت، جعلی قلمداد کردند و یا در صحت انتساب آن تردید روا داشتند و حتی جسارت را به آنجا رساندند که آنها را نوشتهٔ دست مسلمانان دانسته و آن را خالی از نصوصی که از منابع موثق کلیسایی اخذ شده است (رجوع کنید به قاموس کتاب مقدس در مادهٔ برنابا) می‌شمارند و اینها همه علاوه بر گمنام‌نهادن برنابای صدیق و آثارش، مع‌التأسف موجب ناشناس‌ماندن رسالهٔ مانحن فیه از پولوس رسول نیز شده است. حال آنکه یکی دیگر از دلایل اتقان انتساب این رساله به پولوس رسول، تعبیرات خاص انجیلی است که گاهی به استعانت گرفته شده و راقم این سطور آن قسمتها را تعمیمآلفوائده، بین‌الهلالین گذاشته. دیگر اینکه سبک و روال انشاء انجیل که گذشته از تکرار تأکیدآمیز کلمات و مفاهیم و افعال یا حذف افعال و روابط، حاوی تشبیهات نغز و ساده و زیبا و بدوی است، در این رسالهٔ مختصر نیز دیده می‌شود. از همهٔ این حدس و تخمینها گذشته، اینک فقیرِ راقم سطور با کمال خضوع و احتیاط ترجمهٔ رسالهٔ مذکور را که به پایمردی همان دوست کشیش نسطوری از سریانی به فارسی به ختام نیک رسانده است، در معرض قضاوت صاحب‌نظران قرار می‌دهد و از فحول سروران میدان ادب، امید عفو و اغماض دارد.

نظرات کاربران

محمد کیوانلو
۱۴۰۱/۰۵/۰۵

غرب زدگی مهم ترین کتاب جلاله. چرا بین کتاب هاتون نیست؟!

frsht_amini
۱۴۰۱/۰۱/۰۶

چرا همش معلم ؟

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است