معرفی و دانلود کتاب مزرعه حیوانات + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مزرعه حیوانات
off
٪۵۰

کتاب مزرعه حیوانات

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۰۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
جورج اورول، کاوه میرعباسی
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مزرعه حیوانات

کتاب مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول است که با ترجمه مترجم توانا کاوه میرعباسی منتشر شده است. این کتاب در ایران با نام دیگر قلعه حیوانات هم شناخته می‌شود. 

درباره کتاب مزرعه حیوانات

آقای جونز، مالکِ مزرعه‌ی مَنور است. یک شب حیوانات جمع می‌شوند تا ناپلئون به آن‌ها حرف‌های مهمی بزند، ناپليون یک خوک است، او از آن‌ها می‌پرسد ماهیت هستی آن‌ها چیست؟ از آن‌ها می‌خواهد با واقعیت روبه‌رو شوند و به آن‌ها می‌گوید زندگی‌شان رقت‌انگیز است، پُر از رنج‌ و‌ زحمت و سختی. او می‌گوید عمرشان هم کوتاه است. به دنیا می‌آیند، فقط یه غذای بخور و نمیر دل خوش می‌کنند و زمانی که یک‌ذره هم رمق برایشان باقی نماند و همین که دیگر به درد مزرعه‌دار نخوردند، با سنگ‌دلیِ نفرت‌انگیز می‌فرستند‌شان کشتارگاه تا سلاخی شوند. او می‌تواند کم‌کم حیوانات را قانع کند تا علیه مزرعه‌دار قیام کنند و او را از زمین‌‌اش بیرون کنند. خوک‌ها کم‌کم در مزرعه ساکن می‌شوند اما رفتارشان تغییر می‌کند و از خود مزرعه‌دار هم بدتر می‌شوند. 

اورول در این کتاب به مضمون خیانت به آرمان‌ها و توتالیتاریسم پرداخته است و حکومت‌های دیکتاتوری و سرشار از خفقان را نقد کرده است. 

خواندن کتاب مزرعه حیوانات را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات سیاسی پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره‌ جرج اورول

اریک آرتور بلر ملقب به جرج اورول در۱۹۰۳ در شهر موتیهاری، بیهار هند متولد شد. او داستان نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر مشهور قرن بیستم بود. دو رمان مشهور او قلعه حیوانات و کتاب 1984 است که در هر دو به وضعیت حکومت‌های دیکتاتوری می‌پردازد. جرج مدتی به عنوان پلیس سلطنتی هند در برمه فعالیت می‌کرد. زندگی در هند و انگلیس باعث شد با فقر آشنا شود و ذهنیتی جدید برایش ایجاد شود. کتاب آس و پاس در لندن و پاریس و دختر کشیش حاصل همین تجربیات اوست. اورول سرانجام در بیستم ژانویه ۱۹۵۰ درگذشت. به درخواست خودش پیکرش را سوزاندند و خاکسترش را در گورستانی گمنام در نزدیکی آکسفورد به خاک سپردند.

بخشی از کتاب مزرعه حیوانات

سرگرد حرفش را ادامه داد:

«دیگه چیز زیادی نمونده بگم. صرفاً تکرار می‌کنم همیشه خصومت‌تون با بنی‌بشر و کلک‌بازی‌هاش یادتون بمونه. هر چی پیش بیاد، موجود دوپا دشمنه و هر جنبنده‌ای که چهارپا راه بره یا بال داشته باشه دوست‌مونه. این هم یادتون باشه در نبرد با انسان نباید اجازه بدیم شبیهش بشیم. حتی وقتی به‌ش غلبه کردید، مبادا به عادت‌های زشتش خو بگیرید. هیچ حیوونی نباید هرگز توی خونه زندگی کنه، یا روی تخت بخوابه، یا لباس بپوشه، یا مشروب بنوشه، یا سراغ دخانیات بره، یا دستش به پول بخوره یا درگیر کاسبی بشه. تمامِ عادت‌های آدم‌ها مایه‌ی شرارتند. و مهم‌تر از همه، هیچ حیوونی نباید هرگز به هم‌نوع‌هاش ظلم بکنه. ضعیف یا قوی، زیرک یا ساده‌لوح، همگی برادریم. هیچ حیوونی نباید هرگز حیوون دیگه‌ای رو بکشه. همه‌ی حیوون‌ها با هم برابرند.

و حالا، رفقا، از رؤیای دیشبم واسه‌تون می‌گم. واقعاً زبونم از توصیفش عاجزه. خواب کُره‌ی زمین رو دیدم، موقعی که آدم شرّش رو کم کرده. اما من رو یاد چیزی انداخت که از مدت‌ها قبل فراموشم شده بود: خیلی سال پیش که هنوز بچه بودم، مادرم و سایر ماچه‌خوک‌ها اغلب سرودی رو می‌خوندند که فقط آهنگش رو بلد بودند و سه کلمه‌ی اولش رو. در دوران طفولیت، این آهنگ رو بلد بودم، اما به‌مرور از ذهنم پاک شده بود. ولی دیشب نه‌فقط آهنگش به خاطرم اومد، شعرش هم توی رؤیام زنده شد؛ شعری که یقین دارم حیوون‌های زمان‌های خیلی دور اون رو می‌خوندند و از نسل‌ها پیش فراموش شده بود. الآن اون سرود رو واسه‌تون می‌خونم، رفقا. من پیرم و صدام گرفته و خش‌داره، اما آهنگ رو که یادتون دادم، خودتون می‌تونید قشنگ‌تر بخونیدش. اسمش هست جانوران انگلستان.»

سرگردِ پیر سینه‌اش را صاف کرد و زد زیر آواز. همان‌طور که گفته بود صدایش خشن بود، اما بفهمی‌نفهمی از عهده‌ی اجرای سرود برآمد؛ آهنگ آمیزه‌ی موزونی بود از تصنیف‌های کلمانتین و لاکوکاراچا. کلمات این‌طور پشت هم ردیف شده بودند:

جانورانِ انگلیس و ایرلند

جانورانِ هر دیار و اقلیم

روح‌فزا نویدِ عصرِ زرین

به گوش جان‌تان وزد چون نسیم.

روزِ رهایی برسد، غم مخور

ظلم بنی‌بشر شود ریشه‌کن

مزرع پُر‌بار و زمین فراخ

سهمِ من و تو می‌شود زین وطن.

حلقه‌ی بینی که بوَد عار و ننگ 

یوغِ گران، خفتِ جان‌های پاک،

لگام و مهمیز و دوصد چوبِ تر

جمله بپوسند به خاک و مغاک. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مزرعه حیوانات و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمزرعه حیوانات
موضوعداستان خارجی
نویسندهجورج اورول
مترجمکاوه میرعباسی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۷/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۲۱ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۶۳۵-۷
تعداد صفحه‌ها۱۰۸ صفحه
قیمت کتاب۴۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه جهان کلاسیک
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی مزرعه حیوانات

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

novelist
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۴

سیاسی ترین داستان دنیا

۰
الناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۶

کتابی پر از نماد و استعاره. متن روان در عین حال نیاز به چندین بار خواندن دارد تا درک بهتری از تک‌تک شخصیت ها و اتفاقات و حوادث در متن داستان داشته باشیم. اثری فرامرزی هست و منحصر به یک...بیشتر

۰
friend moon :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۳

بگذار کوتاه بگویم: کتابی در وصف حال ما پس از خواندن کتاب مبهوت به افق خیره شده بودم و به این می اندیشیدم که چقدر ما ایرانی ها ناآگاهیم. شاید اگر همه این کتاب را می خواندند حالمان اینگونه نبود

۱
mohsen
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۹

حال و روز مردم بلوک شرق و خاورمیانه چقدر با ان همزاد پنداری کردم

۰
کاربر ۵۱۳۱۵۳۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۶

یکی از بهترین رمان های تاریخ که زیاده گویی نکرده و مختصر و مفید منظورشو رسونده حتما پیشنهاد میشه بخونیدش

۰
Fateme Nahavandi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۵

ترجمه خوب و داستان هم که دیگه آقای جورج اورول و تواناییش در روایت داستان‌هایی که در حاکمیت‌های تمامیت‌خواه اتفاق می‌افتن نیازی به تعریف نداره.

۱
Ht80
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۴

چقد شبیه این روزای کشورمونه ، حتما پیشنهاد میشه

۰
نرگس
۱۴۰۰/۰۸/۰۸

ترجمه پاکیزه و خوبیست

۰
مُنـــا
۱۴۰۲/۰۶/۳۱

برای عزیزانی که میخوان کتاب رو بخونن این ترجمه به نظر من خوب بود داستان کتاب هم که گویای سیاست کثیف حکومت هاست.

۰
الیزابت دارسی
۱۴۰۲/۰۹/۱۳

داستان عجیبی بود از اون داستانایی که بعد از خواندنش باید بشینی چهار ساعت فکر کنی و بعدش هم درموردش با ده نفر حرف بزنی کاملا ارزش وقت و پولی که براش صرف میکنید رو داره🕊️

۰
کرم کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۵

با خواندن این کتاب به یاد کره شمالی و مردم ستمدیده و بدبختش افتادم. مردمی که مانند اسب داستان مزرعه حیوانات کار می کنند و دست آخر وقتی فایده ای برای حکومت مستبد ندارند به سلاخ خانه سپرده می شوند....بیشتر

۰
niki
۱۴۰۴/۰۷/۰۸

کتابی بسیار سیاسی که اگر به سیاست علاقه هم نداشته باشید باز هم خوشتون میاد؛داستان روایت گر گروهی از حیوانات با چالش های متفاوت... بعد از خوندن این کتاب احساس همدردی میکنید با کاراکتر های داستان که حیوانات هستن از اون دسته...بیشتر

۰
پری گل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۹

همه حیوانها باهم برابرند اما برخی از حیوانها برابرترند کتابی که شرایط شکل گیری یک جامعه دیکتاتوری و توتالیتر رو به خوبی توصیف میکنه، چقدر با سیر این کتاب همزاد پنداری میشد کرد!!

۰
Wraith
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۴

سلام. محتوای کتاب راجع به تغییر و تحولِ یک انقلابه. ترجمه عالیه. شعرها با وزن ترجمه شدن. توی داستان استعاره‌های جالبی استفاده شده طوری که میشه فهمید منظور چه اشخاصی بوده یا حتی به وقایع دیگه تعمیمش داد. این هم...بیشتر

۰
کاربر ۵۳۳۲۸۰۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۶

عالی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

کرم کتابخوان
۴۸
«همه‌ی حیوان‌ها با هم برابرند، اما بعضی حیوان‌ها از بقیه برابرترند.»
سورینام
۳۷
جنگ از این حرف‌ها نداره. هیچ انسانی خوب نیست، مگه این‌که مُرده باشه.
سورینام
۳۲
در ژانویه با کمبود آذوقه مواجه شدند. جیره‌ی ذرت را به میزان چشم‌گیر کاهش دادند و اعلام کردند برای جبرانش جیره‌ی سیب‌زمینی افزایش پیدا می‌کند. سپس معلوم شد بخش عمده‌ی محصول سیب‌زمینی توی سیلو یخ زده چون روی‌شان را درست نپوشانده بوده‌اند. سیب‌زمینی‌ها نرم و رنگ‌ورورفته بودند و فقط مقدار کمی از آن‌ها را هنوز می‌شد خورد. روزهای متوالی حیوان‌ها خوراکی جز سبوس و چغندر نداشتند. شبح قحطی پیشِ روی‌شان بود. آن‌چه اهمیتی حیاتی داشت این بود که وضعیت‌شان از نگاه دنیای بیرون پنهان بماند.
Dot
۱۷
هیچ انسانی خوب نیست، مگه این‌که مُرده باشه.
Aika
۱۶
مولی پرسید «خب، اجازه دارم مثل حالا به یالم روبان ببندم؟» اسنوبال گفت «رفیق، این روبان‌هایی که ان‌قدر به‌شون می‌نازی فقط نشونه‌ی بردگیه و بس. حالیت نمی‌شه آزادی از هر روبانی باارزش‌تره؟»
Aika
۱۳
هیچ حیوونی نباید هرگز به هم‌نوع‌هاش ظلم بکنه.
Niki
۱۳
به دورانی رسیده بودند که هیچ‌کس جرئت نداشت آن‌چه به نظرش می‌رسید بیان کند
arshia Ghaffari
۱۲
«همه‌ی حیوان‌ها با هم برابرند، اما بعضی حیوان‌ها از بقیه برابرترند.»
پویا یوزباشی
۱۱
راستش، همیشه نظر کسی که همان لحظه در حال صحبت بود به نظرشان صحیح می‌آمد.
شهرام
۹
نشانه‌ی مشخص آدم بودن دسته؛ ابزاری که باهاش مرتکب همه‌جور شرارتی می‌شه.»