با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب دیوان اشعار فروغ فرخ زاد اثر فروغ فرخزاد

دانلود و خرید کتاب دیوان اشعار فروغ فرخ زاد

پرواز را به خاطر بسپار

۴٫۰ از ۴ نظر
۴٫۰ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دیوان اشعار فروغ فرخ زاد  نوشته  فروغ فرخزاد  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
معرفی نویسنده
عکس فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد
ایرانی | تولد ۱۳۱۳ - درگذشت ۱۳۴۵

فروغ ‌فرخزاد شاعر نامدار معاصر ایران است. در طول۳۲ سال زندگی‌اش، پنج دفتر شعر منتشر کرد که از اشعار ماندگار شعر معاصر فارسی به حساب می‌آیند. فروغ فرخزاد ۸ دی ماه ۱۳۱۳، در یک خانواده نظامی و در تهران به دنیا آمد. فروغ فرزند چهارم خانواده بود. شانزده ساله بود که عاشق یکی از بستگان مادرش، پرویز شاپور شد. پرویز پانزده سال از فروغ بزرگتر بود و با وجود مخالفت خانواده‌هایشان با هم ازدواج کردند. پسرش، کامیار شاپور حاصل این ازدواج ناسرانجام است که پس از مدت کوتاهی به جدایی رسید.

فروغ در همان سال‌ها به دنیای شعر روی آورد و در ۱۷ سالگی اولین مجموعه شعرش را به نام اسیر منتشر شد.

تابستان ۱۳۴۳، پس از آشنایی با ابراهیم گلستان و فعالیت در چند پروژه‌ی سینمایی، به ایتالیا، آلمان و فرانسه سفر کرد. در همین دوران زبان آلمانی و ایتالیایی را یاد گرفت. پس از این سفرها دوباره به شعر روی آورد و کتاب «تولدی دیگر» را منتشر کرد که هم مورد توجه مردم و هم منتقدین قرار گرفت. بعد از آن کتاب «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد که توانست موفقیت کتاب قبلی‌اش را تکرار کند.

اسیر نام نخستین مجموعه شعر فروغ فرخزاد است که شامل ۴۳ شعر است. دیوار، عنوان دومین مجموعه شعر فروغ است که ۲۵ شعر دارد. عصیان، سومین مجموعه شعر فروغ، مربوط به سالهای ۳۶ و ۳۷ شعر است. شامل در این مجموعه، شاعر به مسئله خلقت انسان و عصیان شیطان نظر دارد و اندیشه‌های خیامی نیز در بین اشعار فروغ نمایان است.

تولدی دیگر، چهارمین عنوان مجموعه شعری فروغ است که مربوط به سال‌های ۳۸ تا ۴۲ است. این دفتر با مجموعه‌های پیشین شاعر متفاوت است و شامل ۳۵ شعر است.

در نهایت آخرین مجموعه شعر فروغ، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد نام دارد که مربوط به سه سال آخر عمر شاعر است و شامل هفت قطعه است که همه‌ی آن‌ها از مهم‌ترین اشعار فروغ اند.

آثار و اشعار فرغ فرخزاد تا کنون به زبان‌های انگلیسی، ترکی، عربی، چینی، فرانسوی، اسپانیایی، ژاپنی، آلمانی و عبری ترجمه شده‌اند.

در بین سال‌های ۴۲–۴۳ فروغ یک بار دست به خودکشی زد. یک جعبه قرص گاردنال خورد ولی خدمتکارش در هنگام غروب متوجه شد و او را به بیمارستان رساند. سرانجام فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، هنگام رانندگی با جیپ ابراهیم گلستان، با ماشینی که سرویس مدرسه بود تصادف کرد و جان باخت.

پیکرش روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در آرامگاه ظهیرادوله به خاک سپرده شد. 

معرفی کتاب دیوان اشعار فروغ فرخ زاد

کتاب حاضر دیوان اشعار فروغ فرخ زاد است که با عنوان پرواز را به خاطر بسپار در انتشارات کلک ازادگان به چاپ رسیده است.

زنده و جاری بودن سروده‌های فروغ در جویبار هم‌اکنون و زبان حال روزگار ما، با درنگ بر سپری شدن بیش از پنجاه سال از رخت بربستن سراینده، انگیزه‌ای شد تا به ارایۀ مجموعه‌ای کامل از اشعار او دل بسپاریم.

با آن که فروغ خود اذعان داشته بود که دیگر دل به اشعار سه دفتر نخستین ندارد و ای کاش آن‌ها را منتشر نکرده بود، اما بر آن شدیم تا با آوردن تمامی اشعار این سراینده، پله‌پله روند تکاملی زایش، تبلور و بلوغ شعر را در مراحل مختلف هستی او بنمایانیم. در گردآوری این دیوان نهایت همّ خود را بر صحت متن و درستی واژه‌ها گماردیم تا با راهیابی غلط‌های فاحش و مخدوش‌کننده - که متأسفانه در نمونه‌های موجود فراوان هستند - خار چشم‌آزار خوانندگان فهیم نشویم.

با امید آن که این کوشش، خوشایند طبایع لطیف و صاحبان ذوق قرار گیرد.

ابیاتی از دیوان فروغ فرخزاد

بعد از تو

ای هفت‌سالگی

ای لحظۀ شگفتِ عزیمت

بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت

بعد از تو پنجره که رابطه‌ای بود، سخت زنده و روشن

میانِ ما و پرنده

میانِ ما و نسیم

شکست

شکست

شکست

بعد از تو آن عروسکِ خاکی

که هیچ چیز نمی‌گفت هیچ چیز به جز آب، آب، آب

در آب غرق شد

بعد از تو ما صدایِ زنجره‌ها را کشتیم

و به صدایِ زنگ که از رویِ حرف‌هایِ الفبا برمی‌خاست

و به صدایِ سوتِ کارخانه‌هایِ اسلحه‌سازی، دل بستیم

بعد از تو که جایِ بازی‌مان زیرِ میز بود

از زیرِ میزها

به پشتِ میزها

و از پشتِ میزها

به رویِ میزها رسیدیم

و رویِ میزها بازی کردیم

و باختیم، رنگِ تو را باختیم، ای هفت‌سالگی

بعد از تو ما به هم خیانت کردیم

بعد از تو ما تمامِ یادگاری‌ها را

با تکه‌هایِ سرب و با قطره‌هایِ منفجرشدۀ خون

از گیجگاه‌هایِ گچ‌گرفتۀ دیوارهایِ کوچه زدودیم

بعد از تو ما به میدان‌ها رفتیم

و داد کشیدیم:

زنده باد!

****

شوق

یاد داری که زِ من خنده‌کنان پرسیدی

چه رهاوردِ سفر دارم از این راهِ دراز؟

چهره‌ام را بنگر تا به تو پاسخ گوید

اشکِ شوقی که فروخفته به چشمانِ نیاز

چه رهاوردِ سفر دارم ای مایۀ عمر؟

سینه‌ای سوخته در حسرتِ یک عشقِ محال

نگهی گم‌شده در پردﮤ رؤیایی دور

پیکری ملتهب از خواهشِ سوزانِ وصال

چه رهاوردِ سفر دارم... ای مایۀ عمر؟

دیدگانی همه از شوقِ درون پرآشوب

لبِ گرمی که بر آن خفته به امید و نیاز

بوسه‌ای داغ‌تر از بوسۀ خورشیدِ جنوب

ای بسا در پیِ آن هدیه که زیبندﮤ توست

در دلِ کوچه و بازار شدم سرگردان

عاقبت رفتم و گفتم که تو را هدیه کنم

پیکری را که در آن شعله کشد شوقِ نهان

چو در آیینه نگه کردم، دیدم افسوس

جلوﮤ روی مرا هجرِ تو کاهش بخشید

دست بر دامنِ خورشید زدم تا بر من

عطش و روشنی و سوزش و تابش بخشید

حالیا... این منم، این آتشِ جانسوز منم

ای امیدِ دلِ دیوانۀ اندوه‌نواز

بازوان را بگشا تا که عیانت سازم

چه رهاوردِ سفر دارم از این راهِ دراز

******

ترس

شب تیره و ره دراز و من حیران

فانوس گرفته او به راهِ من

بر شعلۀ بی‌شکیبِ فانوسش

وحشت‌زده می‌دود نگاهِ من

بر ما چه گذشت؟ کس چه می‌داند

در بسترِ سبزه‌هایِ تردامان

گویی که لبش به گردنم آویخت

الماسِ هزار بوسۀ سوزان

بر ما چه گذشت؟ کس چه می‌داند

من او شدم... او خروشِ دریاها

من بوتۀ وحشیِ نیازی گرم

او زمزمۀ نسیمِ صحراها

من تشنه میانِ بازوانِ او

همچون علفی زِ شوق روییدم

تا عطرِ شکوفه‌هایِ لرزان را

در جامِ شب شکفته نوشیدم

بارانِ ستاره ریخت بر مویم

از شاخۀ تک‌درختِ خاموشی

در بسترِ سبزه‌هایِ تردامان

من ماندم و شعله‌هایِ آغوشی

می‌ترسم از این نسیمِ بی‌پروا

گر با تنم این چنین درآویزد

ترسم که زِ پیکرم میانِ جمع

عطرِ علفِ فشرده برخیزد!

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
Majid
۱۴۰۰/۰۵/۲۲

با این حرکت‌گذاری خوندنش خیلی راحت‌تره. سپاس از طاقچه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰)
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی‌ست
Bard
چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود این سان صبور، سنگین، سرگردان، فرمانِ ایست داد؟
HaleH.Eb
نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد و ماهیان چگونه گوشت‌هایِ مرا می‌جوند چرا مرا همیشه در تهِ دریا نگاه می‌داری؟
HaleH.Eb
من از جهانِ بی‌تفاوتیِ فکرها و حرف‌ها و صداها می‌آیم
HaleH.Eb
میانِ پنجره‌و دیدن همیشه فاصله‌ای‌ست چرا نگاه نکردم؟
HaleH.Eb
آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره باغچه‌ها را بنفشه خواهم کاشت؟ و شمعدانی‌ها را در آسمانِ پشتِ پنجره خواهم گذاشت؟ آیا دوباره رویِ لیوان‌ها خواهم رقصید؟ آیا دوباره زنگِ در، مرا به سویِ انتظارِ صدا خواهد برد؟
HaleH.Eb
سکوت چیست، چیست، چیست ای یگانه‌ترین یار؟ سکوت چیست به جز حرف‌هایِ ناگفته
HaleH.Eb
وقتی که زندگیِ من دیگر چیزی نبود، هیچ چیز به جز تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری دریافتم باید، باید، باید، دیوانه‌وار دوست بدارم
HaleH.Eb
حرفی به من بزن من در پناهِ پنجره‌ام با آفتاب رابطه دارم
HaleH.Eb
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می‌روم و انگشتانم را بر پوستِ کشیدۀ شب می‌کشم چراغ‌هایِ رابطه تاریکند چراغ‌هایِ رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانیِ گنجشک‌ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی‌ست
HaleH.Eb

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۴/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۹۹۶-۱۴-۰
تعداد صفحات۴۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۴/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۹۹۶-۱۴-۰