با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دریابم

دانلود و خرید کتاب دریابم

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دریابم  نوشته  اعظم حسین‌پور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب دریابم

کتاب دریابم داستانی از اعظم حسین پور است که در انتشارات آئی سا منتشر شده است. داستان درباره دختری به نام باران و زندگی پر فراز و نشیبش است که در جستجوی عشق و خانوده صرف می‌شود. 

درباره کتاب دریابم

باران دخترک یتیم مردگریزی است که سال‌ها در پرورشگاه زندگی کرده به شدت احساس تنهایی می‌کند و در حسرت‌ داشتن خانواده است. بعد از سال‌ها رفیق و یار دوران کودکی را می‌یابد و به او دل می‌بندد اما شهاب جای دیگری دربه در دنبال عشق می‌گردد. باران سرخورده از عشقی بی‌فرجام بر سر دوراهی بزرگ زندگی‌اش گرفتار می‌شود. انتخاب عشق یا ساختن خانواده مختص به خودش؟ و باران قدم‌ به راهی خواهد گذاشت پر فراز و نشیب و پردردسر تا....

کتاب دریابم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

خواندن کتاب دریابم را به تمام دوست‌داران داستان‌های ایرانی و رمان‌های عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب دریابم  

بعد از شستن ظرفها، نشستم كنار بخاری گازی و روزنامه‌ى نیازمندی‌ها را كه سر راه خریده بودم، مقابلم پهن كردم. نگاهم روی استخدامی‌ها می‌چرخید و هر كدام كه به نظرم خوب بود، زیرش یک خط با خودكار قرمز میكشیدم. محبوبه با یک سینی چای آمد و نشست آن طرف روزنامه و نگاهش را داد به خطكشی‌های قرمز.

- حالا نمی‌شد مهندس، اون شركت بدمصبش رو تا یه ترم دیگه باز نگه می‌داشت تا تو هم آواره و سرگردون نشی؟

نگاه زیرچشمی‌ام كه به قیافه‌ى كج و معوجی كه به خودش گرفته بود، افتاد صدای خنده‌ام به هوا بلند شد و با ابرویی بالا انداخته گفتم:

- لابد نمیشد دیگه!

قری به سر و گردنش داد و این كارش باعث شد موهای كوتاه خرمایی‌اش به

اینسو و آنسوی صورتش تاب بخورند.

- حال سر سیاه زمستون چه وقت جابه‌جایی بود؟ می‌ذاشت قشنگ سر فرصت

اول تابستون، كه تو هم درست تموم شه، خانم معلم بشی و بری واسه طرح،

اونم جول و پلاسش رو جمع می‌كرد و می‌رفت شهرستان.

خنده‌ام ادامه داشت. دور یک مورد دیگر را خط كشیدم و گفتم:

- مهندس به اندازه‌ی كافی توی این سه سال و نیم بهم لطف و محبت كرده. حالا هم خودش خیلی ناراحت بود بابت بیكاری من، واسه همینم یه معرفینامه درست و درمون بهم داد كه هر جا ببرم، راحت بهم كار بدن. وضع قلبش دیگه رو به وخامته، دكتر دوساله بهش میگه باید برای زندگی بره یه جای خوش آب و هوا. كارد به استخونش كه رسیده كه تصمیم گرفته بره، وگرنه شركت به اون بزرگی، با اون همه دبدبه و كبکبه مگه آسونه جابه‌جاش كنن؟ چاره‌ای نداشته محبوب خانم...

و بعد درحالیكه دستم را دراز كرده بودم، گفتم:

- بده این چایی خوش‌رنگت رو بخوریم، حالمون جا بیاد. خدای منم بزرگه، كار كه قحطی نیومده.

استکان دسته‌دار شیشه‌ای را داد به دستم و ناراضی گفت:

- حال مجبوری كار پیدا كنی؟ فقط یه ترم مونده تا درست تموم بشه، بعدشم كه میشی خانم معلم. واسه‌ی این چند ماه پسانداز نداری یعنی؟

چای داغ را هورتی بال كشیدم. نگاهم باز چرخید روی صفحه‌ی روزنامه و با لحنی جدی و سرد گفتم:

- مجبورم! به فرضم این چند ماه رو با پس‌انداز ناچیزم بگذرونم و بشم خانم معلم؛ این خانم معلم خونه نمی‌خواد؟ تو كه تابستون بری شهرتون پیش خونواده‌ت، من نباید یه جا رو اجاره كنم واسه‌ی زندگی؟ حداقل همینجا رو بتونم نگه دارم، كه اینم پول پیش میخواد دیگه خانوم.

اخم‌هایش در هم فرورفت. چای، عطر و مزه‌اش را به ناگاه برایم از دست داد. استکان را گذاشتم كنار روزنامه و دور یک مورد دیگر خط كشیدم و ادامه دادم:

- به غیر از اون، من كار نکنم از تنهایی دیوونه میشم. همین فردا مگه تو قرار نیست بری شهرتون واسه تعطیلات پایان ترم یا واسه تعطیلات عید؟ بمونم توی این خونه و به در و دیوار نگاه كنم تا روانی بشم؟

اخمش بیشتر پیچ خورد به هم. لبه‌ى روزنامه را با دست تا میزد و لبش را می‌گرفت زیر دندانش و آزاد می‌كرد. در یک لحظه بُراق شد توی صورتم.

- من كه التماست كردم بیا با هم بریم، مامانم اینا به خدا خودشون چند بار زنگ زدن و گفتن كه تو رو هم با خودم ببرم. میگم باران! بیا از خر شیطون پیاده شو! تو كه میگی كار برات قحط نیست، یه هفته بیشتر بیکار بمونی به هیچ كجای این دنیا برنمیخوره. بیا با من بریم اراک. به خدا قول میدم بهت خیلی هم خوش بگذره. یه آب و هوایی عوض كن، بعد حسابی پر انرژی بیا بیفت دنبال كار، ها! چی میگی؟ برات بلیت بگیرم؟

دستم را گذاشته بودم زیر چانه و داشتم با یک دنیا لذت به جوش و خروشش با نگاه می‌كردم. رفیق بود دیگر! دل می‌سوزاند برای تنهایی من یتیم، اما من نمی‌خواستم. 

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۳۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۸۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۱۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲-۳۹-۶
تعداد صفحات۴۳۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۸۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۱۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۶۲-۳۹-۶