«فرجام آندریاس» آخرین اثر یوزف روت نویسنده بزرگ اتریشی است. او در ادبیات آلمانیزبان اتریش، در کنار دو چهره بزرگ دیگر روبرت موزیل و هرمان بروخ قرار دارد. روت بعد از جنگ جهانی اول به کار روزنامهنگاری مشغول شد و برای مجلات، نقد ادبی و مقاله مینوشت. «تار عنکبوت»، «شب هزار و دوم»، «نسل بربادرفته» و «مارش رادتسکی» از آثار این نویسندهاند که از بهترین نمونههای نثر ادبیات آلمانی قرن بیستم به شمارمیرند.
یوزف روت که یک یهودی بود، در جنگ جهانی اول و فروپاشی اتریش، بیوطن شد و تمام دلخوشیهایش را از دست داد. همسرش روانی شد و به آسایشگاه رفت و در زمان هیتلر، نازیها او را مانند هزاران بیمار روانی دیگر به قتل رساندند. روت مجبور شد مانند بسیاری از نویسندگان همعصر خود مانند توماس مان و تسوایگ از آلمان برود.
او در رمانهایش از روزگاری میگوید که امپراتوری اتریش قلب اروپا بود. یوزف روت پدر نداشت و مفهوم «پدر» نیز یکی از درون مایه های مهم آثار او است که در هر رمان به شکلی متبلور میشود.
«فرجام آندریاس» داستانی است از زندگی کارگر مهاجر فقیر و بیخانمانی در حاشیه رود سن که با ورود غریبهای شیکپوش به زندگیاش، دچار تحول میشود و حیات او معنایی تازه میگیرد. غریبه که یک تازهمسیحی است مبلغ قابل توجهی به اندریاس قرض میدهد و از او میخواهد تا پول را از طرف او به کلیسای قدیسه ماری باتینیول هدیه کند. از این لحظه آندریاس احساس دینی میکند که باید به قدیسه ترزا ادا کند، اما اعتیاد او به الکل مانعی بر این ادای دین میشود. این برخورد اتفاقی، سرنوشت شگفتانگیز و پر از رنجی را برای آندریاس رقم میزند.
یوزف روت به بازسازی واقعیتها براساس دادههای عینی معتقد بود و این اثر هم درواقع بازتابی از زندگی انسانهایی همانند او بود که در تنهایی و بیوطنی روزگارمیگذراندند و در تنهایی میمردند. روت هم در سال ۱۹۳۹ در سن چهل و پنج سالگی در گداخانهای در پاریس درگذشت.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صوتی فرجام آندریاس و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کاملا بی محتوا و بی معنی
تکرار مضخرفات بیهوده و کودکانه که از بابت وقتی که به زباله دانی فرو کشتم به خودم بدهکارم.
داستان درباره ی یک بی خانمان حومه رودخانه سن هست خیلی قشنگ بود....