با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آراد من، آراد او

دانلود و خرید کتاب آراد من، آراد او

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آراد من، آراد او  نوشته  سامیا دلیری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب آراد من، آراد او

کتاب آراد من، آراد او نوشته سامیا دلیری است. کتاب آراد من، آراد او داستان دختری است که باید در خاطراتش جست و جو کند و بخش فراموش‌شده ذهنش را پیدا کند.

درباره کتاب آراد من، آراد او

اولدوز (تارا) در کودکی مورد سواستفاده جنسی ناپدری‌اش قرار گرفته است و در اثر این ضربه روحی به اختلال روانی نادری دچار شده، که خود نیز از آن بی‌خبر است. بخشی از حافظه تارا در اثر تصادف مختل شده و شایعه‌هایی درباره هم‌خانه داشتن او بر سر زبان‌ها است که دستاویز خیانت همسرش شده است. ورود پسری مرموز، تارا را وا می‌دارد تا به جست وجوی بخش‌های فراموش شده حافظه‌اش برود و گذشته‌اش را که چون پازلی هزارتکه کنار هم بچیند تا به حقیقتی عجیب دست یابد اینکه او در گذشته چه زندگی‌ای داشته است.

خواندن کتاب آراد من، آراد او را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب آراد من، آراد او

خواستم حلقه‌ام را در بیاورم ولی نتوانستم. رامتین خیلی ستمگر بود ولی من قدرت نداشتم او را ترک کنم. نگاهم به حلقۀ درشت ازدواجم خشکید. حلقه‌ای که می‌گفت خودم آن را پسنديده‌ام اما من از آن متنفر بودم، چون اصلا به سلیقه‌ام نمی‌خورد. خیلی درشت و توی چشم بود و نمی‌دانم چه طور انتخابش کرده بودم؟ نگاهم اين بار روی ناخن‌های دست راستم خشکید که طبق عادت کوتاهشان کرده بودم، در حالیکه ناخن‌های دست ديگرم را بلند نگه می‌داشتم. حتی نمی‌توانستم توجیه کنم که اين کارم مثلا به خاطر گیتار زدن است، نه به اين دلیل که مدت‌ها بود ساز نمی‌زدم، چون اين شیوۀ کوتاه کردن ناخن، مال چپ دست‌ها بود و من راست دست بودم. اصلا نمی‌فهمیدم اين عادت از کجا آمده است؟ همۀ زندگی من همین شکلی بود، پر از رفتارهايی که چرای هیچکدام را نمی‌دانستم. مثل اسم آراد که با شنیدنش غرق شادی و انرژی می‌شدم. مثل تلخی عطری که ديوانه‌اش بودم. مثل فندک که مجذوبش بودم. مثل مجسمه‌های دکوری که ناگهان هوس می‌کردم بنشینم و مثل يک بچۀ پنج ساله، ساعت‌ها با آنها خاله بازی کنم. مثل حس تهی بودنی که همواره همراهم بود و دلم می‌خواست از فشار بی‌تاب کننده‌اش در هر فرصتی گريه کنم. حتی نمی‌دانستم آن چند سال خاطرۀ فراموش شده، برای همیشه از دست رفته‌اند يا روزی با جرقه و اتفاقی، قابل برگشت و بازيابی خواهند بود. بالاخره کرختی آمد و سراسر وجودم را در غم خود شناور کرد. تمام شبم با اندوه گذشت. با دردی تمام نشدنی از فکر داشتن عشقی که با رذالت احتمالی رامتین بر باد رفته بود؛ وقتی که بعد از تصادفم به ملاقاتم آمده و ادعا کرده بود قبل از پاک شدن خاطراتم، نامزدش بودم. دو ساعت از نیمه شب می‌گذشت که قفل در صدا داد و در با صدای بلندی بازوبسته شد. صدای پاهای رامتین که به سمت آشپزخانه رفت و صدای فشرده شدن آبخوری يخچال را شنیدم. جرعه‌ای آب خورد و بعد لیوان را به عمد داخل در يخچال کوبید. اصرار داشت بیدار باشم و بفهمم که مأمور عذابم برگشته است. بالاخره و انگار به اکراه به سمت اتاق خواب آمد و بی‌آنکه ملحفه را بلند کند، همان لبۀ تخت دراز کشید تا اگر هنوز به اندازۀ کافی شکنجه‌اش جواب نداده است، اين کارش را ببینم و از بی‌اعتنايی‌اش خرد شوم. می‌توانست وقتی ناراحتم و به سمتش نمی‌چرخم، بازوانش را دورم گره بزند و من را به خود نزديک کند. يک بار هم که شده او برای به دست آوردن قلبم پیش‌قدم شود. کاش حداقل زخم تهمتی که زده بود را مرهم می‌گذاشت اما رامتین کمترين تلاشی برای جبران ريخته‌هايش نداشت. بوی ادکلن شیرينی از آن سوی تخت به سمتم هجوم آورد. اين عطر غريبه و زنانه را مدتی بود که می‌شناختم. تصوير نوشین با آن چشم‌های گربه‌ای و بینی عملکرده جلوی چشم‌هايم جان گرفت. شک نداشتم بوی غريبۀ اوست که مثل ديوار، میان رامتین و من قد افراشته است. نمی‌فهمیدم چه طور وقتی تنش بوی غريبه‌ها را می‌داد، می‌توانست از نجابت احتمالا نداشته‌ام، بر سرم چماق بسازد؟

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۱۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲-۵۰-۱
تعداد صفحات۵۱۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۹۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲-۵۰-۱