
دانلود و خرید کتاب صوتی ساحره کوه کهربا
معرفی کتاب صوتی ساحره کوه کهربا
کتاب صوتی ساحره کوه کهربا نوشته ویلهلم ماین هولد روایتی طولانی، تیره و پرجزئیات از محاکمات ساحرهها، قحطی، جنگ و ایمان مذهبی در اروپای قرون گذشته است. جواد سید اشرف آن کتاب را ترجمه کرده و نشر آوانامه کتاب صوتی ساحره کوه کهربا را با گویندگی فرهاد اتقیایی منتشر کرده است. شنونده در این کتاب صوتی با دستنویسی قدیمی روبهرو میشود که کشیشی آن را یافته و ماین هولد با ویرایش و تکمیل آن، داستانی پرکشمکش از رنج مردم، تعصب دینی، جادو و خشونت میسازد.
درباره کتاب ساحره کوه کهربا
کتاب ساحره کوه کهربا داستانی است که ویلهلم ماین هولد آن را بر پایه دستنویسی کهنه و ناقص از یک کشیش پیر ساخته است. در پیشگفتار، راوی معاصر توضیح میدهد چگونه در کلیسای روستای کوزهرو، در جزیره اوزهدُم، به نسخهای چرمی و پوسیده برمیخورد که بخشی از آن بهعنوان کاغذپاره برای بستهبندی و نشانهگذاری کتابها تکهتکه شده است. او با زحمت بسیار متن را میخواند، از محاکمات ساحرهها و خشونتهای حیرتآور آن دوره شگفتزده میشود و سپس تصمیم میگیرد با کمترین دخالت، این روایت را برای مخاطب امروز حفظ کند. در ادامه کتاب صوتی ساحره کوه کهربا، متن اصلی کشیش آغاز میشود؛ جایی که شش فصل نخست مفقود شده و داستان با فصلی به نام «غارت شاهانه» شروع میشود. کشیش در میانه جنگ سیساله، قحطی، یورش سربازان امپراتور، غارت کلیسا، گمشدن جام مقدس، گرسنگی مردم و مرگ همگانی، همزمان باید از ایمان خود، دخترش ماریا و جماعت کوچک روستا محافظت کند. کتاب صوتی ساحره کوه کهربا در فصلهای متعدد، هم ماجرای قحطی، صید پرندگان، تلاش برای گرفتن کمک از فرماندار، دشمنی او، و هم ورود تدریجی اتهام جادوگری و نقش لیزه کولکن، زن پیر و متهم به سحر را دنبال میکند. در بخشهای بعدی کتاب صوتی ساحره کوه کهربا، کشف رگه عظیم کهربا در کوه اشترکلبرگ، سفر به شهر وُلگاست، مواجهه با بازرگانان، و کشمکش میان فقر، طمع، ایمان و ترس از قدرتهای دنیوی، فضای داستان را پیچیدهتر میکند. ماین هولد در آن کتاب، با حفظ لحن مذهبی و اعترافگونه کشیش، تصویری از جهانی میسازد که در آن مرز میان معجزه، تصادف، جنون جمعی و جادو مبهم است و شنونده را در دل محاکمات ساحرهها و خشونت مذهبی فرو میبرد.
خلاصه داستان ساحره کوه کهربا
در کتاب صوتی ساحره کوه کهربا، راوی اصلی کشیشی است در روستای کوزهرو در جزیره اوزهدُم، در میانه جنگ سیساله. او در یادداشتهای خود از غارت سربازان، شکستن درِ کلیسا، دزدیدهشدن جام مقدس، قحطی، طاعون و نابودی روستا مینویسد. کشیش میکوشد جماعت کوچک خود را با دعا، موعظه و تقسیم اندک نان و گوشت زنده نگه دارد، درحالیکه فرماندار بیرحم، سهم کلیسا و مردم را از غلات و پول قطع کرده است. در میانه این فلاکت، نقش لیزه کولکن، زن پیر با چشمان لوچ و شهرتی مشکوک، پررنگ میشود؛ زنی که هم به بیرحمی و رابطه پنهانی با فرماندار متهم است و هم به نفرین و جادو. کشیش میان تفسیر وقایع بهعنوان مجازات الهی، باور به سحر و جادو و تلاش برای حفظ عدالت سرگردان است. کشف رگه عظیم کهربا در کوه اشترکلبرگ توسط دخترش ماریا، امید تازهای میآورد و آنها را وارد دنیای بازرگانان، قدرت سیاسی و خطر تازهای از اتهام و حسادت میکند.
چرا باید کتاب ساحره کوه کهربا را بشنویم؟
کتاب صوتی ساحره کوه کهربا تصویری نزدیک و جزئینگر از زندگی در سایه جنگ، قحطی و محاکمات ساحرهها ارائه میدهد و نشان میدهد چگونه ایمان، ترس، قدرت سیاسی و شایعه میتوانند سرنوشت یک روستا را دگرگون کنند. شنونده در آن کتاب با ذهنیت کشیشی روبهرو میشود که میان خدا، شیطان، جادو و مسئولیت اخلاقی خود گرفتار است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی ساحره کوه کهربا به علاقهمندان رمانهای تاریخی تیره، کسانی که به محاکمات ساحرهها، تاریخ مذهبی اروپا و روایتهای اولشخص اعترافگونه علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به مخاطبانی که به دنبال داستانی طولانی، پرجزئیات و پرتنش درباره قحطی، جنگ و تعصب دینیاند.
بخشی از کتاب ساحره کوه کهربا
«پس از چندین روز، آنگاه که باقیمانده قوتِ لایموتمان هم تقریباً به انتها رسیده بود، آخرین گاو من نیز سقط شد (سایر گاوهایم را همانطور که پیشتر ذکر کردم قبلاً گرگها دریده و بلعیده بودند). البته این ظنّ باقی ماند که شاید لیزه به حیوان آسیبی رسانده بود، چون آن گاو یک روز پیش از آن در سلامت کامل علف خورده بود. اما چون من نمیخواهم به کسی تهمت بزنم، این ظنّ را از ذهنم میزدایم زیرا که شاید هم این خسران نتیجه تنبیه عادلانه حضرت باریتعالی و نشانه خشمِ بحقِ او بر این حقیر بوده است ــ باری، بدین ترتیب من اینک بار دیگر به نهایت ذلّت و بیچارگی گرفتار شده بودم، و هنگامی که ناگهان فریاد و ضجّه به آسمان برخاست که گروهی از سربازان امپراتور بار دیگر به اوکهریتسه سرازیر شده، به غارت و چپاول پرداخته و نیمی از خانههای روستا را به آتش کشیدهاند، دخترم ماریا به گریه افتاد و گریههای سوزناکش جگرم را بیشتر سوزاند و قلبم را دوچندان به درد آورد. با شنیدن این خبر بیش از آن خود را در خانه محقرم محفوظ و ایمن احساس نکردم و پس از آنکه از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کردم و خود را به او سپردم، همراه دخترم و خدمتکار پیرم ایلزن به سوی اشترکلبرگ راه افتادم. من در آنجا از مدتی قبل برای خودمان حفرهای شبیه به یک غار کوچک پیدا کرده و در نظر گرفته بودم که بوتههای توت وحشی خیلی خوب از نظرها پنهانش میداشت تا در صورت نیاز و اگر در پی حمله سربازان از خانه تارانده شدیم بتوانیم در آنجا پناه بگیریم. از این رو هر آنچه از مایحتاج زندگیمان باقی مانده بود همراه بردیم و با آه و ناله به جنگل روی آوردیم.»
زمان
۱۳ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۴۲۳٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۳ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۴۲۳٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد