معرفی و دانلود کتاب ایمان بدون نون + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ایمان بدون نون
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ایمان بدون نون

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
مجتبی احمدی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ایمان بدون نون

مجتبی احمدی( -۱۳۶۰)، شاعر است. در یکی از سروده‌های این مجموعه شعر طنز به نام «گاف» می‌خوانیم: «یک مرد، نیمه‌های چهل شب خلاف کرد یک زن، چهار روزِ تمام اعتراف کرد گفتند در پی خبرِ سیل، چُرتِ شهر پلکی زد و مذاکره‌ای با گـُواف کرد گاهی به نقد «تندروی» تا زند قلم آن تیغِ کُند، رایزنی با غلاف کرد در یک نشست، «راه» به چالش کشیده شد لَنگی در ابتدای سخن، سینه صاف کرد پنجاهمین همایشِ «نان» بود و... باز وی تبیینِ فرق آب قلیل و مضاف کرد فردی گدا -به موسم حج- گشت گرد شهر... ایشان کنار زوجۀ چارم، طواف کرد جستار روی راهِ برون‌رفت بود و او تحلیل و بررسی‌اش به زیر لحاف کرد ای تیترهای تیرۀ هرروزنامه‌ها! باید که واژه‌های زلال اکتشاف کرد ناگه خبر رسید خدا بعدِ «عین» و «شین» روزی نشست گوشه‌ای و فکرِ «قاف» کرد ابری شد آسمانم و «قیصر» دوید و گفت: «باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد» آمد به وجد، این که منم -حسّ بی‌حواس- از عشق می‌نوشت اگر باز گاف داد!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ایمان بدون نون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابایمان بدون نون
موضوعطنز، شعر معاصر
نویسندهمجتبی احمدی
انتشاراتنشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۳/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۱۴۱۴۹۶
تعداد صفحه‌ها۱۰۴ صفحه
قیمت کتاب۱۲۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سپیده
۱۳۹۵/۱۲/۰۷

شعر در قسمت جزئیات و در نمونه،فوق العاده اس...

۰
لیلا فراهانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۷

شعرهای طنز زیبایی بود من ک دوست داشتم

۰

بریده‌هایی از کتاب

مهدی
۲۶
آن نگاری که به قرآن قسمش می‌دادم پیرو حضرت انجیل در آمد از کار
Sky_Blue
۲
من آمدم و شما نبودید ای بد عهدان! چرا نبودید؟ هی در زدم و دری نشد باز بودید مگر کجا، نبودید؟ پنهان شده‌اید در «سه‌نقطه»! پنهان بودید یا نبودید؟! در شهر شما غریب ماندم ای‌کاش که آشنا نبودید! در پاسخ‌تان سکوت کردم! چون هرچه زدم صدا نبودید
zahra
۲
چشم‌هایت جنوب اهواز است گونه‌هایت شمال شیراز است زیره می‌ریزد از لبت، انگار لحن کرمانی‌ات در اعجاز است
Sky_Blue
۱
بودید به‌وقتِ شور و شادی هنگامِ غم و عزا نبودید گفتید: «بیا» و من دویدم گفتم: «برویم»؛ پا نبودید! در «آری» تان نبود خیری یک ‌عمر به‌غیرِ «لا» نبودید ای فرقۀ منفعت‌طلب‌ها! این فرقه نبود تا نبودید! هرگاه زدید حرفِ «ایمان» از «نونِ» ته‌اش جدا نبودید!
محدثه
۱
پیش این مردمِ کبوترباز، باز هم بازها عزیزترند
محدثه
۱
بس که هی از روی دستِ هم کپی کردند آدم‌ها نیست فرقی بین‌شان جز لُخت یا با پیرهن بودن!
مهدی
۰
زین پس دوباره دست قلم را قلم کنم زین پس دوباره عاقل و معقول می‌شوم
مهدی
۰
«یار» ذکرِ من است در هر حال تا که ذکر کلاغ‌ها «قار» است
reyhan
۰
چرخِ دنیا برای پُرروها هیچ روزی نمی‌شود پنچر وضعِ کم‌رو زیاد جالب نیست، جفتک‌اندازها عزیزترند